این عکس سیاه و سفید نیست. این رنگیترین عکسی است که آدم میتواند از عرشه یک ناو روی آبهای خلیج فارس ببیند. یک همدلی خوش رنگ و یکدست، روی تمام تصویر کشیده شده. حتی آبهای نیلگون خلیج فارس از پشت فیلتر سیاه و سفید، باز هم آبی است. آقای رئیس جمهور، لبخند گرمی دارد. دلیرمردان نیروی دریایی همه از یک کنار، خوشحالاند. انگار نه انگار روی خط آتش یک جنگ هشت ساله ایستادهاند.
مهرماه سال ۱۳۶۴، میانه یک نبرد فرساینده طولانی، بارها بر فراز موجهای سهمگین خلیج فارس، حملات ریز و درشتی از سوی دشمن صورت میگرفت. نفتکش ها، هدف عملیاتها بودند و آسمان ناامن بود. این لبخندهای صمیمی توی تصویر را نمیشود با هیچ منطقی به اضطرار آن روزها و شبهای نفسگیر پیوند زد الا با چاشنی وحدت و ایمان و غیرت. حالا سالها از این قاب دل نشین میگذرد. خلیج فارس، هنوز روی نقشه جهان، خلیج فارس است. چیزی تغییر نکرده الا آدمهایی که خیلی هایشان یا پیر شدهاند یا احتمالا مجروح یا شهید، اما دریا همان دریاست و جای تازه رزمندههای بازنشسته دیروز را، تازه نفسهای رشید دهه ۷۰ و ۸۰ گرفتهاند و آن آقای رئیس جمهور که بعدها، رهبر و مقتدای تمام ما شد، و حالا پسرش جا پای او گذاشته و درمیدان است.
هیچ چیزی عوض نشده. هیچ چیز تغییر نکرده. هنوز هم نبرد حتی اگر به آبها کشیده شود، غیورمردان سپیدپوشی در نوار جنوبی کشور هستند که با سینهای ستبر برابر آماج بی رحمانه حملات دشمن بایستند. همه چیز از قبل تعیین تکلیف شده. آن مساحت آبی روی نقشه، خاک ماست. آدمها میآیند، میروند، تصاویر و قابها کهنه میشوند، تاریخ تکرار میشود، جنگندهها بر فراز دریاها زوزه میکشند و عکاسها همچنان راوی ایستادگی و مقاومتاند.
شاید سالها بعد، عکسی از مردان ارتش دریایی مان در جنوب به وقت تابستان ۱۴۰۵ منتشر شود که تمامشان در تصویر لبخند میزنند و انگار هیچ چیز، دلشان را نمیلرزاند. عکسی که حتما سیاه و سفید نیست. آدم هایش شهید نشدهاند. خلیجش هنوز با پسوند فارس شناخته میشود و دیگر خبری از موشک و جنگنده و پهپاد نیست.