سال دارد به آخر میرسد، اما ما یاد گرفتهایم هر نقطه را به نقطه، سر خط تبدیل کنیم. یاد گرفتهایم از منتهیالیه شب به سحر راه باز کنیم. یاد گرفتهایم اگر جهان هزار تهدید بزاید، ما به هزار فرصت تبدیل کنیم. ما ایران هستیم؛ ملتِ بزرگ ایران. ملتی که هزار خط از سر گذرانده، اما هرگز سر، خم نکرده است. هزار سوگ دیده، اما سیاوشانش را به سوگواره جاوادنه کرده است.
ما ایرانیم؛ زادگاهِ حماسه، رویشگاه سرو، خیمه سیدالشهدا (ع). از عاشورای محرم ۶۱ هجری قمری یاد گرفتهایم که هرکداممان را شب دهمی است که صبحش را باید به زبان جهاد با جهان ستم سخن کرد.
وقتی عالم از یزید لبریز میشود، ما هرکداممان میشویم هفتادو سومین نفر حاضر در کربلای تاریخ و این حقیقت در واقعیت امروز جامعه معنایی بشکوه دارد. ما ایرانیم، اگر از آسمان خون ببارد، در زمین سبزه میرویانیم و بهار میکنیم به کوری چشم دشمنانی که آمدند تا تقویممان را بیبهار کنند. ما زندگی میکنیم به حُکمِ پرحکمت رهبر شهیدمان که در جنگ دوازدهروزه تعلیممان کرد به زندگی. زندگی بهمثابه یک کلانراهبرد ماندگاری.
به همین حکمت هم به استقبال عید میرویم. هم در شکوه عید سعید فطر و هم آغوش میگشاییم و جامه نو میکنیم که یک نوروز بزرگ در پیش داریم. سفره هفت سینی که به هفت سلام به مجاهدان برکت مییابد و هم هفت صلوات برای مردمان در خیابان که خیال میدان را از استحکام پشتسر مطمئن کردند.
ما با سلام و صلوات این واپسین روزها را سر میکنیم تا سر برآورد نوروز و دوباره تقویم نو شود در صبح شنبه که اولین روز فروردین خواهد بود. ما دوباره قامت خواهیم کشید در هیئت حماسه در شکوه یک ایرانی بزرگ. سال دارد به پایان میرسد و ما باز به آغاز سلام میکنیم.