به گزارش شهرآرانیوز، همیشه ورزشگاه سن سیروی میلان بسیار فراتر از یک مکان ورزشی به تصویر کشیده شده است. این ورزشگاه یک بنای فرهنگی است که در کنار کلیسای جامع دومو و تالار اپرای اسکالا، با هویت این شهر گره خورده است. سنسیرو که به میزبانی از دربی پرحرارت «مادونینا» بین دو تیم آث میلان و اینتر شهرت دارد، نه تنها به خاطر جو پرشورش، بلکه به دلیل معماری فوقالعادهاش ستوده میشود. پس از پایان بازیها، تماشاگرانی که از رمپهای مارپیچ و بتنی غولپیکر آن پایین میآیند، این ذهنیت را در بیننده ایجاد میکنند که کل ساختمان در حال حرکت است؛ ویژگی خاصی که سنسیرو را به یکی از متمایزترین ورزشگاههای جهان از نظر بصری تبدیل کرده است.
با وجود این جایگاه نمادین، ورزشگاه سنسیرو اکنون با خطر تخریب روبهرو است. دو باشگاه اصلی شهر میلان که هر دو متعلق به شرکتهای سرمایهگذاری آمریکایی هستند، در سال ۲۰۲۵ این زمین را به طور مشترک از شورای شهر میلان خریداری کرده و قصد دارند ورزشگاه جدیدی بسازند. استدلال آنها این است که سازه فعلی که در اصل در سال ۱۹۲۶ افتتاح شده و در سالهای ۱۹۵۵ و ۱۹۹۰ به طور قابلتوجهی توسعه یافته است، دیگر پاسخگوی نیازهای مالی و تجاری فوتبال مدرن نیست.
اگرچه سنسیرو با گنجایش نزدیک به ۷۶ هزار تماشاگر همچنان یکی از بزرگترین ورزشگاههای اروپا به شمار میرود، اما فاقد بسیاری از ویژگیهای درآمدزایی است که در ورزشگاههای جدیدتر مانند امارات، تاتنهام هاتسپر و سانتیاگو برنابئو دیده میشود. این ورزشگاه، امکانات رفاهی، تجاری، کترینگ و بخشهای VIP محدودی دارد.
وضعیت موجود نشاندهنده یک تحول گستردهتر در فوتبال است؛ جایی که باشگاهها به طور فزایندهای سود شرکتها، درآمدهای تلویزیونی و تجربیات VIP را بر هواداران معمولی ترجیح میدهند. ورزشگاههای مدرن اغلب به عنوان قطبهای تجاری و سرگرمی عمل میکنند، در حالی که هواداران در خطر تبدیل شدن به چیزی فراتر از بخشی از یک نمایش تلویزیونی نیستند.
با این حال، منحصربهفرد بودن سنسیرو دقیقاً در پیوند آن با هواداران نهفته است. این ورزشگاه که به سبک بریتانیایی ساخته شده، با سکوهای نزدیک به زمین و بدون پیست دوومیدانی که بازیکنان را از تماشاگران جدا کند، تجربهای به شدت صمیمی و تئاترگونه ایجاد میکند. این ورزشگاه همچنین منعکسکننده پیوندهای تاریخی فوتبال میان ایتالیا و انگلستان است. باشگاه آث میلان در سال ۱۸۹۹ توسط یک انگلیسی به نام «هربرت کیلپین» تأسیس شد، کسی که کیت معروف راهراه سرخ و سیاه باشگاه را معرفی کرد. به همین ترتیب، یوونتوس نیز پیراهنهای راهراه سیاه و سفید خود را با الهام از باشگاه «ناتس کانتی» انگلیس انتخاب کرد.
ظاهر فعلی ورزشگاه تا حد زیادی مدیون بازسازیهای انجام شده برای جام جهانی ۱۹۹۰ است. معماران آن یعنی «جیانکارلو راگاتزی» و «انریکو هوفر»، همراه با مهندس «لئو فینزی»، برجهای استوانهای عظیم و یک طبقه فوقانی اضافه کردند که به شکلی دراماتیک بر فراز زمین معلق است. نتیجه این کار، تلفیقی از حس یک آمفیتئاتر رومی با طراحی صنعتی و آیندهنگرانه است. خرپاهای قرمز غولپیکر و فرمهای بتنی روان آن، باعث شده که این ورزشگاه از نظر معماری شبیه به هیچ زمین فوتبال دیگری نباشد. برای بسیاری از شیفتگانش، این ویژگی فیزیکی به سنسیرو قدرت عاطفی عمیقی میبخشد که یک ورزشگاه جدید هرگز نمیتواند آن را به وجود بیاورد.
منتقدان، ادعای اخیر که تخریب این ورزشگاه با حفاظت از محیط زیست هم راستا میباشد را به شدت رد میکنند. باشگاههای میلان استدلال میکنند که ورزشگاه جدید طراحی شده توسط شرکتهای Foster + Partners و MANICA دوستدار محیط زیست و کارآمدتر خواهد بود. با این حال، مخالفان بر این باورند که حفظ و بازسازی ساختمانهای موجود تقریباً همیشه پایدارتر و سازگارتر با محیط زیست است تا تخریب و ساخت مجدد؛ بهویژه در مورد یک سازه بتنی با این عظمت. انگیزه واقعی، پایداری محیط زیست نیست، بلکه افزایش سود حاصل از جایگاههای لوکس، خدمات VIP و امکانات خاصی است که توسط اقتصاد فوتبال مدرن و مسابقات یوفا مطالبه میشود.
حامیان حفظ ورزشگاه استدلال میکنند که سنسیرو میتواند بدون تخریب مدرنسازی شود. زمینهای وسیعی در اطراف ورزشگاه در دسترس است و بهبودهای بسیاری را میتوان در سازه فعلی اعمال کرد، حتی اگر به قیمت از دست رفتن برخی از صندلیها تمام شود. طنز ماجرا اینجاست که ورزشگاه جدید پیشنهادی، با وجود تقاضای مداوم و بالا برای بلیط، در واقع گنجایش کمتری (حدود ۷۲ هزار صندلی) خواهد داشت.
این جنجال، ابعاد سیاسی و حقوقی نیز به خود گرفته است. فروش این زمین پس از ادعاهایی مبنی بر تخلفات مالی، توجه پلیس را جلب کرد و منجر به یورش بازرسان به دفاتر شورای شهر میلان شد. در همین حال، اعضای حزب راستگرای «برادران ایتالیا» به رهبری «جورجیا ملونی» در سطح ملی، خواستار ابطال این معامله و استعفای شهردار میلان، «جوزپه سالا» شدهاند. مانع دیگر بر سر راه تخریب، تلاشهای کمیسیون منطقهای میراث فرهنگی ایتالیا برای اعطای وضعیت حفاظتشده به بخشهایی از ورزشگاه، بهویژه رمپهای دهه ۱۹۵۰ بوده است.
«پیر پائولو تامبورلی»، معمار و استاد دانشگاه، استدلال میکند که سنسیرو نماینده تلفیق نادری از معماری مدرنیستی و عظمت تاریخی است. بر خلاف بسیاری از ساختمانهای نمادین که به «ابرمعماران» مشهور نسبت داده میشوند، سنسیرو به تدریج و در طول دههها شکل گرفته و توسط نسلهای مختلف هواداران و تاریخ شهری صیقل خورده است. تامبورلی آن را هم یک نمایش مدرن و هم یک بنای یادبود عمومی و باستانی توصیف میکند که از نظر روح حاکم بر آن، قابل مقایسه با کلیساهای جامع یا قلعههایی است که به مرور زمان معنا پیدا میکنند.
تخریب احتمالی سنسیرو را میتوان به عنوان بخشی از یک تقابل بزرگتر میان فوتبال جهانیِ سودمحور و حافظه فرهنگی در نظر گرفت. میراث طبقه کارگر، به ویژه معماری فوتبال، اغلب در مقایسه با اشکال سنتیتر فرهنگ، کمارزش شمرده میشود. بنابراین، نابودی سان سیرو نه تنها به معنای از دست رفتن یک ساختمان خارقالعاده است، بلکه به منزله ناتوانی در به رسمیت شناختن ورزشگاههای فوتبال به عنوان بناهای فرهنگی و معماری ارزشمند خواهد بود.
در پایان باید دید که آیا نیروهای تجاری فوتبال جهان در محو کردن سنسیرو موفق خواهند شد یا اینکه اهمیت نمادین و عاطفی این ورزشگاه برای نجات آن به اندازه کافی قوی خواهد بود؟