درباره حال و روز مشهد در دوره غزنویان | معمای تاریخی یک هجوم

  • کد خبر: ۴۳۳۵۴۰
  • ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۴
درباره حال و روز مشهد در دوره غزنویان | معمای تاریخی یک هجوم
گزارشی درباره پاسخ به این سؤال که آیا غزنویان در دوره حکومت‌داری‌شان، مشهد و حرم مطهر را ویران کرده‌‌اند یا نه؟

مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ دودمان غزنوی، خاندانی ترک‌تبار بودند که در سال ۳۶۶ قمری، با استیلای «سبکتگین» پسر «قرابجکم» بر غزنه، توانستند حکومتی ایجاد کنند که حدود ۲۱۶ سال دوام آورد. با این حال، حکومت غزنویان، سوای اواخر دوره سبکتگین، عصر فرزندش محمود و بخشی از دوره نوه‌اش مسعود، بیشتر حکومتی محلی به حساب می‌آمد و قلمرو آن کمتر پا از حدود غزنه فراتر می‌نهاد.

سبکتگین حکومت غزنه را از سامانیان دریافت کرد. او دیرزمانی از فرماندهان نظامی اُمرای بخارا بود؛ اما با آغاز اضمحلال آل‌سامان، به فکر ایجاد حکومتی مستقل افتاد و، چون باد موافق بر پرچمش وزید، دست به تسخیر نواحی غربی قلمرو خود زد و حیطه قدرتش را تا حدود نیشابور گسترش داد.

با این حال غزنویان که قومی تُرک‌تبار و بیگانه محسوب می‌شدند، برای تثبیت قدرت، به مشروعیت دینی و ملی نیاز داشتند. مشروعیت نوع اول، با فرمان خلیفه عباسی و اعطای حکومت (منشور) سرزمین‌های شرق اسلامی به غزنویان فراهم و مشروعیت دوم نیز، با ادعای محمود غزنوی مبنی بر اتصال نسبی به بهرام چوبینه، سردار عصر ساسانی، به ظاهر تأمین شد.

اما غزنویان نیز، مانند دیگر اُمرای عصر خود، از این ابزار (کسب مشروعیت) برای سیطره بر سرزمین‌های بیشتر بهره می‌بردند و چندان در بند رعایت اموری که به حکومتشان مشروعیت می‌بخشید، نبودند. در این بین، نوع برخورد آنها با برخی جریان‌های عقیدتی، به ویژه اسماعیلیه، به شدت تند بود.

مبارزه با «قرمطیان» به عنوان شاخه‌ای از اسماعیلیه که توانسته بود در بحرین حکومتی مستقل تأسیس و خلافت عباسی را در بغداد به شدت تهدید کند، به نوعی ابزار کسب مشروعیت و البته حذف رقبای سیاسی از میدان محسوب می‌شد و در حکومت غزنویان، بسیاری، از جمله «حسنک وزیر» به جرم قرمطی بودن جان خود را از دست دادند.

ریشه‌های تنش میان غزنویان و جریان‌های اعتقادی تندرویی مانند قرمطیان، تاحدود زیادی قابل درک است، اما «ابن‌اثیر جزری» در کتاب مشهور خود با نام «الکامل فی التاریخ» گزارشی عجیب از نحوه برخورد سبکتگین با شیعیان دوازده امامی و زائران شیعه و غیرشیعه حرم مطهر امام رضا (ع) و نیز، هجمه به این مکان مقدس ذکر می‌کند که مطابقت آن با شواهد تاریخی، ساده نیست. در این نوشتار، در پی بررسی این گزارش خاص و استثنایی هستیم.

روایت منحصر‌به‌فرد «الکامل»

ابن‌اثیر (درگذشته ۶۳۰ قمری)، در جلد نهم «الکامل (صفحه ۴۰۱)» ضمن بیان ویژگی‌های شخصیتی و اقدامات سلطان محمود غزنوی (درگذشته ۴۲۱ قمری) می‌نویسد: «و [محمود غزنوی]بنای مشهد طوس را که در آن قبر مطهر امام رضا علیه‌السلام و هارون عباسی قرار داشت، نیکو تجدید بنا کرد، حال آن‌که پدرش [سبکتگین]آن را خراب کرده‌بود و اهالی طوس زائران را آزار می‌دادند و مانع زیارت آنها می‌شدند.

سبب این اقدام آن بود که [محمود]در خواب امیرمؤمنان علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) را دید که به وی می‌گوید: تا کی وضع اینجا چنین باشد؟ [و محمود]دانست که منظور امیرمؤمنان (ع) وضعیت مشهد رضوی است. پس دستور ساختن آن را داد.)»

نگاهی اسنادی به گزارش «ابن‌اثیر»

اگر زمان وقوع این اتفاق را حدود سال ۳۷۰ قمری در نظر بگیریم، میان زمان نگارش متن گزارش (۶۲۸ قمری) و وقوع آن، فاصله‌ای حدودا ۲۵۸ ساله وجود دارد.

در این مدت، آثار تاریخی دیگری هم به رشته تحریر درآمده‌اند. از آن‌جمله می‌توان به کتاب «تاریخ یمینی»، اثر محمد بن عبدالجبار عتبی (درگذشته ۴۲۷ قمری) اشاره کرد که اتفاقا نویسنده، معاصر دوره وقوع حمله سبکتگین به مشهد رضوی بوده و باید آن را در جایی از کتاب خود می‌آورده‌است؛ اما نه در متن کتاب «تاریخ یمینی» و نه در دیگرمکتوبات تاریخی، نشانی از این اقدام یا حتی تلاش سلطان محمود برای بازسازی مشهد دیده نمی‌شود.

هر چند که شواهد تاریخی تأیید نشده‌ای درباره بازسازی گنبد در دوره غزنوی وجود دارد، اما نمی‌تواند به معنای صحت روایت ابن‌اثیر باشد. منبع وی برای بیان این گزارش معلوم نیست.

جالب آنکه در ادوار تاریخی بعد، دیگران این گزارش را جدی گرفته و در منابع خود نقل کرده‌اند. مثلا محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه در کتاب «مطلع‌الشمس» به این مسئله اشاراتی دارد که ناشی از گزارش ابن‌اثیر است.

نویسنده «الکامل»، برخلاف برخی از مورخان و جغرافی‌دانان، دیداری از مشهد و خراسان نداشته و آنچه روایت کرده‌است، باید مستند به روایت افراد یا منابعی ناشناخته بوده‌باشد.

مقایسه محتوا و شواهد

از نظر قیاس میان محتوا با شواهد و عقل‌تاریخی نیز، روایت ابن‌اثیر صحیح به نظر نمی‌رسد. مشهد در زمان حکومت غزنویان و حتی پیش از آن، مکانی شناخته شده و مورد احترام بود و زائران بسیاری از اقصی‌نقاط جهان و از مذاهب مختلف اسلامی، برای زیارت به آن سفر می‌کردند.

شیخ صدوق در «عیون اخبارالرضا علیه‌السلام» از شخصی به نام «حمزه مصری» سخن می‌گوید که از کرانه‌های نیل تا حرم رضوی را ظاهرا با پای پیاده پیموده تا به شَرَف زیارت نائل شود. از سوی دیگر، در روایات تاریخی «بیهقی»، سخن از تلاش‌های «بوبکر شهرمرد کدخدای فائق خاصه» برای توسعه عمرانی مشهد به میان آمده‌است.

پیش از آن نیز، در دوره سامانی و عهد حکومت ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی در طوس، وی نقش مهمی در تسهیل امر زیارت ایفا کرد. نباید از یاد برد که این افراد، وابستگان به حکومتی بودند که مورد تأیید خلیفه عباسی بغداد قرار داشت. گزارش‌هایی درباره حضور علمای مذاهب اسلامی، به ویژه محدثان برجسته در حرم مطهر رضوی و مباحثه علمی آنها وجود دارد.

شیخ صدوق به گواهی کتاب «اُمالی» که گزارش‌های جلسات درس و بحث وی محسوب می‌شود، بیش از نوزده جلسه درسی را در جوار مرقد مطهر امام رضا (ع) برگزار کرده و با علمایی از دیگر مذاهب به بحث و گفت‌و‌گو نشسته‌است. فاصله تاریخی این جلسات تا زمان به حکومت رسیدن سبکتگین زیاد نیست؛ شیخ صدوق در سال ۳۸۱ قمری دار فانی را وداع گفته و سبکتگین در سال ۳۸۷ قمری درگذشته‌است.

در ابتدای این نوشتار گفتیم که غزنویان برای تثبیت حکومت خود، نیازمند کسب مشروعیت در دو حوزه دینی و ملی بودند. به همین دلیل، بسیار بعید است که سبکتگین چنین کاری را در اوج شهرت حرم رضوی در بین عموم مردم انجام داده‌باشد.

توجه به مرقد امام رضا (ع) در میان اُمرای غزنوی هم بسیار گسترده‌بود. ابوالحسن عراقی دبیر (درگذشته ۴۲۹ قمری)، مسجدی در جوار روضه منوره بنا کرد که امروزه باقی و به نام «مسجد بالاسر» مشهور است. سوری بن معتز (درگذشته ۴۲۱ قمری)، بناکننده نخستین مناره حرم رضوی و توسعه دهنده اماکن متبرکه بود که بیهقی گزارش اقدامات وی را در تاریخ خود آورده‌است.

سالیانی پس از این دوره، در ابتدای قرن ششم هجری قمری، «سنایی غزنوی» (درگذشته ۵۴۵ قمری) که مدتی در دربار «بهرام‌شاه» نواده سلطان‌محمود حضور داشت، در قصیده‌ای زیبا، مشهد و مرقد امام رضا (ع) را چنین وصف کرده‌است:

دین را حرمی‌ست در خراسان
دشوار تو را به محشر آسان

از معجزه‌های شرع احمد
از حجت‌های دین یزدان

همواره رهش مسیر حاجت
پیوسته درش مشیر غفران

چون کعبه پر آدمی ز هر جای
چون عرش پر از فرشته هزمان

با عنایت به این شواهد و نیز، فقدان اسناد هم ردیف با ادعای ابن‌اثیر، نمی‌توان به روایت او از هجمه سبکتگین به مشهد رضوی اعتماد کرد و آن را صحیح دانست.

یک احتمال

گفتیم که منبع ابن‌اثیر در این روایت معلوم نیست، اما هم او، در ذکر حوادث سال ۵۱۰ قمری، به تنش‌هایی در مشهد رضوی اشاره کرده است که طی آن بر تعدادی از زائران حرم رضوی سخت گرفته شده‌بود.

این دوره، یعنی سال ۵۱۰ قمری، البته مصادف با عصر سلجوقی و شیوع رقابت‌ها و درگیری‌های عقیدتی است که البته در نزاع‌های سیاسی، به ویژه میان غزنویان و اسماعیلیان نزاری ریشه داشت. این احتمال وجود دارد که ابن‌اثیر، روایات مذکور را از منبعی واحد شنیده باشد که معتقد به تثبیت چنین درگیری‌هایی در همه ادوار تاریخی بوده است.

در واقع منبع ابن‌اثیر که به احتمال زیاد حادثه سال ۵۱۰ قمری را درست می‌دانسته، معتقد بوده است که چنین‌رویدادی سابقه دارد و به قولی که سبکتگین را عامل هجوم به مشهد فرض می‌کند، اعتماد داشته‌است. هر چند که این ادعا، احتمالی بیش نیست و برای تأیید یا رد صحت آن باید شواهدی را ببینیم که امروز در دسترس ما قرار ندارند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.