مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ اطلاعات ما درباره موقعیت جغرافیایی شهر باستانی «نوغان»، با وجود شهرتی که به عنوان یک محله قدیمی دارد، بسیار مغشوش و مبهم است. در واقع ما نمیدانیم که باید کدام مکان را بهعنوان موقعیت حقیقی نوغان در نظر بگیریم. برخی بر این باورند که محله قدیمی نوغان که در بخش شمالی مشهد قرار داشته، در محدوده این شهر باستانی قرار گرفته بوده و به همین دلیل هم آن را به نام «نوغان» میخواندند و البته هنوز هم به همین نام معروف است.
این درحالی است که برای این ادعا، استناد موجهی ندارد و نمیتوان آن را چندان از حیث اعتبار، دارای جایگاه دانست. باری، محله نوغان بیش از آنکه موقعیتی جغرافیایی باشد، یادمانی از یک نام کهن است و به احتمال، در جهت مسیری قرار دارد که روزگاری به نوغان ختم میشده است.
برخی معتقدند که شهر نوغان، در توسعه سریع و گسترده مشهد، طی دوره تیموری و عصر «گوهرشاد» در شهر مستحیل شده و نمادهای شهری آن یکسره بر باد رفته است. در کتاب جغرافیای «حافظ ابرو» که چشماندازی از موقعیت مکانها را در این دوره، پیش روی پژوهشگر قرار میدهد، «نوغان» مزرعهای از توابع شهر مشهد معرفی شده است؛ مزرعهای که در ادوار بعدی نشانی از آن در دست نیست. با این حال، امکان دارد که آن نامگذاری نیز در قالب یادمان یک نام جلوه کرده باشد و نه بیشتر.
به همین دلیل، باید برای یافتن موقعیت جغرافیایی نوغان و معرفی مکانی به این عنوان، دقت و وسواس بیشتری به خرج دهیم و روایتها و گزارشهای موجود در متون قدیمی را با یکدیگر قیاس کنیم.
در این گزارش مختصر، کوشیدهایم تا در حد بضاعت چنین کنیم؛ هر چند میدانیم که پرداختن به این مهم، باید در قالب پژوهشی جامع باشد تا به سرانجامی مطلوب برسد.



در متون جغرافیایی قرون اولیه، نوغان شهری آباد در ولایت توس بوده است، شهری همتراز تابران که به کثرت جمعیت و رونق اقتصادی شهرت داشته است. «یعقوبی» در سال ۲۷۸ قمری (۷۵ سال پس از شهادت امام رضا (ع)) نوغان را مشهورتر و بزرگتر از تابران میداند و درباره آن مینویسد: «و مدینة طوس العظمى یقال لها: نوغان» (و شهر بزرگ ولایت طوس را نوغان میخوانند). «مقدسی (جغرافیدان قرن چهارم هجری)» در «احسنالتقاسیم»، نوغان را شهری آباد در ولایت توس توصیف میکند.
نوغان پیش از آنکه پیکر مطهر و نورانی ثامنالحجج (ع) در نزدیکی آن و در اراضی روستای سناباد به خاک سپرده شود، به دلیل ظروف سنگی (قدور البرام) شهرت فراوان داشت و پیداست که این کالا، در زمره صادرات این شهر از بلاد خراسان بوده است.
افزون بر این، نوغان به لحاظ علمی نیز در جهان اسلام شناخته شده بود. «سمعانی» در «الانساب» از برخی علمای نامدار زاده و ساکن در نوغان نام برده که «ابوسعد محمد بن ابیالعباس خلیلی نوغانی (زاده ۴۶۷ قمری)» یکی از آنهاست.
از دیگر افراد مشهور این گروه هم میتوان به «حمزه بن محمد هاشمی طوسی» (درگذشته ۴۴۸ قمری در نوغان) و «فضلا... بن حافظ نوغانی (فقیه شافعی، درگذشته ۶۰۰ قمری)» اشاره کرد. نوغان چنان از نظر علمی شهرت داشت که علمای بنامی همچون «احمد بن حسین خُسروجِردی بیهقی» (درگذشته ۴۵۸ قمری) مؤلف «دلائلالنبوه» و محدث مشهور اهلسنت، در سال ۳۹۹ قمری برای آموختن حدیث به آن سفر کرد.
نوغان تا قرنها بعد موقعیت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود را حفظ کرد و جغرافیدانانی مانند «زکریا بن محمد قزوینی (درگذشته ۶۸۴ قمری)» در «آثار البلاد و اخبار العباد» و «یاقوت حموی» (درگذشته ۶۲۶ قمری) در «معجمالبلدان» آن را یکی از دو شهر بزرگ ولایت توس معرفی میکنند.
یاقوت مینویسد: «(نوغان) یکی از قصبات طوس است؛ در واقع طوس ولایتی است که دو شهر دارد یکی از آنها طابران و دیگری نوغان و در نوغان ظروف سنگی تولید میشود و تعدادی از علما از این شهر هست، افرادی مانند حسن بن علی طوسی نوغانی که از مروزی و زبیر بکّار و غیر ایشان حدیث نقل کرده است و دیگران نیز همچون محمد بن طالب و غیر ایشان، از وی حدیث روایت نمودهاند.»

نوغان در دوران شکوه خود، واحد اداری و دیوانی مستقل داشته و برایش قاضی و مأمور جداگانه منصوب میشده است. «منتجبالدین بدیع»، وزیر و دیوانسالار مشهور دوره سلجوقی در کتاب «عتبةالکتبه» از «ابوسعد محمد بن اسماعیل» بهعنوان قاضی نوغان در دوره سلجوقی (هم عصر و منصوب خودِ بدیع) یاد میکند و مینویسد: «این مقدمات حسب حال و حکایت خصال قاضى القضاة امام عالم رئیس اجل زاهد عمدةالدین ابوسعد محمد بن اسمعیل اداما... تأییده است که در غزارت (زیادی) علم از افراد عصرست و در ورع و تقوى از معتبران و متقیان، و تا کار قضا و حکومت قصبۀ نوغان و مضافات آن از دیههاى طوس باهتمام او مفوّض فرمودیم و برین تفویض سالها گذشته است بهر وقت که امتحانى فرمودهایم یا اتفاق کشف حالى افتادست همۀ افعال و تصرفات او بر منهاج حق و منوال حقیقت بودست».
نوغان در قرون اولیه اسلامی، گاه شاهد تنشها و درگیریهای سخت و سنگین میان رقبای سیاسی بوده و در هجوم مغولان هم لگدکوب سم اسب غارتگران شده است.
«عطاملک جوینی» در «جهانگشا» مینویسد: «چون لشکر [مغول]بازگشت و قایممقام او نورکاى نویان بود لشکر را دو قسم کرد به خویشتن بجانب سبزوار رفت و بعد از سه شبانروز سبزوار را به جنگ بگرفت و کُشِشى (کشتاری) عام کرد چنانک هفتاد هزار خلق در شمار آمده بود که دفن کردند و دیگر نیمه لشکر بمدد قشتمور بطوس آمدند و بقیّۀ حصارهائى که لشکر قشتمور آن را مستخلص نتوانستند کرد بگرفتند و اگرچه ارباب نوغان و قار مقاومت بسیار نمودند و نهمار (بیشمار) تجلّدها (شکیباییها) کرد هم عاقبت کار بگرفتند و تمامت را بکشتند و نوغان و سبزوار را در بیست و هشتم بگرفتند و قتل کردند.»

دانستیم که نوغان شهری بزرگ و مستقل در ولایت توس بود که جمعیتی بسیار و اقتصادی پررونق داشته است؛ هر چند در برخی منابع، آن را از نظر آب در مضیقه دانستهاند. با این حال، در مطالعات متأخر، شاهد اختلاط تاریخ نوغان و سناباد هستیم و این خبط آشکار، اسباب در هم ریختگی گزارشها و برداشتهای نادرست را فراهم کرده است.
از منظر تاریخی هم تردیدی وجود ندارد که سناباد و نوغان دو منطقه مسکونی کاملا مجزا بودهاند و سناباد، روستایی کوچک از توابع نوغان به شمار میآمده است. برخی نویسندگان مانند «محمدکاظم امام» در «مشهد طوس»، فاصله میان شهر نوغان و روستای سناباد را چیزی در حدود «یک میل» (تقریبا دو کیلومتر) دانستهاند، اما منبع آنها برای چنین اظهار نظری معلوم نیست. میدانیم که مرقد مطهر امامرضا (ع) بر روی اراضی سناباد و به احتمال در جوار جادهای قرار داشته که این روستا را به شهر تاریخی نوغان میرسانده است.
این جاده باید همان مسیر تاریخی بازار قدیمی مشهد باشد که پس از رسیدن به صحن عتیق، از جبهه شمالی آن خارج میشده و به محلهای میرسیده که در حافظه تاریخی مشهد به عنوان «نوغان» یا «نوقان» ثبت شده است. این شاهد تاریخی را باید در کنار شاهد قابل مطالعه دیگری بگذاریم و آن هم مزار «ربیع بن خثیم» در شمال شهر مشهد است.

درباره اینکه مزار واقعی ربیع که ما آن را با نام «خواجه ربیع» میشناسیم، در ناحیه مکانی فعلی قرار داشته باشد، تردیدهای جدی وجود دارد. برابر گزارش «نصر بن مزاحم (درگذشته ۲۱۲ قمری)» در «وقعةالصفین»، ربیع بن خثیم از اصحاب «عبدا... بن مسعود» در کوفه بوده؛ مردی زاهدپیشه که حاضر نشده همراه با امیرالمؤمنین (ع) به صفین برود. به همین دلیل، داوطلب جهاد در مرزهای شرقی میشود.
نصر بن مزاحم مینویسد: «پارهاى دیگر از یاران عبدا... بن مسعود نیز که ربیع بن خثیم با آنان بود و آن روز چهار صد تن مىشدند، نزد وى (امام علی (ع)) آمدند و گفتند: اى امیرمؤمنان، ما با وجود شناخت فضل و برترى تو، در این پیکار (داخلى) [با معاویه]شک داریم و نه ما و نه تو و نه دیگر مسلمانان هیچکدام از وجود افرادى که با دشمنان برونمرزى پیکار کنند، بىنیاز نیستیم، پس ما را در برخى مرزها بگمار که آنجا باشیم و در دفاع از مردم آن مناطق بجنگیم، پس على او را به حدود رى فرستاد و نخستین پرچمى که در کوفه بسته شد پرچم (مأموریت مرزدارى) ربیع بن خثیم بود.» «محمد بن سعد بن منیع» در «طبقاتالکبری» و «سیدمحسن امین» در «اعیانالشیعه»، محل درگذشت ربیع بن خثیم را کوفه دانستهاند.
با این حال، مزاری که در شمال مشهد امروزی قرار دارد، از دیرباز به عنوان محل دفن ربیع بن خثیم شهرت داشتهاست و میتواند نشانهای از وجود یک گورستان قدیمی و مشهور در این منطقه باشد؛ گورستانی که به احتمال بتوان آن را متعلق به شهر بزرگ نوغان دانست.
بر همین اساس، باید در تحلیل جایگاه جغرافیایی نوغان قدیم نتایج حاصل از این شواهد را جدی تلقی کنیم و نیز این گزاره را که موقعیت شهر باستانی نوغان، جایی بیرون از باروی مشهد بوده است، بارویی که در عهد صفویه و دوره شاه تهماسب یکم صفوی ساخته شده است.
علاوه بر اینها، باید به نکته مهم دیگری هم اشاره کنیم و آن، وسعت فرضی نوغان قدیم است. ما در مورد شهرهای قدیمی، معمولا تصوری محدود داریم، در حالی که این شهرها، به ویژه در خراسان دوره پیشامغول، از وسعتی باورنکردنی برخوردار بودهاند. گزارشهایی درمورد وسعت نیشابور قدیم در منابع دوره متقدم اسلامی وجود دارد که پهنه آن را تا حدود قدمگاه امروزی در نظر میگیرد.
فرض این گستره هر چند اغراقآمیز به نظر میرسد، اما نشان میدهد که محدوده شهری در این ادوار تاریخی، فراتر از تصور ما بوده است. به همین دلیل، نگارنده این سطور، این فرض را باطل نمیداند که نوغان قدیم، محدودهای از حدود خواجهربیع امروزی تا کرانههای امینآباد قدیم در اراضی راهآهن مشهد را دربرمیگرفته و به دروازه نوغان که در شمال شهر قرار داشته، بسیار نزدیک بوده است.
با این حال، تصمیم قطعی را در این زمینه زمانی میتوان گرفت که فرضیه ارائه شده، با شواهد تاریخی و باستانشناسی قابل اتکا تقویت شود.
