به گزارش شهرآرانیوز، رسول صدرعاملی در ۲۲ آذر ۱۳۳۳ در اصفهان متولد شد و از همان اوایل نوجوانی وارد عرصه روزنامهنگاری شد و در ۱۷ سالگی با روزنامه اطلاعات همکاری کرد. او سپس در فرانسه در رشته جامعهشناسی تحصیل کرد و پس از بازگشت به ایران مسیر حرفهای خود را در سینما آغاز کرد. صدرعاملی فعالیت سینمایی خود را با تولید فیلمهایی، چون «رهایی» و «تحقیر» در اوایل دهه ۱۳۶۰ آغاز کرد و در طول سالها بهعنوان کارگردان، تهیهکننده، نویسنده و گاهی منتقد سینما شناخته شده است.
او در طول بیش از چهار دهه فعالیت حرفهایاش به ساخت آثاری متنوع در ژانرها و موضوعات مختلف پرداخته و معمولاً تمهای اجتماعی، انسانی و دغدغههای نسل جوان را بهعنوان محور روایتهای سینمایی خود انتخاب کرده است؛ رویکردی که بهویژه در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ باعث جلب توجه منتقدان و مخاطبان شده است.
رسول صدرعاملی در طول فعالیت حرفهای خود فیلمهای مهمی را ساخته که برخی در سطح بینالمللی نیز شناخته شدهاند. از آثار او میتوان به «زن زیادی»، «دختری با کفشهای کتانی»، «من ترانه ۱۵ سال دارم»، «هر شب تنهایی»، «زندگی با چشمان بسته»، «منتظر معجزه» و «سالدوم دانشگاه من» اشاره کرد.
فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» یکی از مهمترین آثار صدرعاملی است که در جشنواره فیلم فجر بهعنوان یکی از بهترین آثار شناخته شد و جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد و سپس در جشنوارههای بینالمللی نیز جوایزی همچون جایزه FIPRESCI جشنواره تسالونیکی و جوایزی در لوکارنو را کسب کرد.
آثار صدرعاملی غالباً بر محور روابط انسانی، رشد نوجوانان و چالشهای اجتماعی هستند و با روایتی دقیق، شخصیتها را در برابر مخاطب قابلدرک و ملموس میکنند. این ویژگی باعث شده تا بسیاری از کارهایش علاوه بر فروش مناسب در ایران، در سطح جشنوارههای خارجی نیز مورد توجه قرار گیرند؛ رویکردی که وجه اجتماعی و انسانی سینمای او را تقویت میکند.
در سال ۱۴۰۴، رسول صدرعاملی با فیلم «قایقسواری در تهران» بار دیگر به جشنواره فیلم فجر بازگشته است؛ اثری که طبق اخبار رسمی، کلید تولید آن از اواسط آبان ۱۴۰۴ در تهران آغاز شده و قرار است در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شود.
فیلم «قایقسواری در تهران» بر اساس فیلمنامهای از پیمان قاسمخانی ساخته شده و در آن سحر دولتشاهی و پیمان قاسمخانی در نقشهای اصلی بازی میکنند.
اگرچه جزئیات دقیق موضوع و روایت فیلم هنوز بهطور کامل اعلام نشده، اما انتخاب بازیگران، نویسنده و تیم تولید نشان میدهد که فیلم تلاش دارد فضایی اجتماعی و انسانی ارائه دهد؛ رویکردی که با نگاه غالب سینمای صدرعاملی همراستا است.
نگاه هنری رسول صدرعاملی را میتوان ترکیبی از روایت انسانی، دغدغههای اجتماعی و تلاش برای ایجاد پیوند با مخاطب عام و جدی دانست. در آثار او، شخصیتها معمولاً در شرایطی قرار میگیرند که ناچار به انتخاب، رشد و مواجهه با چالشهای اجتماعی میشوند؛ روایتی که بیش از آنکه بازتولید کلیشهها باشد، به جستجوی معنا در زندگی روزمره میپردازد.
در سالهای اخیر نیز صدرعاملی سعی کرده این ساختار روایت انسانی را با مضامین اجتماعی روز پیوند دهد. فیلم «زیبا صدایم کن» که در جشنواره فجر سال گذشته حضور داشت، با تمرکز بر روابط انسانی و چالشهای روانیاجتماعی توانست توجه دقیق منتقدان و مخاطبان جشنواره را جلب کند و در برخی بخشها بهعنوان یکی از آثار برجسته شناخته شود.
این مسیر نشان میدهد که صدرعاملی نه تنها بر تجربههای انسانی تمرکز دارد، بلکه در تلاش است تا فیلمهایش را در بستر جامعه ایرانی امروز قرار دهد و از الگوهای رایج فرار نکند. زبان سینمایی او گرچه ریسکپذیر و آوانگارد نیست، اما دارای ثبات، انسجام و تعهد به روایتهای دارای محتواست؛ ویژگیای که بسیاری از فیلمسازان آن را در سینمای معاصر ایران کمتر دنبال کردهاند.
از آثار نوجوانانه و اجتماعی دهههای گذشته تا فیلم جدید «قایقسواری در تهران»، میتوان دید که او بهدنبال درک عمیقتر از تجربه انسانی است و سینمایش را نه صرفاً سرگرمی، بلکه تأمل در زندگی و جامعه تعریف میکند؛ رویکردی که در سینمای ایران امروز ارزش ویژهای دارد.