حانیه سالم | شهرآرانیوز؛ کلمات همواره دربرابر حقایق متعالی، کوتاه و ناتوان میمانند؛ بهویژه آنگاه که سخن از فاجعهای است که نهتنها تاریخ بلکه هستی را نیز تکان داده است. زیارت عاشورا با زبانی استوار، ابعاد یک فاجعه عظیم را ترسیم میکند؛ فاجعهای که در آن، «عظمت مصیبت» و «ضرورتِ برائت از دشمنان» درهم تنیدهاند.
علت لعن و نفرینهای مندرج در این زیارت، پیشاپیش تبیین شده است تا با آگاهی از حجم فاجعه، فرد بهطور آگاهانه از جانیان و بانیان آن واقعه بیزاری جوید. این لعنها، مبالغه در نفرین یا برخاسته از تعصب و گزافهگویی نیست، بلکه بازتابی از حقیقت آن واقعه است.
«یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّه وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَه بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمیعِ اَهْلِ الاِْسْلامِ:ای اباعبدالله! بهراستی چه مصیبت بزرگی و این مصیبتِ شما بر ما و بر همه اهل اسلام، بسی سنگین است.» تاریخ، گواه فاجعههای بزرگ بشری است، اما از دیدگاه زیارت عاشورا، هیچ مصیبتی به بزرگی واقعه جانخراش کربلا نمیرسد. فاجعه نینوا نهتنها برای یک قوم و ملت، بلکه برای تمام مسلمانان و فراتر از آن، برای تمام آسمانها و آسمانیان، گران آمده است. تأکید بر بزرگی فاجعه در این بخش، تمهیدی روانی برای بیان شدت نفرینها در جملات بعدی است.
واژه «رزیه» هرچند با «مصیبت» مترادف است و معنای عام دارد، به قرینه مقام، در اینجا به معنای مصیبتی بسیار سنگین بهکار رفته است. ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر رزیه به معنای مصیبت سنگین است، چرا با فعل «عظمت» آمده است که نوعی تکرار محسوب میشود؟ در پاسخ باید گفت این تکرار، نه یک حشو و تکرار زائد، بلکه «تأکید بر تأکید» است. با این حال، حتی این تأکید نیز نمیتواند ازعهده بیان بزرگی آن فاجعه برآید؛ چراکه تاریخ، شاهد چنین بیرحمی نبوده است.
با مراجعه به مدارک تاریخی، شاهد چنین واقعهای نیستیم که پیامبری را با تمام یاران و خاندانش در کمتر از یک روز به قتل برسانند، اموال او را غارت کنند و خیمهگاهش را به آتش بکشند. این فاجعه با سربریده کردن امام و یارانش بر نیزه و گرداندن زنان و اطفال در کویوبرزن و شهرها، فراتر از هر واقعهای است که در تاریخ بشری ثبت شده است. این حجم از بیرحمی، همان جایی است که تکرار واژگان در زیارت، برای نشان دادن شدت شوک واردشده به وجدان بشری و جامعه اسلامی، بهکار گرفته شده است.
برائت و تبری به معنای دوری جستن از کافران و معاندان است که در قرآن کریم نیز بر آن تأکید شده است و از ارکان ایمان بهشمار میرود. برائت در زبان عربی به معنای بیزار شدن و پاک شدن از چیزی است. در این زیارت شریف، برائت به معنای رهایی جستن است، اما با ملاحظه مورد خاص، با تنفر و انزجار همراه است. دوری جستن و خلاصی از ظالمان، منافقان و دشمنان اهلبیت (ع)، یکی از برنامههای اساسی و بنیادین پیامبران الهی بوده است تا مسیر حق از مسیر باطل جدا شود.
در زیارت عاشورا، چند گروه مشمول برائت شدهاند: نخست: پایهگذاران ظلم که به سبب بنیانگذاری سنتهای غلط، گناه تمام عملکنندگان را نیز بر دوش میکشند. دوم: کسانی که با غصب جایگاهها، آلمحمد (ص) را از منصبهای الهی خود دفع کردند. سوم: کسانی که دین خود را برای ریاست و دنیاطلبی فروختند و با تمکین از ستمگران، با اهلبیت (ع) به جنگ برخاستند و درنهایت، کسانی که با آمادگی کامل، نقاب بر چهره کشیدند و مرکب خود را برای کارزار با حق، زین کردند.
مراد از تأکید بر سنگینی مصیبت برای همه اهل اسلام، این نیست که مسلمانان آن را بزرگ داشتهاند؛ چراکه تاریخ نشان میدهد دشمنان نیز این روز را جشن گرفتند، بلکه مراد این است که فاجعه کربلا، از منظر پیامدهای تاریخی، موجب فرود آمدن بلاها و استقرار آنها بر پیکره امت شده است. این سنگینی، تا زمان ظهور حضرت مهدی (عج) ادامه دارد. درواقع، فاجعه عاشورا نه یک حادثه گذرا، بلکه یک گره تاریخی و آسیب بنیادین بر بدنه دین است که بر همه مسلمانان، سایه افکنده است.