مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ تاریخ صنعت پتروشیمی در ایران، از نخستین کلنگهایی که در مرودشت بر زمین زده شد تا کلانپروژههای امروزی در کرانههای خلیج فارس، مسیری پرفراز و نشیب، آمیخته با بحرانها، جنگ، تحریم و در نهایت بلوغ فناورانه را طی کرده است.
در این مسیر، نقش مهندسان، مدیران و تکنسینهای ایرانی در بومیسازی فناوریها، پس از انقلاب اسلامی و در پی آن شکستن انحصارهای پیچیده جهانی در حوزه کاتالیستها و ... حائز اهمیت و بررسی جدی است. بهانه نوشتن از تاریخ صنعت پتروشیمی، هجوم ددمنشانه دیروز دشمن آمریکایی- صهیونیستی به مجموعه صنایع پتروشیمی است.
باور دشمنان ایران آن است که با در هم کوبیدن تأسیسات در حوزههای گوناگون علمی و صنعتی، قادر به متوقف کردن ماشین پیشرفت ایران هستند. آنها فکر میکنند که ایران امروز، همان ایران وابسته دوره پهلوی است که برای ساخت پیچ و مهرههای صنایع هم به خارجیها وابسته بود، اما امروز، به مدد تلاشهای خستگیناپذیر کارشناسان ایرانی، نه فقط صنعت پتروشیمی، بلکه بسیاری از صنایع راهبردی و مادر، بومیسازی شده و فناوریهای آن در دسترس کارشناسان کشور ماست.
بنابراین، آسیبهایی از این دست، هر چند باعث ایجاد هزینه میشود ولی قادر به نابودی ساختارهای صنعتی و علمی نیست که به قول سعدی، این «در نفس» ایرانی «دولت است».
تاریخچه صنعت پتروشیمی در ایران با توجه به مفهوم راهبردی جلوگیری از هدررفت منابع آغاز شد. تا اواخر دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، اقتصاد ایران مبتنی بر فروش نفت خام بود و گازهای همراه نفت در مشعلها (فلرها) میسوختند. نخستین نهاد سازمانیافته در این زمینه، «بنگاه کود شیمیایی» بود که سال ۱۳۳۸ خورشیدی تأسیس شد. هدف اولیه، استفاده از گاز طبیعی برای تولید کود اوره و آمونیاک در راستای تأمین نیاز بخش کشاورزی بود.
به دنبال آن، کارخانه کود شیمیایی مرودشت (که بعدها به پتروشیمی شیراز تغییر نام داد) در سال ۱۳۴۲ خورشیدی با ظرفیت اولیه محدود به بهرهبرداری رسید. با درک اهمیت فزاینده محصولات پتروشیمیایی در جهان، «شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران» (NPC) در سال ۱۳۴۳ خورشیدی با مدیریت مهندس «باقر مستوفی» تأسیس شد. در این دوران، راهبرد توسعه را بر مبنای مشارکت با غولهای صنعتی جهان گذاشته بودند و ایران فاقد هر گونه فناوری بومی شده بود.
سال ۱۳۴۵ خورشیدی، مجتمع پتروشیمی آبادان با مشارکت شرکت آمریکایی «بی. اف. گودریچ» برای تولید پیویسی (PVC) احداث شد. سپس مجتمع عظیم پتروشیمی شاهپور (پتروشیمی رازی فعلی) با مشارکت شرکت «الاید کمیکال» آمریکا در منطقه ویژه ماهشهر ساخته شد که در زمان خود یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کودهای فسفاته و ازته در خاورمیانه بود.
پتروشیمی خارک هم، با همکاری شرکت «آموکو» آمریکا در سال ۱۳۴۸ خورشیدی و مجتمع «ایران نیپون» (پتروشیمی فارابی) با مشارکت گروه میتسوبیشی ژاپن در سال ۱۳۵۲ تأسیس شدند. بزرگترین پروژه پیش از انقلاب، مجتمع پتروشیمی ایران و ژاپن (پتروشیمی بندرامام کنونی) بود که سال ۱۳۵۲ خورشیدی با مشارکت ۵۰ درصدی کنسرسیومی از شرکتهای ژاپنی به رهبری شرکت «میتسویی» (Mitsui) آغاز شد.
ویژگی بارز و غیرقابلانکار این دوران، «وابستگی مطلق فناورانه و مدیریتی» بود. طراحی پایه، طراحی تفصیلی، مهندسی فرایند، تأمین لیسانس (دانش فنی)، ساخت تجهیزات و حتی دستورالعملهای راهاندازی و تعمیرات، تماما در اختیار شرکتهای غربی و ژاپنی بود و متخصصان ایرانی بیشتر در سطوح اپراتوری و تکنسینی فعالیت داشتند و از سوی دیگر، به دلیل حضور خارجیها در قرارداد کنسرسیوم نفتی ایران (۵۰ درصد انگلیس، ۴۵ درصد آمریکا و ۵ درصد بقیه کشورها) سود این پروژهها عملا به جیب خارجیها میرفت و آنها میتوانستند هر زمان که اراده کنند، مسیر فعالیت صنعت پتروشیمی ایران را متوقف کنند.

با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ خورشیدی، ساختار مدیریتی و عملیاتی صنعت پتروشیمی دچار دگرگونی بنیادین شد. خروج ناگهانی هزاران مستشار، مهندس و تکنسین خارجی، صنعت نوپای پتروشیمی را با شوک بزرگی مواجه کرد. بحران اصلی با آغاز جنگ تحمیلی در اواخر شهریور ۱۳۵۹ خورشیدی شکل گرفت.
تأسیسات پتروشیمی آبادان که در نقطه صفر مرزی قرار داشت، در همان روزهای نخست جنگ زیر آتش سنگین توپخانه دشمن بعثی منهدم شد. مجتمع پتروشیمی رازی بارها بمباران شد و روند ساخت و توسعه پروژه عظیم پتروشیمی بندرامام که حدود ۸۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشت، عملا متوقف شد.
کنسرسیوم ژاپنی میتسویی با بهانه کردن شرایط جنگی، از ادامه کار سر باز زد و در نهایت با پرداخت غرامتی اندک، از پروژه خارج شد و دست ایرانیها را در پوست گردو گذاشت. با این حال، این دوران، با وجود ویرانیهای متعدد، نقطه عطفی در تاریخ صنعت پتروشیمی ایران بود. تکنسینها و مهندسان ایرانی که تا پیش از آن اجازه دخالت در تعمیرات اساسی (اُورهال) را نداشتند، مجبور شدند برای حفظ چرخه تولید و تأمین نیازهای ضروری کشور (از جمله کود شیمیایی برای امنیت غذایی و مواد اولیه پلاستیک)، دست به مهندسی معکوس بزنند.
قطعات آسیبدیده توربینها و کمپرسورها در کارگاههای کوچک داخلی بازطراحی و تراشکاری میشدند. پس از خروج ژاپنیها، تکمیل پتروشیمی بندرامام به نماد مقاومت صنعتی تبدیل شد؛ مهندسان ایرانی بدون در اختیار داشتن نقشههای نهایی و در حالی که بسیاری از تجهیزات در بمبارانها از بین رفته بود، با اتکا به دانش تجربی خود، این کلانپروژه را در سالهای پس از جنگ فاز به فاز وارد مدار تولید کردند.
با پایان یافتن جنگ تحمیلی، اقتصاد ایران نیازمند بازسازی سریع بود. با توجه به اهمیت این موضوع، صنعت پتروشیمی به عنوان جایگزینی برای رهایی از اقتصاد تکمحصولی نفت خام تعریف شد. در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ خورشیدی، چیزی که در تاریخ این صنعت با نام «جهش پتروشیمی» از آن یاد میشود، رقم خورد.
در این دوران، دو قطب بزرگ صنعت پتروشیمی متولد شد، نخست، منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی (پتزون) در ماهشهر که با احداث مجتمعهای بزرگی نظیر مارون، امیرکبیر، بوعلی سینا، خوزستان، تندگویان و فجر به انجام رسید و دوم، منطقه ویژه اقتصادی «انرژی پارس» در عسلویه که با کشف میدان گازی پارس جنوبی، فرصتی بینظیر برای توسعه پتروشیمیهای پایه گازی فراهم کرد.
مجتمعهای عظیمی مانند زاگرس (یکی از بزرگترین تولیدکنندگان متانول جهان)، پردیس (قطب تولید اوره)، جم و «آریاساسول» و «مجتمع تأمین یوتیلیتی مبین» در این دوران پایهگذاری شدند.

در میانه دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، با ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، ساختار مالکیت پتروشیمیها دگرگون شد. به این ترتیب که شرکت ملی صنایع پتروشیمی از یک سازمان «سرمایهگذار و بهرهبردار» به یک سازمان «توسعهگر و حاکمیتی» تغییر نقش داد و مالکیت مجتمعها به بخشهای شبهدولتی، صندوقهای بازنشستگی و شرکتهای سرمایهگذاری واگذار شد.
تشکیل «شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس» به عنوان بزرگترین هُلدینگ پتروشیمی کشور و یکی از ۴۰ شرکت برتر پتروشیمی جهان، محصول همین دوران است. در همین زمان، آغاز دور جدید تحریمهای بینالمللی بر سر برنامه هستهای ایران، دسترسی به فناوریهای نوین، قطعات یدکی حیاتی و کاتالیستها را به شدت محدود کرد.
شرکتهای غربی از ارائه لیسانس برای واحدهای جدید امتناع کردند و حتی تأمین مواد شیمیایی خاص مسدود شد. این تحریمها، اگرچه در کوتاهمدت باعث افت تولید و تأخیر در پروژهها شد، اما موتور محرک بومیسازی و آغاز «جهش فناوری» شد.
درخشانترین برگ از تاریخ صنعت پتروشیمی ایران در حوزه مهندسی و نوآوری، متعلق به تلاشهای مهندسان و دانشمندان داخلی در دهه ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ خورشیدی است. در این سالها، راهبرد «خرید لیسانس» به «توسعه دانش فنی» تغییر کرد. بازوی اجرایی این تحول، «شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی» بود که با تشویق «رهبر شهید»، از همکاری گسترده شرکتهای دانشبنیان داخلی بهره برد. به این ترتیب، اتفاقات مهمی رقم خورد که برخی از آنها عبارتند از:
نبرد کاتالیستها؛ از وابستگی تا صادرات: کاتالیستها، مواد شیمیایی پیچیدهای هستند که قلب تپنده واکنشهای پتروشیمیایی محسوب میشوند. بدون آنها، تبدیل گاز طبیعی به متانول یا متانول به پلیمر غیرممکن است. تا دهه ۱۳۹۰ خورشیدی تولید این مواد راهبردی در انحصار غولهای صنعتی غرب، مانند ظیر باسف (BASF)، کلارینت (Clariant)، جانسون متی (Johnson Matthey) و هالدور تاپسو (Haldor Topsoe) بود.
به همین دلیل، با اعمال تحریمها، فعالیت صنایع پتروشیمی ایران در آستانه توقف تولید قرار گرفت. متخصصان شرکت پژوهش و فناوری، با مشارکت بخش خصوصی فرایند مهندسی معکوس و تولید کاتالیستها را آغاز کردند. سال ۱۴۰۱ خورشیدی، ایران موفق به بومیسازی کامل کاتالیستهای چرخه متانول و اوره شد.
تولید صنعتی این کاتالیستها، انحصار شرکتهای اروپایی را در هم شکست. تا سال ۱۴۰۵ خورشیدی، ایران نه تنها در بیش از ۹۰ درصد کاتالیستهای صنعت نفت و پتروشیمی به خودکفایی رسید، بلکه صادرات این محصولات پیشرفته را با ارزشافزوده بالا به کشورهایی نظیر روسیه، ونزوئلا و کشورهای همسایه آغاز کرد.
دانش فنی و لیسانسهای کاملا ایرانی: در حوزه لیسانس (License)، ایران همواره مصرفکننده بود. اما با توسعه فناوریهای جدید، ورق برگشت. به عنوان نمونه باید از ماجرای تولید لیسانس «پروپیلن» یاد کنیم. پروپیلن یکی از محصولات راهبردی پتروشیمی است که در تولید پلاستیکهای مقاوم، الیاف و تجهیزات پزشکی کاربرد دارد و ایران، تا پیش از تولید لیسانس، با کمبود شدید آن مواجه بود.
با توجه به تحریمها، خرید لیسانس از شرکتهای آلمانی (که قبلاً تأمینکننده آن بودند) غیرممکن شده بود. محققان ایرانی پس از سالها کار آزمایشگاهی در مرکز مطالعاتی ماهشهر، موفق شدند دانش فنی آن را بومیسازی و نخستین واحدهای تولید پروپیلن از متانول با لیسانس کاملا ایرانی را طراحی کنند.
مهندسی ساخت تجهیزات دوار و ثابت: در این دوره از تاریخ صنعت پتروشیمی، ساخت رآکتورهای فوقسنگین، برجهای تقطیر، مبدلهای حرارتی عظیم و از همه مهمتر تجهیزات دَوّار (توربینها و کمپرسورهای گریز از مرکز) که با دورهای بسیار بالا کار میکنند، به طور کامل بومیسازی شد. شرکتهایی نظیر ماشینسازی اراک، فاتح صنعت و مپنا، موفق به ساخت کمپرسورهایی با استانداردهای بسیار بالا شدند که پیش از آن در انحصار شرکتهای بزرگی مانند زیمنس (Siemens) بود.
امروز صنعت پتروشیمی ایران نمادی بیبدیل از تلفیق «استقامت صنعتی» و «بلوغ فناورانه» است. گذار از روزگاری که مهندسان ایرانی حق باز کردن پوسته یک توربین یا تغییر فرمولاسیون یک ماده شیمیایی ساده را نداشتند، به دورانی که پیچیدهترین کاتالیستهای راهبردی جهان در داخل کشور تولید شده و صادر میشوند، دستاوردی است که جز با خون دل خوردنها، تلاشهای شبانهروزی و باور عمیق به خودکفایی به دست نیامده است. این راه پرافتخار، با وجود همه محدودیتها، به ویژه شرایط جنگی پیشرو، ادامه خواهد یافت و بیتردید، به مدد هوش ایرانی، تاریخ فردای صنعت پتروشیمی ایران بسیار پربارتر از امروز و دیروز آن خواهد بود.