به گزارش شهرآرانیوز، امام جمعه مشهد مقدس و نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی در گفتوگو با شبکه خبری المیادین لبنان، درباره رهبر شهید و رهبر جدید سخن گفت و تاکید کرد که بعد از حادثه، از همان ابتدا «عدهای از بزرگان خبرگان و عزیزان نظرشان بر رهبری آقای حاج آقامجتبی بود».
امام جمعه مشهد گفت، «قاعده این هست که طبق قانون اساسی بلافاصله باید مجلس خبرگان رهبر تعیین کند؛ این به عنوان یک کار فوری خبرگان هست و لذا در مجلس خبرگان یک گروه سه نفره معین شده که افراد را شناسایی کند و کسانی که سوابق دارند اگر حادثه اتفاق افتاد بلافاصله خبرگان جلسه بگذارد و خبرگان رهبری را تعیین کند. این وظیفه خبرگان هست که در اولین فرصت باید رهبری را تعیین کند».
آیت الله علم الهدی در پاسخ به سوالی درباره نامزدها توضیح داد، «مواردی برای خبرگان قبل هست، در خبرگان قبل معین شدند. شاید افرادی آنها در نظر داشتند ولی کار به آنجا نرسید. اگر خبرگان هر مقداری ممکن هست یک روز یا دو روز بخواهد فاصله بیندازد، شورای رهبری شکل میگیرد تا کشور بی رهبری نباشد، باید شورای رهبری تشکیل بشود، شورای رهبری هم رئیس جمهور هست و رئیس قوه قضائیه هست و یکی از فقهای شورای نگهبان. علت این که یکی از فقهای شورای نگهبان جزء شورای رهبری هست به خاطر مشروعیت تصمیم گیریهایی هست که شورای رهبری میخواهد انجام بدهد؛ لذا باید یک نفر از شورای نگهبان هم آنجا باشد. منتها کشور را نمیشود به شورای رهبری واگذار کرد ما باید رهبر داشته باشیم، از روز اول از وهلهای که به فکر تعیین رهبری افتادیم از همان زمان تقریبا عدهای از بزرگان خبرگان و عزیزان نظرشان در رهبری آقای حاج آقامجتبی بود به چند علت.
وی توضیح داد، ما در حوزه علمیه مجتهد زیاد داریم، بعد از انقلاب حوزه رشد پیدا کرده، متدینین جوان با بصیرتی الحمدلله هستند؛ اینها فقیه هستند و مجتهد هستند عادل هم هستند. اما آنچه برای ما مهم بود مسئله این بود که ما رهبری میخواستیم ضمن این که مجتهد هست و هم فقیه بسیار بالایی هست و عادل هست، در عین حال کسی باشد که بتواند انقلاب را در همان ریلی که امام و مقام معظم رهبری تعیین کردند در همان ریل انقلاب را جلو ببرد تا حضور حضرت حجت علیه السلام.
امام جمعه مشهد افزود، در مقام پیگیری قضیه، خود مقام معظم رهبری یعنی امام شهید ما در آخرین اجلاسی که خبرگان خدمت ایشان رسیدند آخرین جلسه که ایشان را زیارت کردیم در اونجا به ایشان الهام شده بود آخرین اجلاس خبرگان در خدمت ایشان هست، شروع کردند درباره انتخاب رهبری صحبت کردن. خود ایشان؛ همانجا برخی نگران شدند که این سخنان مایه نگرانی مردم شود. در فرمایشات انجا ایشان یک جملهای فرمودند، فرمودند یکی از چیزهایی که خبرگان بایستی در انتخاب رهبری حتما دقت داشته باشد این هست که این انقلاب از مسیر خودش منحرف نشود. رهبری را بیاورند سر کار که بتواند انقلاب را حفظ کند و انقلاب از مسیر خودش منحرف نشود. آنجا دستورش را دادند و این در ذهن ما بود، پس ما احتیاج به رهبری داریم که غیر از این که مجتهد و عادل هست بتواند انقلاب را در ریلی که ایشان مشخص کردند پیش ببرد که انقلاب از مسیر خودش منحرف نشود. در این بین ما بهتر از حاج آقای مجتبی پیدا نکردیم، حاج آقای مجتبی یک مرد مجتهد مسلط فقیه بود یعنی در فقاهتش و اجتهادش که صرف نظر از این که برای عموم ثابت شده بود درس خارج ایشان در قم بسیار درس پر و پیمانی بود و همه استفاده میکردند.
آیت الله علم الهدی افزود: برای شخص بنده اجتهاد ایشان خصوصا ثابت شده بود، چون بنده یک روزی در خدمت آقا بودم در مشهد در باغ ملک آباد خدمت شان تنها نشسته بودیم حاج آقامجتبی هم انجا بودند، من بودم و آقا و آقامجتبی، آقا مجتبی با مرحوم آقا سر یک مسئله فقهی اختلاف نظر پیدا کردند، حاج آقا مجتبی شروع کردند بحث کردند اول آقا خیلی ساده جواب میدادند، اما وقتی حاج آقا مجتبی وارد استدلال شد آقا خیلی محکم نشستند و چنان ایشان بر ادله مسلط هست و به قدری بالا هست که یکی دوبار خواستم وارد بحث بشوم به خودم اجازه ندادم، تسلط ایشان بر ادله که بر فقه داشت. دیگر مطلب ادامه پیدا کرد و دو سه نفر دیگر آمدند، که آقا بحث را قطع کردند. آن روز اجتهاد ایشان برای من ثابت شد، آن روز فقاهت ایشان بر شخص من ثابت شد.
یک فقیه مجتهد به تمام معنا هست با این کیفیت تسلطی که ایشان بر ادله دارد. استعداد ایشان یک استعداد فوق العاده هست و نابغهای هست و خیلی هم خوب درس خوانده و مسلط هم هست، این از نظر فقاهت.
از نظر عدالت، مسئله عدالت حاج آقامجتبی از عدالت گذشته و به زهد و بی اعتنایی به مناصب رسیده. دو سال پیش، وقتی درسهای خارج فقه او در قم مشهور و مورد توجه گسترده قرار گرفت، برخی از مخالفانش شروع به پخش شایعاتی کردند مبنی بر اینکه شروع این درسها توسط او صرفاً مقدمهای برای به دست گرفتن رهبری پس از پدرش است. او با شنیدن این خبر، فوراً درسها را متوقف کرد تا از هرگونه تفسیری مبنی بر اینکه او به دنبال رهبری است، جلوگیری شود. این نشان دهنده میزان بیزاری او از مناصب قدرت بود.
امام جمعه مشهد افزود: جایگاه والای ایشان در فقه از قبل برای من ثابت شده بود، اما آنچه اعتقاد ما را بیشتر تقویت کرد، نظر قاطعی بود که یک مرجع دینی برجسته ابراز کرد. صبح یکشنبه، روز بعد از شهادت رهبر معظم انقلاب، آقای محی الدین، فرزند آیت الله العظمی مکارم شیرازی، با من تماس گرفت. او گفت که پدرش شب قبل از او پرسیده که آیا مجلس خبرگان اقدامی در مورد رهبری انجام داده یا خیر. وقتی او پاسخ منفی داد، آیت الله مکارم گفت: «مگر پسر رهبر معظم انقلاب حضور ندارد؟ منتظر چه هستند؟ نام او را مطرح کنند.» از او پرسیدم: «آیا آیت الله مکارم واقعاً این را گفت؟» او پاسخ داد: «بله.»
سپس با آیت الله کعبی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان، تماس گرفتیم و موضوع را به او اطلاع دادیم. پس از آن، از آقای محی الدین خواستیم که از پدرش اجازه بگیرد تا نظر خود را رسماً به هیئت رئیسه مجلس خبرگان ابلاغ کند. آیت الله مکارم موافقت کرد و گفت: «بسیار خوب، شما نمایندگان من در ابلاغ نظر من هستید.»
با تأیید چنین مرجع دینی عالیرتبهای، عزم ما در مورد این گزینه بیش از پیش راسختر شد. با هر یک از اعضای مجلس خبرگان که مشورت کردیم، گفتند که نظرشان به آقای حاج مجتبی متمایل است و هیچ کس بهتر از او وجود ندارد.
او سی سال در کنار رهبر معظم انقلاب زندگی کرده، از او مدیریت، سیاست و فرماندهی نظامی آموخته و به لطف هوش و تواناییهای استثناییاش، تمام تخصصهای رهبر را جذب کرده است.
بنابراین، ما هیچ کس را بهتر از او نیافتیم. با این وجود، سرویسهای امنیتی، مجلس خبرگان را از برگزاری این جلسه برحذر داشتند، زیرا میترسیدند که آمریکا آنها را هدف قرار دهد یا ترور شوند. لذاست که این جلسه به راحتی تشکیل نشد.
نماینده ولی فقیه در خرسان رضوی افزود: روزی که در این حسینیه مشغول درس تفسیر قرآن بودم، تعدادی از آقایان و خانمها وارد شدند و به من گفتند: «شما اعضای مجلس خبرگان و نمایندگان ما هستید و الان رهبر نداریم. چطور میتوانید اینجا بنشینید و درس تفسیر بدهید و رهبر انتخاب نکنید؟» پاسخ دادم که رهبر از قبل برای اکثر اعضای مجلس خبرگان مشخص است و فقط لازم است هیئت رئیسه تشکیل جلسه دهد و نتیجه را اعلام کند. پس از آن، رسانهها اظهارات من را منتشر کردند و فشار عمومی شروع شد تا اینکه هیئت رئیسه بالاخره توانست جلسه را برگزار کند.
همه اعضای مجلس خبرگان حضور نداشتند، اما طبق آییننامه داخلی، حد نصاب دو سوم برای رسمیت قانونی جلسه کافی بود. بیش از دو سوم حضور داشتند؛ حدود شصت و یک یا شصت و دو نفر از هشتاد نفر در جلسه شرکت کردند. پس از رأیگیری، پنجاه نفر از اعضا به آقای حاج مجتبی رأی دادند و ایشان به عنوان رهبر انتخاب شدند.
در ابتدا، ایشان را به عنوان یکی از گزینهها، به همراه دو یا سه نفر دیگر در نظر گرفتیم. اما پس از سه ماه از رهبری او، متوجه شدیم که او تنها یک گزینه در میان گزینههای بسیار نیست، بلکه تنها رهبر است. هیچ کس دیگری نمیتوانست در این شرایط کشور را رهبری کند، جنگ را مدیریت کند، دیپلماسی و سیاست خارجی را هدایت کند و امور داخلی را اداره کند، هرچند دفتر او تخریب شده و کارکنان آن پراکنده بودند و او امور را از طریق مکاتبات و ارتباطات کتبی مدیریت میکند.
او دولت، سیاست خارجی و دیپلماسی را از این طریق مدیریت میکند و کشور را با کارایی قابل توجهی رهبری میکند. حتی در صحنه سیاست بینالمللی، او تاکنون توانسته است ایالات متحده را علیرغم تمام تلاشهایش در حالت فلج و سردرگمی نگه دارد.
بنابراین، به این باور رسیدهایم که اشاره به آقا مجتبی صرفاً به عنوان یک "گزینه رهبری" دیگر دقیق نیست؛ او در واقع تنها گزینه برای رهبری بود.
در بخشی دیگر از این مصاحبه، آیت الله علم الهدی درباره رهبر شهید و شناخت از ایشان گفت، بنده از دوران طفولیت با ایشان محشور بودم علتش این بود که ما مشهدی هستیم ایشان هم مشهدی بودند پدرم با پدر ایشان صمیمیت زیادی داشتند و روابط خانوادگی داشتیم در این روابط طبیعی بود که برتری که سن ایشان نسبت به من داشت من در مقابل ایشان یک بچه کم سن و سالی بودم در حالی که ایشان نوجوانی بودند لذا از اون جهت من به ایشان ارادت داشتم ابتدای آشنایی ما از اون طفولیت من و نوجوانی این امام شهید بزرگوار در دوران جوانی و طلبگی در خدمت ایشان بودیم ما سفرهای تبلیغی در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی در خدمت ایشان بودیم و در خیلی از مبارزات ایشان حضور داشتند، البته من بعد از مدتی که در مشهد طلبه بودم از انجا هجرت کردم به تهران و مدت ۳۰ سال من مشهد نبودم تهران بودم.
هر جا مبارزه با آمریکا بود، آیت الله خامنهای هم بود
آیت الله علم الهدی گفت، ایشان از همان اول یک غیرتمندی خیلی بالایی به مسائل اسلامی داشت و نسبت به شعائر اسلامی و مظاهر دینی انسان حساسی بود ... و دقیقاً با هر نوع مقابله با دین مبارزه میکرد و از همان اول هم تقریبا یک حس انقلابی ستیزه جویی با نظام استکباری و جریان استکبار و نظام ستمشاهی در ایشان وجود داشت.
خدا رحمت کند مرحوم نواب صفوی که یک سفر به مشهد آمد و مقام معظم رهبری آیت الله عظمی خامنهای یک نوجوانی بودند در همان دوران نوجوانی از مرحوم نواب جدا نمیشدند میرفتند علی رغم اینکه بسیاری از جلسات در سطح بالا بود ولی به صورت یک نوجوان در آن شرکت میکردند. یک جذبه خاصی از مرحوم نواب ایشان را جذب کرده بود و آن روحیه انقلابی خاص که ایشان داشتند و مخصوصاً روحیه مبارزاتی با استکبار نظام ستمشاهی ایشان وادار میکرد که دنبال این مسیر را بگیرند و از همان اول در خط قرار بگیرند و هر کجا نشانی از مبارزه بود حتی قبل از قیام امام، تقریباً آیت الله خامنهای هم آنجا بود.
امام جمعه مشهد در پاسخ به سوالی درباره اعتقاد رهبر شهید به اتحاد و وحدت گفت، ایشان قبل از شروع نهضت امام در ابتدا دوران طلبگی خودشان و در دوران جوانی هم این روحیه را داشتند؛ یک روحیه وحدت اسلامی که مسلمانها باید متحد بشوند و بدون وحدت اسلامی غلبه ما بر استکبار امکان پذیر نیست این واقعیتی بود که ایشان تشخیص میدادند.
آیت الله علم الهدی درباره وصیتنامه و خاکسپاری رهبر شهید گفت: در مورد وصیتنامهی ایشان، ما هیچ اطلاعی نداریم، چون هنوز اعلام نشده و نزد پسرانش است و به دست ما نرسیده. مشهد هم شهر ایشان هست، ایشان غیر از اینجا علائق وطنی شان آقا به مشهد علاقه زیادی داشته یعنی میفرمودند به خود من گفتند که اگر این زحمت رفت و آمد ماموران امنیتی نبود من سعی میکردم ماهی یکبار به مشهد و زیارت بیایم. خود مشهد و سابقه مشهد و همه خاطرات ایشان از مشهد بود... زمانی که مشهد بودند و زیارت میآمدند گاهی سوار ماشین میشدند و مناطق مشهد را سر میزدند. خود گشتن در مشهد محلات قدیمی مشهد را مقید بودند آقا بروند از نزدیک ببینند. علاقه ایشان به مشهد طبیعی هست که دفن ایشان هم مشهد باشد. شهر ایشان مشهد بوده، ما مشهدیها هر جا بمیریم سعی میکنیم جنازه مان بیاید مشهد این طبیعی هست قضیه.
در حرم مطهر هم مرحوم آقای طبسی برای ایشان قبری معین کرده بود. خود آقا فرموده بودند که یکی دو بار به زبان آورده بودند که آقای طبسی برای من قبری معین کردند ولی نفرموده بودند که حتما من اونجا دفن بشوم به کسی هم نگفته بودند؛ لذا مسئله تدفین در مشهد جریان عادی هست حالا اگر وصیت هم داشته باشند هنوز وصیت نامه ایشان بیرون نیامده ولی طبیعی هست که تدفین در مشهد هست و علاقه ایشان به مشهد و مشهدی بودن ایشان و وابستگی زیاد ایشان داشتند اقتضاء میکند که دفن ایشان هم در مشهد باشد در جوار امام هشتم علیه السلام، که بیشتر مورد توجه زائران و مردم هست.
منبع: فارس