به گزارش شهرآرانیوز؛ ساعت صفر بامداد. پشت تاریکی و سکوت شبانه کوچههای احمدآباد، عفونت و آلودگی زبالههای عفونی رها شده مطب و مراکز درمانی نشان بازی با جان و سلامت مردم از سوی برخی از پزشکان است.
پزشکانی که قسم یادکردهاند تا برای سلامتی بیماران تلاش کنند. کیسههای زبالههای عفونی عمدتا ساعت ۱۲ شب به بعد توسط برخی از کارکنان مطبها بیرون گذاشته میشود تا در کنار همه زبالههای شهری جمع آوری شود. اقدامی که با این سؤال به ذهن میرسد این است که آیا سوگند پزشکی، تا در مطب اعتبار دارد؟
سرنگهای نوک تیز، گازهای خون آلود و مواد تیز و برنده، نه تنها زباله که بستههای آلوده کوچکی هستند که شبانه و بی قید و شرط در کنار سایر زباله شهری رها میشوند. این اقدام، نه یک قصور، بلکه زیر پا گذاشتن آشکار یک قانون است، قانونی که در ماده ۱۳ آن، به وضوح این مخلوط سازی و تخلیه را ممنوع اعلام کرده و در ماده ۷، مسئولیت را مستقیما بر عهده تولیدکننده (یعنی پزشک) گذاشته است.

طبق تعریف، انواع پسماند، به تمام پسماندهای عفونی و زیان آور ناشی از بیمارستان ها، مراکز بهداشتی، درمانی، آزمایشگاههای تشخیص طبی و سایر مراکز مشابه پسماندهای پزشکی گفته میشود. البته پسماندهای پزشکی و نیز بخشی از پسماندهای عادی، صنعتی و کشاورزی که نیاز به مدیریت خاص دارند نیز جزو پسماندهای ویژه محسوب میشوند، زیرا زبالههای عفونی عمدتا حاوی عوامل بیماری زا هستند و خطر انتقال بیماری را به همراه دارند.
در ماده ۵ قانون مدیریت پسماند، مصوب ۲۰ اردیبهشت سال ۱۳۸۳ مجلس شورای اسلامی، آمده است که مدیریتهای اجرایی پسماندها موظفاند براساس معیارها و ضوابط وزارت بهداشت ترتیبی اتخاذ کنند تا سلامت، بهداشت و ایمنی عوامل اجرایی تحت نظارت آنها تأمین و تضمین شود. ماده ۷ این قانون هم بیان میکند که مدیریت اجرایی پسماندهای صنعتی ویژه به عهده تولیدکننده خواهد بود. ماده ۱۳ نیز یادآور میشود که مخلوط کردن پسماندهای پزشکی با سایر پسماندها و تخلیه و پخش آنها در محیط ممنوع است.
اما چه میشود که با این همه ماده و تبصره قانونی پزشکان از جمع آوری بهداشتی این نوع پسماندها طفره میروند و حاضر نمیشوند با پرداخت بهایی ماهانه، دفع بهداشتی این نوع پسماندها را میسر سازند؟

بهمن سال ۱۴۰۲ بود که در گزارشی با تیتر «زخم کاری عفونت بر تن شهر» از خلف وعده برخی پزشکان در مطبها نسبت به جمع آوری نوع زبالههای ویژه شان گزارش نوشتیم. در آن گزارش به تولید روزانه سی تُن پسماند پزشکی و عفونی در مشهد اشاره کردیم.
به ادعای برخی از مدیران شرکتهای جمع آوری کننده این نوع زباله ها، متهم ردیف اول این زخم کاری بر سلامت شهر پزشکانی هستند که مبلغ ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده روی مبلغ ماهانه برای جمع آوری پسماندهایشان را قبول ندارند و در این راستا معتقدند چرا باید برای پسماندی که دور ریختنی است مبلغ ویژه و مالیاتی به صورت ماهانه پرداخت کنند؟
وعده قرار ۰۰:۰۰ بامداد ابتدای بولوار ملاصدراست. ساعت صفر مرزی. شاید همین مرزی بین دو روز، کمک بزرگی است تا برخی زخم بر سلامت شهر بزنند و اتفاقا در کمال آرامش قانون را زیرپا بگذارند و به راحتی و آشکارا تخلفشان را انجام دهند. اینجا، اما در کوچه پس کوچههای خیابان احمدآباد که در شرایط عادی جای سوزن انداختن نیست حالا و در نیمه شب رنگ و بوی دیگری دارد.
در این ساعات از بامداد خبر از بوقهای ممتد و ترافیک برای پیدا کردن جای پارک نیست. نه تنها صدای بوق ماشینها خاموش است که بازار کاسبی دلالان برای قاپیدن بیمار و بردن به مطب فلان پزشک با پورسانت عالی هم تعطیل است.
چراغ مطبها و ساختمانهای پزشکان و آزمایشگاهها یکی یکی خاموش میشوند و خیابانها آرام میگیرند، آرامشی که بیشتر شبیه مکث است تا آسودگی. عقربههای ساعت، یک بامداد را نشان میدهد. در این ساعت از شب وضعیت خیابانهای پرستار، محتشمی، عدالت، عارف و.. فقط سکوت است و سکوت.
در میان آرامش شب، خش خش جاروی پاکبان هاست که شیشه آمپولهای نصفه شده داخل زبالههای مطبها را که نقش زمین شدهاند، با سرجارو میگیرند. پاکبان این محله با ماسکی بر صورت، پلاستیک سیاه و بزرگ مقابل مطب ساختمان پزشکی را که کمی پاره شده جمع میکند. در این کیسه حجیم پاره شده هر آنچه از پسماند عفونی به ذهن میرسد وجود دارد به جز زباله شهری!

حالا تیم «صدای مردم» در این ساعات اولیه بامداد با همراهی تیم خدمات شهری شهرداری منطقه یک و چند پاکبان، قدم به قدم به دنبال التیامی برای زخم سلامتی شهر هستند. شهری که در تاریکی، چیزهایی را نشان میدهد که در روز یا پنهان میماند یا کسی ترجیح میدهد نبیند!
کوچهها شبیه هماند. دیوارهای کوتاه، درهای بسته، ماشینهایی که کنار جدول پارک شدهاند و کیسههای زبالهای که مثل نشانههایی تکراری، کنار خیابان ردیف شدهاند، اما همه کیسهها شبیه هم نیستند. بعضی از آنها انگار وزن دیگر و شکل دیگری دارند. آن قدر که باید محتاطتر با آنها برخورد کرد.
پاکبانها خوب میدانند کدام کیسهها «معمولی» نیستند. حتی قبل از اینکه بازشان کنند. یکی از پاکبانها به همکار کناری اش آرام میگوید: این یکی را مواظب باش…! و این هشدار، فقط یک توصیه ساده نیست، خلاصه تجربهای است که بارها به زخم ختم شده است.
در نور چراغ خودرو ما، دهانه یکی از کیسهها کمی باز میشود. محتویاتش چیزی نیست که انتظارش را به عنوان زباله خانگی داشته باشیم. سرنگ، آمپول، گازهای خونی، بستههای مصرف شده پزشکی، تیغ و اقلام تیز.
چیزهایی که باید در جای دیگری باشند و با روش دیگری جمع آوری شوند، اما نیستند. زبالههایی که نه تنها اصلا نباید دست پاکبانها به آنها برسد بلکه حتی داخل زبالههای شهری هم نباید مخلوط شوند. پسماندهای عفونی که بارها در دستان پاکبانهای زحمت کش فرو رفتهاند و جدای از احتمال آلایندگی به انواع بیماری ها، کسالت چندین و چند روزه جسمی برای آنها به وجود آوردهاند!
این صحنه فقط در یک کوچه نیست. در چندین خیابان احمدآباد و حتی بولوار سجاد مشهد تکرار میشود. کیسههای مشکیای که شبانه، حوالی ساعت ۱۲، بیرون گذاشته شدهاند. بی نام، بی نشان و بی هیچ ملاحظهای برای کسی که قرار است آنها را جمع کند. پاکبانهای همراه ما در این بازدید نیمه شب، میگویند: این زبالهها تقریبا هر شب وجود دارند و مسیرهایشان هم برایمان آشناست.
یکی از آنها دستش را نشان میدهد. جای زخم کوچکی که هنوز کاملا خوب نشده است. میگوید: سرنگ بود. از تو کیسه رفت تو دستم. چند روز همش استرس داشتم.
دیگری اضافه میکند: تیغ، آمپول حاوی خون! گازهای استریل پر از خون و باندهای آغشته به بتادین و اینها زباله معمولی نیستند. کار ما این نیست. ولی نمیتوانیم. اگر این زبالهها را جمع نکنیم صبح چهره خیابان مهمی مثل عارف و پرستار زشت و بدقواره است.
ترس در صدایشان پنهان است. ترسی که نه از کار سخت، بلکه از نادیده گرفته شدن آنها میآید. آنها هر شب با چیزی روبه رو میشوند که میتواند سلامتشان را تهدید کند. بدون اینکه مقصر اصلی پاسخ گو باشد.
پاکبانهای این محله به همراه حسین قاسم نژاد کمک ناظر و حسن سیدی، سرپرست کارگران زباله خدمات شهری منطقه یک شهرداری مشهد، ما را به قدم زدن در کوچههای احمدآباد دعوت میکنند، وضعیت رهاشدگی زبالههای بیمارستانی در همه کوچهها یکسان است. پلاستیکهای مشکی بزرگی که فقط و فقط زباله عفونی است. بعضی از پزشکان حتی زحمت قراردادن زبالههای عفونی داخل کیسه را به خود نداده بودند و تمام سطلهای پلاستیکی مملو از آمپولهای دارای سوزن بدون محافظ را یکجا مقابل مطب خود گذاشته بودند.
سیدی میگوید: اینها دیگر انتهای خط هستند. آمپولها را داخل سطل پلاستیکی روباز میگذارند. آخر شب ضایعاتیها برای همین سطل پلاستیکی کل آمپولها را روی زمین کنار جدول میریزند تا لوازم بازیافت را جمع کنند. ما که صدایمان به جایی نرسید حداقل شما به عنوان رسانه پای کار باشید و این تخلف آشکار را منعکس کنید.
به خیابان محتشمی میرسیم جایی که داخل پلاستیک پسماند عفونی سربرگ مطب دکتر متخصص ارتوپدی موجود است. این نایلون دیگر کاملا مشخص است که از داخل کدام مطب بیرون آمده است، اما انگار زور قانون به پزشکان نمیرسد!
ورودی خیابان عارف، انگار منشی مطب تا دیروقت داخل مطب بوده و بیرون آمده است. گویا منتظر تاکسی یا خودروست. نیم نگاهی به تیم گزارشی ما میاندازد و بی تفاوت عبور میکند.
پاکبان این محله که هر شب در این خیابان رفت و آمد دارد میگوید: خوب میشناسمش. هر شب کارش همین است. وقتی برای رفتن به پایین پلهها میرسد کیسه زباله عفونی را کنار جدول میگذارد و میرود. پاکبان محتویات کیسه را خالی میکند. سرنگهای حاوی خونهای بیماران علامت سؤال بزرگی است که در جای جای این بازدید شبانه و بعد از رؤیت در کیسههای زباله ذهنم را به خود مشغول میکند.
در یکی از کوچه ها، چراغ یک خانه روشن میشود. مردی از پشت در نیمه باز، نگاهی به خیابان میاندازد و ما را در حال تهیه گزارش و عکس میبیند، میگوید: این زبالهها گاهی پاره و داخل کوچه پخش میشود. یک بررسی کنید ما بچه داریم. گاهی گربهها کیسه ها را پاره میکنند. مگر خطرناک نیست؟
نگرانی مردم فقط از بوی بد یا چهره نازیبای کوچه نیست. از ناامنی پنهانی است که شبانه کنار خانه شان رها میشود. آنها نمیدانند داخل این کیسهها چیست، اما حدسش کافی است تا نگران شوند. گلایهها شبیه هماند: چرا کسی نظارت نمیکند؟ چرا هرچه خطرناک است، باید در سکوت شب رها شود؟
طبق قانون مدیریت پسماند، پسماندهای پزشکی و عفونی جزو پسماندهای ویژه محسوب میشوند. این قانون تصریح دارد که این نوع زبالهها باید در مبدأ تولید تفکیک و در ادامه به صورت ایمن بسته بندی و به طور جداگانه توسط شرکتهای مجاز، جمع آوری و امحا شوند.
هزینه این فرایند نیز بر عهده تولیدکننده پسماند است. یعنی مطب ها، مراکز درمانی و آزمایشگاه ها. به بیان ساده تر، این زبالهها نباید وارد چرخه جمع آوری زباله شهری شوند. شهرداری نیز وظیفهای در قبال جمع آوری آنها ندارد، اما آنچه در خیابانهای احمدآباد و اطرافش دیده میشود، فاصلهای آشکار میان قانون و واقعیت است.
پاکبانها میگویند مجبورند این زبالهها را به صورت دستی از بقیه جدا کنند تا خطر کمتری برای شهر ایجاد شود. کاری که در شرح وظایفشان نیامده است. یکی از آنها میگوید: اگر جمع نکنیم، داخل کوچه میماند. اگر جمع کنیم، خودمان آسیب میبینیم. بین بد و بدتر گیر کرد هایم. ما مجهز به تجهیزات ویژه بازیافت زباله بیمارستانی نیستیم.
این گلایه فقط شکایت نیست، روایت یک اجبار شبانه است. اجبار به انجام کاری که مسئولیتش با آنها نیست، اما تبعاتش مستقیم به جانشان مینشیند.
ادامه این وضعیت، یعنی عادی شدن یک تخلف خطرناک. کارشناسان شهری تأکید میکنند که بدون ورود قاطع دستگاههای نظارتی، این چرخه متوقف نمیشود.
فرمانداری، دادستانی و نهادهای مسئول باید به طور جدی وارد عمل شوند و به مراکزی که قانون را رعایت نمیکنند اخطار جدی دهند و در صورت تکرار، پلمب. در کنار برخورد قانونی، نظارت مستمر، شفاف سازی برای شهروندان و حمایت از پاکبانها ضروری است. از تأمین تجهیزات ایمنی گرفته تا پیگیری حقوقی آسیبهایی که در حین کار
میبینند. نیمه شب به پایان میرسد، اما زخمهایی که در تاریکی ایجاد میشود، با روشن شدن روز ناپدید نمیشود. سلامت شهر، فقط در روشنایی معنا ندارد، آزمون واقعی اش، همین ساعتهایی است که کمتر کسی بیدار است و مسئولیت، بیشتر از همیشه معنا پیدا میکند.
یلدا مهدوی- پنجگزارش در دوسال. این آمار پیگیریهایی شهرآرا از یک عفونت مزمن و رها شده در محدوده خیابانهای پرستار و عارف است. محور مهم اصلی این سلسله گزارشهای شهرآرا به رهاشدگی سلامت در مقابل مطبها و کلینیکهای درمانی این محدوده اختصاص دارد. این پیگیریها با قولها و حتی ضربالأجلهایی نیز همراه شده است.
آخرین تأکید مسئولان برای ساماندهی وضعیت زبالههای عفونی این محدوده مربوط به ۲۹فروردین امسال است. در آن گزارش که به همت شهرآرا برگزار شده بود معاون دادستان مشهد با تعیین ضربالأجل، به دستگاههای مسئول یک هفته فرصت داد تا راهکارهای خود را برای حل معضل زبالههای عفونی ارائه دهند. با این حال همچنان این عفونت مزمن در مقابل مطب پزشکان وجود دارد و تهدیدی برای سلامت پاکبانهایی است که این زبالهها را جمعآوری میکنند.

شهروند: درخواستمان برخورد جدی با متخلفان و جمعآوری این باکسهای زباله بوده، اما تابه حال هیچ اتفاق مثبتی نیفتاده است.
مدیرعامل پسماندشهرداری مشهد: ۲۲ بیمارستان خصوصی و ۲۰ بیمارستان دولتی بر اساس قرار داد منعقد شده زبالههارا بی خطرسازی میکنند.
یکی از شرکتهای پیمانکار: ۳هزارو ۷۸۰ مطب پسماند عفونی تولید میکنند. از این تعداد، تنها ۱۱۰۰ مطب با سه شرکت قرارداد دارند و الباقی پزشکان مشخص نیست چطور زبالههایشان را مدیریت میکنند. مدیر سلامت محیط و کار دانشگاه علومپزشکی مشهد: پیرو هماهنگی سازمان نظام پزشکی مشهد، پزشکان باید با سه شرکت دارای مجوز بیخطرسازی پسماندهای عفونی و تیزوبرنده قرارداد ببندند.
سرپرست مجتمع قضایی شهید بهشتی: سلامت مردم، یکی از خط قرمزهای حاکمیت است و در این زمینه هیچ گونه کوتاهی، پذیرفتنی نیست. مدیر سلامت محیط و کار معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد: سال۱۳۹۹ در راستای جلب مشارکت، ما به عنوان دانشگاه، خواهان تشکیل کارگروه مدیریت پسماندهای ویژه (عفونی) با محوریت سازمان نظام پزشکی بودیم.
شهردار منطقه یک: زبالههای بیمارستانی اعم از عفونی و غیرعفونی تحت شرایط خاص باید جمعآوری شوند.