در تصور عموم، محیط زیست شهری بیشتر با فضاهای سبز، پارکها و کیفیت هوا گره خورده است؛ اما در نگاهی دقیقتر، بخش بزرگی از زیستبومِ شهر، محصول مدیریت زیرساختهای متحرک، بهویژه ناوگان حملونقل کالا و بار است. رابطه میان کیفیت محیط زیست شهری و نحوه حضور ناوگان باری در خیابانها، رابطهای مستقیم و انکارناپذیر است.
فرسودگی، تردد بیضابطه و توقفهای غیرمجاز خودروهای سنگین، نهتنها نظم بصری و ترافیکی شهر را برهم میزند، بلکه به شریانهای حیاتی زیستمحیطی پایتخت نیز آسیبهای جدی وارد میکند. توقف خودروهای سنگین و نیمهسنگین در حاشیه معابر و خیابانهای مسکونی، پدیدهای است که به یک معضل مزمن تبدیل شده است.
این توقفها علاوه بر ایجاد آلودگی صوتی شدید برای ساکنان و افزایش ترافیک، منجر به نشت مشتقات نفتی آلاینده و تخریب آسفالت معابر و اشغال سطحی میشود که باید برای عبورومرور و ایمنی عمومی در دسترس باشد. در این میان، مدیریتشهری مشهد در رویکردی مسئولانه، بهخوبی ضرورت «انتظامبخشی» را درک کرده است.
اقدام شهرداری مشهد در دوره ششم برای توسعه دو و نیم برابری فضای توقفگاهی ویژه ناوگان باری، فراتر از یک پروژه عمرانی، اقدامی محیطزیستی برای خروج آلایندهها از شریانهای مسکونی شهر است. این اقدام، ضمن آزادسازی معابر عمومی، گامی بلند در جهت کاهش آلودگی صوتی، ترافیکهای غیرضروری، پیشگیری از تخریب حاصل از نشت روغن و آلایندههای نفتی و کاهش استهلاک زیرساختهای شهری است.
در سوی دیگر این معادله، مبحث حیاتی «معاینه فنی» قرار دارد. ناوگان باری و حملونقل عمومی، درواقع قلب تپنده اقتصاد شهراست، اما اگر این قلب دچار بیماری باشد، دود آن مستقیما ریههای شهروندان را هدف میگیرد. خودروهای فرسوده و فاقد معاینه فنی، عامل اصلی انتشار آلایندههای نگرانکننده در کلانشهرها هستند.
بزرگترین مرکز معاینه فنی خودروهای سنگین در شرق کشور که توسط مدیریتشهری مشهد ایجاد شده است با تمرکز بر پایش دقیق سلامت فنی و سطح آلایندگی خودروها، قلب تپنده ناوگان باری و حمل ونقل عمومی شهر را تنظیم میکند. سلامت فنی ناوگان حملونقل، نه برای ایجاد محدودیت، که برای حفظ «حق تنفس» شهروندان است.
کامیونها و خودروهای باری که فاقد معاینه فنی هستند، عامل انتشار ذرات معلق و گازهای آلاینده در هوای شهرمان هستند و سختگیری در نظارت بر سلامت فنی آنها، مستقیما به کاهش آلودگی هوای مشهد کمک میکند. مدیریت مدرن شهری، مدیریت «نظم و انضباط» است.
فضای شهر، عرصهای اشتراکی است و هیچکس، اعم از حقیقی یا حقوقی، حق ندارد با توقفهای بلندمدت در معابر عمومی، این حقِ همگانی را سلب کند. تغییر نگاه از «مدیریت وضع موجود» به «مدیریت آگاهانه»، نیازمند تعامل میان شهرداری، پلیس راهور و بخش خصوصی در حوزه حملونقل است. لازم است بسترهای قانونی برای ممنوعیت پارک ناوگان سنگین در مناطق مسکونی، با نگاه تشویقی به سمت استفاده از پارکینگهای تخصصی سوق داده شود.
سخن پایانی اینکه، محیط زیست شهری تنها درخت و فضای سبز نیست؛ سلامت معابر و هوای تنفسی شهر، مرهون انتظامبخشی به ناوگانی است که هرروز خون اقتصاد شهر را به جریان میاندازد. اگر امروز برای توسعه بیشتر توقفگاههای ناوگان باری و نظارت بر سلامت فنی خودروهای سنگین هزینه کنیم، در آیندهای نزدیک، بهای آن را با هوایی پاکتر، شهری آرامتر و زندگی باکیفیتتر باز پس خواهیم گرفت.