به گزارش شهرآرانیوز؛ چند روز پیش، کارگر پیمانکار شهرداری که مشغول نظافت پارک جنگلی طرق بود، پس از اتمام کار برای رفع گرسنگی و خستگی، سفرهاش را پهن کرد و برای خودش چای درست کرد. با برافروختن آتش، کتری را روی شعله گذاشت که مردی جوان به او نزدیک شد. این کارگر از روی مرام و معرفت، به مرد جوان تعارف کرد و او هم استقبال کرد و کنار سفره پارکبان نشست و از لقمه نانی که او آورده بود، خورد تا چای هم آماده شد.
دقایقی بعد، درحالیکه صحبت آنها درباره مسائل مختلف گل کرده بود، کارگر برای ریختن چای از جایش بلند شد. او کتری را با یک دستمال کوچک برداشت، اما دستش از بخار آب و حرارت کتری سوخت. او خم شد تا کتری را روی زمین بگذارد که در همین حین تلفن همراهی که بهتازگی خریده بود، از جیبش افتاد.
در یک چشمبرهمزدن، پارکبان دید که مهمان ناخواندهاش بلند شد و با برداشتن تلفن همراه او شروع به دویدن کرد. کارگر که از این اقدام شوکه شده بود، لحظاتی طول کشید تا به خود بیاید. او کتری را رها کرد و بهدنبال سارق دوید، اما به گرد پای مرد جوان هم نرسید.
کارگر ماجرا را برای همکارانش تعریف کرد و با تلفن همراه یکی از آنها با شماره خودش تماس گرفت. دوسه بوق که خورد، همان مرد جوان درحالیکه این مکالمه ضبط میشد، به این تماس پاسخ داد. او با وقاحتی خاصی به پارکبان گفت: «۱۰ میلیون تومان بده تا گوشی را پس بدهم.» کارگر که بهسختی مخارج خانوادهاش را تأمین میکرد، گفت آخر ماه است و چنین پولی ندارد. او میخواست از این مرد جوان تخفیف بگیرد که او تماس را قطع و گوشی را خاموش کرد. پارکبان که گوشیاش را ازدسترفته میدید، با مرخصی از محل کارش به کلانتری کوی پلیس رفت و ماجرا را شرح داد.
کارگر هنوز در کلانتری حضور داشت که عوامل گشت ناحیه کمیل در حاشیه بولوار فرودگاه از ظن خود به مردی جوانی خبر دادند که رفتار مشکوک داشت؛ متهمی که به گفته نیروهای بسیج، تلفن همراه دارد، اما رمز بازگشایی آن را بلد نیست.
با توجه به مطابقت مشخصات گوشی و فرد مظنون، سرهنگ عباس عطایی، رئیس کلانتری کوی پلیس، بلافاصله با صدور دستوراتی فنی، تیمی از مأمورانش را به محل اعزام کرد. مأموران متهم را از نیروهای بسیج تحویل گرفتند و به کلانتری منتقل کردند. متهم مدعی بود سابقه ندارد و این تلفن همراه را بهتازگی از روی زمین پیدا کرده است، اما کارگر پارک او و گوشی را شناسایی کرد.
سارق ابتدا منکر آشنایی شد، اما وقتی کارگر ثابت کرد دقایقی قبل با او صحبت کرده است، حرفش را عوض کرد و گفت: «فقط بهخاطر پیداکردن گوشی، از او شیرینی میخواستم!» پس از اینکه پارکبان تلفن همراهش را تحویل گرفت، این پرونده به دادسرا منتقل شد.