به گزارش شهرآرانیوز، او متولد ۲۸ شهریور ۱۳۶۰ است و فعالیت بازیگریاش را از سال ۱۳۸۹ با «اینجا بدون من» آغاز کرد. در سالهای بعد، از سینما و تلویزیون گرفته تا شبکه نمایش خانگی، نقشهایی را تجربه کرد که گاهی فقط چند سکانس فرصت حضور داشتند، اما به واسطه جزئیات بازی او در ذهن مخاطب باقی ماندند.
از نقشهای کوتاه تا شخصیتهایی که فراموش نمیشوند
یکی از ویژگیهای مهم کارنامه حسینینیا، بیتوجهی نسبی به اندازه نقش و توجه به کیفیت شخصیت است. او حتی در نقشهای مکمل هم تلاش کرده کاراکتر را صاحب هویت کند؛ هویتی که فقط به متن وابسته نباشد و با لحن، نگاه، حرکات بدن و شیوه بیان دیالوگ کامل شود.
«متری شیش و نیم» یکی از نمونههای قابل توجه این مسیر است. حسن گاوی، خلافکاری که در کار قاچاق مواد مخدر فعالیت دارد، با وجود سهم محدودترش از قصه، به واسطه بازی حسینینیا به یکی از شخصیتهای بهیادماندنی فیلم تبدیل شد. همکاری او با سعید روستایی بعدها در «برادران لیلا» نیز ادامه پیدا کرد؛ جایی که شخصیت بایرام، در موقعیتی متفاوت، وجه دیگری از توانایی او را نشان داد.
از مصیب «شنای پروانه» تا رحمان «یاغی»
اگر قرار باشد فقط چند نقش را برای توضیح دامنه بازیگری حسینینیا انتخاب کنیم، مصیب در «شنای پروانه» و رحمان در «یاغی» دو نمونه کاملاً متفاوتاند.
در «شنای پروانه» او در نقش مصیب، چهرهای خشن و پرتنش را بازی کرد؛ شخصیتی که خشونت و میل به انتقام بخش مهمی از رفتار او را شکل میدهد. اما در «یاغی»، محمد کارت او را در قالب رحمان قرار داد؛ جوانی که سابقه بستری شدن در تیمارستان دارد و رابطه عاطفیاش با برادرش به یکی از انگیزههای اصلی رفتار او تبدیل میشود.
همین فاصله میان دو شخصیت نشان میدهد حسینینیا صرفاً به یک تیپ مشخص وابسته نیست. او میتواند از یک شخصیت خشن و خیابانی به کاراکتری شکننده، وابسته و پیچیده برسد، بدون آنکه حضورش در هر دو اثر شبیه به یکدیگر به نظر برسد. «یاغی» در میان نقشهای او جایگاه متفاوتی دارد و یکی از نمونههای تغییر مسیر او در انتخاب شخصیت است.
«رهایم کن» و تولد یک بهرام بوقی متفاوت
در «رهایم کن» بهرام بوقی یکی از آن شخصیتهایی است که بازیگر میتوانست بهراحتی آن را صرفاً به یک تیپ فرصتطلب و روستایی محدود کند؛ اما حسینینیا با جزئیات رفتاری، لحن و نوع حرکت، شخصیت را از یک تیپ ساده فراتر برد.
لبخند خاص، نوع ادای کلمات، بسته بودن دهان هنگام حرف زدن و حتی نحوه حرکت بدن، بخشی از شناسنامه این شخصیت شد. بهرام بوقی در ظاهر مردی فرصتطلب است که برای رسیدن به موقعیت بهتر از خانوادهای قدرتمند استفاده میکند، اما بازی حسینینیا باعث میشود تماشاگر بهتدریج لایههای دیگری از او را هم ببیند.
یکی از نمونههای قابل توجه، سکانسهای عروسی است؛ جایی که بازیگر باید چند حس متضاد از سرخوشی و رهایی تا خشم و بیقیدی را همزمان در چهره و رفتار شخصیت نگه دارد. همین جزئیات است که بهرام بوقی را به یکی از شخصیتهای ماندگار کارنامه حسینینیا تبدیل میکند.
وقتی بایرام «برادران لیلا» از راه میرسد
جالب اینکه حسینینیا در «برادران لیلا» دوباره با شخصیتی روبهرو میشود که از جهاتی به بهرام بوقی شباهت دارد؛ بایرام هم شخصیتی فرصتطلب است و در موقعیت عروسی تلاش میکند از جایگاه و شرایط موجود برای رسیدن به منفعت خودش استفاده کند.
اما تفاوت در جزئیات است. بایرام دیگر همان شخصیت «رهایم کن» نیست و حسینینیا هم آن را با همان مختصات بازی نمیکند. همین تفاوتهای ظریف، یکی از مهمترین نقاط قوت کارنامه اوست؛ تماشاگر ممکن است شباهتهایی میان شخصیتها پیدا کند، اما در نهایت با دو آدم متفاوت روبهرو میشود.
«حیثیت گمشده» و نقشی که آرامتر اما عمیقتر بود
در «حیثیت گمشده»، حسینینیا به سراغ امیر رفت؛ مردی که بخش مهمی از زندگیاش را از دست داده و درگیر یافتن پاسخی برای اتفاقاتی است که زندگیاش را به هم ریختهاند.
امیر قمار میکند، کارگر است و زندگی مشترکش به دلیل بچهدار نشدن با بحران روبهرو شده است. حادثهای برای همسرش، پرسشهای تازهای در ذهن او ایجاد میکند و مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
این نقش نشان داد حسینینیا فقط در شخصیتهای پرهیاهو و خشن موفق نیست. او میتواند در نقشهایی که نیازمند کنترل بیشتر، سکوت، اضطراب و نمایش تدریجی فروپاشی یک انسان هستند نیز حضور مؤثری داشته باشد.
یک کارنامه که فقط به سینما و نمایش خانگی محدود نیست
مسیر بازیگری مهدی حسینینیا فقط به فیلمهای سینمایی و سریالهای نمایش خانگی خلاصه نمیشود. در کارنامه او آثاری مانند «لحظه گرگ و میش»، «پردهنشین» و «سرزمین مادری» در تلویزیون دیده میشود و در تئاتر نیز در نمایشهایی مانند «مانش»، «گریزلی»، «ملاقات»، «مدهآ، فصل دوم» و «و چند داستان دیگر» حضور داشته است.
در سینما نیز مسیر او از «اینجا بدون من» شروع شد و به آثاری مانند «متری شیش و نیم»، «شنای پروانه»، «برادران لیلا»، «تمساح خونی» و «هفتاد سی» رسید.
بازیگری که حتی در نقشهای کوچک دیده میشود
شاید مهمترین ویژگی مهدی حسینینیا همین باشد که برای دیده شدن الزاماً به نقش اصلی نیاز ندارد. در بسیاری از فیلمها و سریالها، شخصیت او ممکن است در مقایسه با قهرمان اصلی زمان کمتری روی پرده داشته باشد، اما جزئیات بازی باعث میشود حضورش در ذهن بماند.
او در سال ۱۳۹۶ برای بازی در فیلم کوتاه «سوادکوهی» دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد بخش ملی جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران را دریافت کرد و در سال ۱۴۰۰ نیز برای «بیریختی» نامزد تندیس ایسفا در بخش بهترین بازیگری شد.
از همینجاست که میتوان به یکی از ویژگیهای مهم مسیر حرفهای او رسید؛ حسینینیا برای تبدیل شدن به چهرهای که فقط با یک نقش یا یک تیپ شناخته شود، عجله نکرده است. او آرامآرام شخصیتهای مختلفی را امتحان کرده و در هرکدام نشانههایی از یک بازیگر متفاوت از نقش قبلی ارائه داده است.
مهدی حسینینیا؛ هزار چهره برای هزار قصه
شاید بهترین راه برای توصیف کارنامه مهدی حسینینیا، مرور همین تضادها باشد؛ از حسن گاوی «متری شیش و نیم» تا مصیب «شنای پروانه»، از رحمان «یاغی» تا بهرام بوقی «رهایم کن»، از بایرام «برادران لیلا» تا امیر «حیثیت گمشده».
این شخصیتها شبیه هم نیستند و قرار هم نیست باشند. نقطه اتصالشان بازیگری است که تلاش میکند هر بار از خودش فاصله بگیرد و به جهان شخصیت تازهای که ساخته شده، نزدیک شود.
مهدی حسینینیا امروز در ۴۵ سالگی، کارنامهای دارد که از سال ۱۳۸۹ آغاز شده و سینما، تلویزیون، نمایش خانگی، فیلم کوتاه و تئاتر را دربرمیگیرد.
شاید به همین دلیل است که وقتی نام او در تیتراژ یک فیلم یا سریال دیده میشود، هنوز میتوان انتظار یک غافلگیری را داشت؛ اینکه این بار قرار است کدام مهدی حسینینیا را ببینیم؟