در سالی که گذشت انتشارات یکشنبه پس از سالها اقدام به انتشار نمایشنامه «عید پاک» نوشته آگوست استریندبرگ نویسنده برجسته سوئدی کرد. «عید پاک» نمایشنامهای است که در کنار آثار معروفتر استریندبرگ مانند «سونات اشباح» و «پدر» کمتر شناخته شده است. استریندبرگ در آثار خود مفاهیم و تصورات عامه و غالب را واژگون میکند و در جهان او آنچه به عنوان خیر مطلق و مقدس شناخته میشود، میتواند در وضعیتی پرسشبرانگیز قرار بگیرد. «عید پاک» پیشتر یک بار در دهه ۶۰ توسط اکبر فلاحزاده و یک بار در اوایل دهه هشتاد توسط اصغر رستگار ترجمه و چاپ شده بود اما با گذر زمان در بازار کتاب نایاب گشته بود.
«عید پاک» نوشته شده در سال ۱۹۰۱، یک درام نمادین و مذهبی است که حول خانواده هیست میچرخد؛ خانوادهای که با بار گناه، شرم و مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند. پدر به جرم اختلاس زندانی شده و دخترش النورا، در تیمارستان بستری است. اعضای باقیمانده خانواده، خانم هیست و پسرش الیس، در خانهای شکننده و متزلزل زندگی میکنند و دائما با رسوایی و محدودیتهای اجتماعی و اخلاقی خود مواجهاند.
در بین آثاری که در سال ۱۴۰۴ روی صحنه رفتند نمایش «بر زمین میزندش» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس یکی از پرمخاطبترین و جنجالیترین آثاری بود که در سالن اصلی تئاترشهر روی صحنه رفت؛ نمایشی که برخی از تماشاگران و منتقدان را شیفته خود و برخی دیگر را مایوس از سالن خارج کرد. شمس که تحصیلات خود را در ایتالیا پی گرفته از هنرمندان نوگرای ایران است که سبک خاص بازیگردانی و به کار گرفتن زبانی منحصر به فرد در متن از ویژگیهای برجسته او محسوب میشود. نشر نیماژ ۲ نمایشنامه «احتمالات» که در سال ۱۴۰۰ اجرا شد و «بر زمین میزندش» را در یک مجلد به چاپ رسانده است.
«احتمالات» مجموعهای از دوازده اپیزود (احتمال) است که بر صحنهای معلق در فضا خلق میشوند. وضعیت مکانیکی خاص میزانسن در این اثر، کمک زیادی به درک مفهوم بنیادین نمایشنامه میکند. نویسنده در این دوازده احتمال، بخشهای مختلف و گاها ملتهب تاریخ ایران را ترسیم میکند و مخاطب را با این سوال روبهرو میکند که اگر چنین بود، چه میشد؟
«بر زمین میزندش» نهتنها تاریخ ایران، بلکه تاریخ جهان و خلقت را مرور میکند و با خلق وضعیتی استعاری، مروری از فلسفه آفرینش ارائه میدهد. عناصری که در صحنه قرار گرفتهاند، گاوی که در حال کالبدشکافیشدن است، جنین گاو و پختهشدن آن و انسانی که وکیوم میشود صحنهای منزجرکننده و گروتسک را به تصویر میکشند که از نظر مفهومی هر یک استعارهای از جهان خلقت هستند.
انتشارات خوارزمی در این سال پس از ۴۶ سال نمایشنامه «مرید شیطان» نوشته جرج برنارد شاو را با ترجمه حسن رضوی منتشر کرد. «مرید شیطان» نوشته جورج برنارد شاو از آثار شاخص دوره نخست نویسندگی اوست؛ متنی که در ظاهر یک درام تاریخی درباره انقلاب آمریکا به نظر میرسد، اما در لایههای عمیقتر خود، نقدی تند و هوشمندانه بر اخلاق رسمی، قهرمانسازیهای کلیشهای و ریاکاری دینی ارائه میدهد. شاو که همواره به وارونهسازی مفاهیم تثبیتشده علاقهمند بود، در این نمایشنامه نیز با مهارتی خاص، مرز میان «نیک» و «بد»، «قهرمان» و «ضدقهرمان» را به چالش بکشد.
بر اساس این نمایشنامه در سال ۱۹۵۹ فیلمی به کارگردانی گای همیلتون و با بازی برت لنکستر، کرک داگلاس و لارنس الیویه نیز ساخته شد. فیلمی که با تکیه بر هوشمندی و کنایههای ظریف شاو توجه برانگیز شد.
مریم منصوری پس از چهار سال دوری از صحنه در این سال نمایش «برف زمین را گرم میکند» را روی صحنه برد و انتشارات مهرگان خرد در کنار این نمایشنامه، نمایشنامه «آمده بودیم اینجا بمیریم» را که در سال ۱۴۰۰ اجرا شده بود در یک مجلد به چاپ رسانده است.
«آمده بودیم اینجا بمیریم» درباره خانوادهای است که پس از قطعنامه، زودتر از موعد اتمام پاکسازی شهر به خرمشهر باز میگردند. این نمایشنامه، برگزیده بخش مسابقه صحنهای جشنواره مقاومت و نامزد مسابقه نمایشنامهنویسی جشنواره فتح خرمشهر بوده است.
«برف زمین را گرم میکند» درباره نقش خانواده و جامعه در شکلگیری شخصیت مجرم است. این نمایشنامه برگزیده مسابقه نمایشنامهنویسی سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر، نامزد جایزه ادبیات نمایشی پروین اعتصامی، نامزد هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران و نامزد مسابقه نمایشنامهنویسی جشنواره تئاتر شهر در سال ۱۳۹۵ بوده است.
نشر نی با ترجمه شهلا حائری مترجم باسابقه ادبیات فرانسه در سالی که گذشت نمایشنامه «رامسس دوم» نوشته سباستین تییری را چاپ کرد. در پاییز همین سال رضا گوران این نمایشنامه را با بازی سعید چنگیزیان، سحر دولتشاهی و علی شادمان در سالن اصلی تئاترشهر به صحنه برد و آن را تبدیل به یکی از پرفروشترین اجراهای سال کرد.
«رامسس دوم» یک درام خانوادگی مدرن است. این نمایش مفاهیم رمز و راز، پویایی خانواده و تنش میان ظاهر و واقعیتهای پنهان را بررسی میکند. داستان با بازگشت زوجی به نام بندیکت و ماتیو از سفر به مصر آغاز میشود؛ اما ژان و الیزابت که برای استقبال از آنها آماده شدهاند، متوجه میشوند که تنها ماتیو بازگشته است و بندیکت غایب است. رفتار غیرعادی ماتیو و عدم توضیح او درباره غیبت همسرش، سوالات بیپاسخ و نگرانیهایی را در میان اعضای خانواده برمیانگیزد.
منبع: مهر