به گزارش شهرآرانیوز، باورش چه سخت است که شما را نداشته باشیم. من هنوز هم دلم میخواهد این خبر را باور نکنم. مثل همیشه با همان صدای شیرین و دوست داشتنی و پدرانهتان به ما که قلبهایمان پر تلاطم و دلهایمان بی تاب شده است خطاب کنید و به ما درس شجاعت و در عین حال مهربانی بدهید.
بعد از اذان صبح بود که داشتم گشتی در کانالهای خبری میزدم که عکس و متنی مرا میخکوب کرد. باورم نمیشد. گفتم نکند شوخی است ولی منبع خبر اهل این حرفها نبود. باز هم باور کردنش سختترین کار عالم آن هم دقیقا توی زمانی که بیش از همه به حضورش نیاز داشتیم است تا باز هم مثل جنگ ۱۲ روزه، حرفهایش امید را در دلها زنده کند، همدلیها را بیشتر.
چند کانال خبری دیگر را هم جستوجو کردم ولی خبر تلخ بود و جانکاه؛ حتی همین الان که دارم به آن فکر میکنم نمیتوانم بر قلم بیاورمش. وقتی دیدم همه دارند یک خبر را مخابره میکنند دیگر اشک امان نداد.
صدای قرآن از مسجد محله پخش میشد. هر کسی که بیدار میشد و این خبر را میدید دیگر خواب به چشمهایش نمیآمد که صبح روز یازدهم ماه مبارک رمضان، دقیقا لحظه سحر، خبر شهادت... خبر شهادت کسی که در تمام طول عمرش زیر بار ظلم و زور نرفت را بشنود.
اخبار صحنههایی از حرم امام رضا (ع)، حرم امام حسین (ع) و خیابانهای تهران را نشان میداد که بعد از شنیدن این خبر، دلها بی تاب شده و به پهنای صورت اشک است که میهمان صورتشان شده است.
حالا دارم با خودم مرور میکنم سالهای گذشته را که هر بار سرداری به دست آمریکای جنایتکار و دشمنان کوردل شهید میشد این آقا بود که نماز بر پیکر مطهرشان میخواند و دلمان خوش بود که رهبری مقتدر داریم که به او اقتدا کنیم، اما حالا چه کسی بر پیکر مطهر و نازنین شما نماز میخواهد بخواند؟! ولی یک چیز را خوب میدانم، اینکه «معی ربّی» و این آخرین درس و نشانهای بود که از شما آموختم و آموختیم.