انگار مشهد، کربلایی دیگر است

  • کد خبر: ۴۲۶۹۱۱
  • ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۴
انگار مشهد، کربلایی دیگر است
در ایام ماه محرم، کوچه و خیابان‌های مشهد، حال وهوایی دیگر دارند. آفتاب سوزان تابستانی، خستگی ناپذیر خود را بر زمین داغ شهر می‌گستراند، اما انگار غمی سوزان و پنهانی در فضای شهر جاری است.

در ایام ماه محرم، کوچه و خیابان‌های مشهد، حال وهوایی دیگر دارند. آفتاب سوزان تابستانی، خستگی ناپذیر خود را بر زمین داغ شهر می‌گستراند، اما انگار غمی سوزان و پنهانی در فضای شهر جاری است که حرارت خورشید در مقابل آن کم می‌آورد. مشهد در عزایی بی پایان فرورفته و مردم شهر، صحنه‌هایی بی بدیل از همدلی و اندوه را به نمایش می‌گذارند.

پرچم‌های سیاه از سردر خانه‌ها و مغازه‌ها و بر فراز خیابان‌های شهر آویزان‌اند و کتیبه‌هایی با نوشته‌هایی در سوگ سالار شهیدان و یارانش، بر درودیوار‌ها نقش بسته است. در کوچه پس کوچه‌های باریک محلات قدیمی، پیرمرد‌های مشکی پوش، روی صندلی‌های چوبی نشسته‌اند و زیر لب مرثیه‌های ماندگاری از محتشم کاشانی را می‌خوانند: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است، باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است، گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست، این رستخیز عام که نامش محرم است ...».

صدای نوحه خوانی از بلندگو‌های هیئت‌های محل، با صدای طبل و سنج و زنجیر درهم می‌آمیزد و غوغایی به پا می‌شود. خیابان‌ها پرشده از دسته‌های عزاداری؛ پیراهن‌های سیاه، شانه‌هایی خمیده از اندوه و چشمانی سرخ از اشک. همه برای عرض تسلیت به سوی حرم امام هشتم می‌روند.

در نزدیکی حرم، جمعیت موج می‌زند. زائران با پای پیاده، بعضی علم بر دوش، بعضی پرچم‌های سرخ بر دست، پیر و جوان، زن و مرد و کودک، به سمت بارگاه مطهر روان‌اند. نگاه‌هایی خیره به گنبد طلایی، دل‌هایی پر از حاجت و حزن، چشم‌هایی خیس از اشک‌های سرخ. انگار مشهد، کربلایی دیگر است و سپاه حسین (ع)، دوباره خود را برای نبردی تازه با یزیدیان دوران، آماده می‌سازد. این آتشی که در دل هاست، به این سادگی‌ها خاموش نمی‌شود. این اشک‌های سرخ، از دلی خون می‌جوشد و این چشمه، برای همیشه جاری است.

مشهد در روز‌های محرم، شهری است که در دل شلوغی و هیاهوی روزمرگی و زندگی عمیقا غمگین است؛ شهری که با چشمانی باز، اشک می‌ریزد و با گام‌هایی آرام، در دل ماتم قدم می‌زند. هر کوچه اش روضه خانه‌ای است و هر رهگذری، سوگوار کربلاست.

آن مشهدی‌هایی که در این ماه، هنوز فرصتی برای رفتن به حرم مطهر امام رضا (ع) و عرض تسلیت پیدا نکرده‌اند، هرکجای شهر که باشند، از خیابان نواب صفوی و خیابان شیرازی گرفته تا خیابان امام رضا (ع) یا خیابان طبرسی و حتی خیلی دورتر، بولوار فردوسی یا خیابان قرنی، یا هرکجای دیگری که نگاهشان به گنبد و گلدسته بیفتد، همان وسط بولوار رو به حرم می‌ایستند و دست بر سینه گذاشته و سر خم می‌کنند و زیر لب آهسته زمزمه‌ می‌کنند:

«السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)، عرض تسلیت داریم آقاجان، ما هم عزادار جدتان هستیم...»

عکس: حمید سلطان آبادیان

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.