به گزارش شهرآرانیوز؛ طبق مطالعه جدید، استفاده بیرویه از چتباتها میتواند اعتمادبهنفس کاربران به تواناییهای ذهنیشان را از بین ببرد و منجر به کاهش چشمگیر اعتماد به قوه استدلال مستقل شود. بااینحال، تفاوت بین آسیبدیدن یا رشدکردن، فقط به یک عامل بستگی دارد: اینکه ما چگونه با این فناوری تعامل میکنیم.
در مطالعه جدید، محققان رفتار ۱۹۲۳ فرد بزرگسال در ایالات متحده و کانادا را هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مورد بررسی قرار دادند.
یافتههای این پژوهش نشان داد افرادی که اتکای شدیدی به هوش مصنوعی داشتند (بهویژه کسانی که پاسخهای تولیدشده را بدون هیچگونه تغییری میپذیرفتند) بیشتر تمایل داشتند اعتراف کنند که ابزارهایی مانند چتجیپیتی، Claude و جمینای دارند به جای آنها «فکر میکنند». این گروه از کاربران همچنین گزارش دادند که اعتمادبهنفس کمتری نسبت به استدلالهای خود دارند و احساس مالکیت آنها روی خروجی نهایی بسیار ضعیف است.
در نقطه مقابل، شرکتکنندگانی که در مقابل هوش مصنوعی مقاومت میکردند (پاسخها را ویرایش میکردند، زیر سؤال میبردند یا پیشنهادات ماشین را رد میکردند) نتایج کاملاً معکوسی را تجربه کردند: اعتمادبهنفس بسیار بالاتر و احساس مالکیت قویتر روی خروجی نهایی داشتند.
«سارا بالدئو» (Sarah Baldeo)، نویسنده این مطالعه، دراینباره میگوید:
«هوش مصنوعی مولد میتواند به زوال شناختی یا تکامل شناختی منجر شود؛ همهچیز به «سبک تعامل» شما بستگی دارد. وقتی فعالیت مغزی را بسته به نحوه استفاده افراد از این ابزار بررسی میکنیم، شاهد افزایش یا کاهش عملکرد هستیم. این موضوع واقعاً ربطی به خود ابزار ندارد.»
یافتههای جدید با مطالعه قورباغه آبپز کاملاً همخوانی دارد. این مطالعه توانست شواهدی ارائه دهد که نشان میدهد هوش مصنوعی میتواند به سرعت تواناییهای فکری کاربران را تضعیف کند، بهویژه زمانی که از این فناوری برای کارهای «نیازمند استدلال شدید» استفاده میشود.
هر دو مطالعه بر یک مکانیسم اصلی توافق دارند: واگذاری کامل کارها به ماشین، ظرفیت شما برای استدلال مستقل را از بین میبرد، درحالیکه استفاده از هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار مکمل، به حفظ آن کمک میکند.
«ایتن مولیک» (Ethan Mollick)، دانشیار دانشگاه پنسیلوانیا، معتقد است که تصمیمگیری درباره میزان اتکا به هوش مصنوعی معمولاً ناخودآگاه است. او توضیح میدهد:
«انسانها ذاتاً طوری طراحی شدهاند که تنبل باشند و برای انجام کارها کمترین تلاش ممکن را به کار بگیرند؛ این موضوع باعث میشود آنها در استفاده از هوش مصنوعی منفعل باشند.»
او این موضوع را به ماشینحساب تشبیه میکند که باعث شد مهارت تقسیم طولانی به صورت دستی از بین برود. بااینحال، مولیک هشدار میدهد:
«اگر هوش مصنوعی مشکلی را برای شما حل کند، شما دیگر فکر نمیکنید و چیزی یاد نمیگیرید. اما اگر کاری کنید که هوش مصنوعی مانند یک معلم خصوصی باشد و شما را به چالش بکشد، به نتایج بهتری دست خواهید یافت.»
محققان نیز این پدیده را به عنوان یک «حلقه اعتمادبهنفس» میبینند. افرادی که از قبل نسبت به تواناییهای خود نامطمئن هستند، بیشتر تمایل دارند کارها را به هوش مصنوعی بسپارند و این واگذاری، به نوبه خود، عدم اطمینان آنها را عمیقتر میکند. او صراحتاً هشدار میدهد: «اگر از قبل احساس بیثباتی و تزلزل شخصیتی دارید، استفاده از هوش مصنوعی اصلاً برای شما توصیه نمیشود.»
محققان برای جلوگیری از تحلیل رفتن مغز، ایجاد یک «داربست شناختی» را پیشنهاد میکند؛ یعنی قبل از سپردن یک کار به ماشین، خودتان یک درک اولیه از آن داشته باشید. آنها تأکید میکنند که یادگیری بحثکردن با هوش مصنوعی یک ضرورت است. بهجای پذیرش اولین پاسخ باید حداقل دو یا سه بار با ابزار وارد بحث شوید، از آن جزئیات بیشتری بخواهید یا به سادگی بگویید که با آن مخالف هستید.
درنهایت، محققان یک پرامپت قدرتمند را برای خنثیکردن تمایل هوش مصنوعی به تملقگویی پیشنهاد میکند. او توصیه میکند درخواستهای خود را با این جملات آغاز کنید:
«پاسخ خود را بر اساس اطلاعات قابلتأیید شخص ثالث ارائه بده. سعی نکن از من تعریف کنی یا یک پیوند عاطفی بسازی.»
به گفته او، با واردکردن این دستور در هر ابزار هوش مصنوعی، پاسخی صادقانهتر و مفیدتر دریافت خواهید کرد که بهجای تأیید صرف، تفکر شما را به چالش میکشد و استدلال مستقل شما را زنده نگه میدارد.
یافتههای این پژوهش در ژورنال Technology, Mind, and Behavior منتشر شده است.
منبع: دیجیاتو