حسن یزدانی، شیرشاه کشتی ایران، در زاگرب ۲۰۲۶ با شکستی سنگین ۱۳–۳ مقابل استفن بوچانان آمریکایی مواجه شد. این نخستینبار در دوران حرفهایاش بود که پیش از پایان مبارزه، با اختلاف فنی ده امتیازی مغلوب میشد. همچنین اولین شکست او برابر یک آمریکایی غیر از دیوید تیلور رقم خورد. او سالها در ۷۴ و ۸۶ کیلو، با همان امضای همیشگی، دست زیر کتف، پرشهای انفجاری، بیرون راندن حریف و خاکهای سریع همه را در هم میکوبید. آن سبک در وزنهای پایینتر، سلطنت مطلق بود. اما ۹۷ کیلو دنیای دیگری است؛ جایی که حریفان با قدرت خام، سالتوهای چهارامتیازی، دفاعهای سنگین و استقامت طولانیتر میآیند. اینجا، تکنیکهای قدیمی بهتنهایی کافی نیستند.
بوچانان دقیقاً همین را نشان داد. یزدانی در وقت دوم کند شد، حملاتش قابل پیشبینی گردید و حریف با ضدحمله، بیشترین بهره را برد. اولین درس این شکست این بود که حسن حالا باید کشتی اوزان بالا را جدی و بیرحمانه یاد بگیرد:دفاع مستحکمتر مقابل بلند کردن و سالتو، تکنیکهای مؤثر خاک و کنترل در موقعیتهای سنگین، مدیریت انرژی در شش دقیقه کامل؛ بدن حجیم زودتر خسته میشود، تنوع در حمله؛ نه وابستگی صرف به دست زیر کتف و بیرون راندن؛ و مهمتر از همه، بیدار شدن از خواب غرور افتخارات گذشته. مدالهای المپیک و جهان بینظیرند، اما تاریخ کشتی پر است از ستارههایی که با تغییر وزن یا بالا رفتن سن، نتوانستند خودشان را بازسازی کنند و آرامآرام محو شدند.
این شکست، بهترین زمان ممکن برای بیدار شدن است. حسن هنوز بدن قدرتمند، ذهن جنگنده و تجربهای کمنظیر دارد. این باخت، از بسیاری از پیروزیها گرانبهاتر است؛ چون زنگ خطری بود که هنوز دیر نشده. اگر حسن این زنگ را بشنود و به آن عمل کند، نهفقط خودش، بلکه کشتی ایران هم سود خواهد برد. حسن جان، این شکست را محکم بغل کن. بگذار تلخیاش بیدارت کند. زمان یادگیری دوباره رسیده است. جهان هنوز منتظر شیرشاه جدید است؛ شیرشاهی که حتی از شکست هم طلا میسازد.