به گزارش شهرآرانیوز؛ نحوه غذا خوردن، انتخاب مواد غذایی و حتی واکنشهای احساسی والدین به غذا، سنگ بنای سلامت جسمی و روانی کودکان را در آینده شکل میدهد.
ما در این گزارش قرار است این تاثیر شگرف را از زوایای مختلف کالبدشکافی کنیم.
کودکان از همان ماههای ابتدایی زندگی، جهان را از دریچه چشم والدین خود میشناسند.
تحقیقات روانشناسی تغذیه نشان میدهد که علاقه یا بیزاری کودک از یک غذای خاص، مستقیما به حالات چهره و رفتار والدین هنگام مصرف آن غذا گره خورده است. اگر پدری هنگام خوردن سبزیجات چهرهای درهم کشیده داشته باشد، کودک پیام «خطر» یا «بدمزه بودن» را دریافت میکند. در مقابل، لذت بردن واقعی والدین از غذاهای سالم، قویترین انگیزه برای ترغیب کودک به امتحان کردن طعمهای جدید است.
تاثیر والدین تنها به رفتار محدود نمیشود. پژوهشهای اخیر منتشر شده در مجلات معتبری، چون نیچر نشان میدهند که الگوی غذایی خانواده نقش مستقیمی در شکلگیری میکروبیوم روده کودک دارد. والدینی که رژیم غذایی سرشار از فیبر و غذاهای گیاهی دارند، باکتریهای مفیدتری را از طریق محیط زندگی و تعاملات روزمره به فرزندان خود منتقل میکنند. این تنوع زیستی در روده، پایهگذار سیستم ایمنی قویتر و کاهش خطر ابتلا به چاقی و دیابت در بزرگسالی است.
یکی از مهمترین چالشهایی که انجمنهای بینالمللی سلامت روان به آن اشاره میکنند، استفاده ابزاری از غذا است. وقتی والدین از شیرینیها به عنوان پاداش برای رفتار خوب یا از غذا به عنوان ابزاری برای تسکین گریه کودک استفاده میکنند، در حال برنامهریزی یک مکانیسم ناسالم در مغز او هستند. این کودکان در بزرگسالی تمایل بیشتری به «پرخوری عصبی» خواهند داشت و برای مقابله با استرس، به سمت غذاهای پرکالری پناه میبرند.
اکنون که به عمق این تاثیرات پی بردیم، زمان آن است که به عنوان والدین یا مراقبان کودک، مهارتهای خود را ارتقا دهیم.
اولین قدم، سفرههای مشترک خانوادگی است. غذا خوردن در کنار یکدیگر بدون حضور صفحات نمایشگر (تلویزیون یا موبایل)، فرصتی طلایی برای ایجاد ارتباط مثبت با غذا فراهم میکند. در این زمان، کودک نحوه صحیح جویدن، مکالمه لذتبخش حین غذا و انتخابهای سالم شما را میبیند و یاد میگیرد.
دومین مهارت، پرهیز از اجبار است. مجبور کردن کودک به تمام کردن غذای داخل بشقاب، توانایی طبیعی بدن او برای تشخیص حس سیری را از بین میبرد. متخصصان تغذیه اطفال پیشنهاد میکنند والدین تنها مسئول فراهم کردن غذای سالم و زمان مناسب غذا خوردن باشند و اینکه کودک چقدر بخورد را به خود او واگذار کنند.
سومین گام، درگیر کردن کودکان در فرآیند تهیه غذاست. خرید مواد اولیه با هم و کمک گرفتن از کودک برای شستن یا ترکیب کردن مواد ایمن، حس مالکیت و کنجکاوی او را تحریک میکند. کودکی که در پخت یک غذای سالم مشارکت داشته باشد، با احتمال بسیار بیشتری آن را با لذت میخورد.
الگوی غذایی ما، میراثی خاموش، اما قدرتمند است که برای فرزندانمان به جا میگذاریم. تغییر عادات غذایی شخصی شاید در ابتدا چالشبرانگیز به نظر برسد، اما وقتی بدانیم که هر انتخاب سالم ما در واقع در حال ساختن آیندهای روشنتر، سالمتر و شادابتر برای فرزندمان است، انگیزه لازم برای این تغییر را پیدا خواهیم کرد. بشقابهای امروز ما، سلامت فردای آنها را تضمین میکند.
منبع: فارس