به گزارش شهرآرانیوز، حضور چهرههای ایرانی در جشنوارههای بینالمللی موضوع تازهای نیست، اما زمانی که یک تهیهکننده با سابقه فعالیت در ایران، همزمان با حضور در جشنواره ونیز، دو اثر در این رویداد داشته باشد، بررسی کارنامه و شیوه تولید آثار او میتواند پرسشهای بیشتری ایجاد کند.
ماجرا از جایی جدیتر میشود که نام این تهیهکننده در کنار تیم تولید سریال «مراقب» و تصاویر منتشرشده از حضور عوامل این اثر در جشنواره ونیز دیده شده است. در همین ارتباط، بحث درباره نحوه تولید آثاری که در ایران ساخته میشوند و سپس در جشنوارههای خارجی حضور پیدا میکنند، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این تهیهکننده در ایران دارای یک دفتر فیلمسازی است و با همکاری خواهرش فعالیت میکند. در کارنامه این مجموعه آثاری همچون «کمدی الهی»، «آیات زمینی»، «سینما جزیره» و «کمی نور» دیده میشود؛ آثاری که در تولید برخی از آنها نام کشورهای مختلف بهعنوان حامی یا شریک تولید مطرح شده است.
نکته قابل تأمل، مدل مشترکی است که در بخشی از این آثار مشاهده میشود؛ تولید در داخل ایران، استفاده از منابع یا مشارکت مالی خارجی، طرح روایتهایی عمدتاً انتقادی درباره جامعه و شرایط ایران و در نهایت حضور در جشنوارههای خارجی، بدون آنکه لزوماً مسیر اکران عمومی و عرضه گسترده در بازار داخلی را طی کنند.
در واقع، اگر این الگو را در کنار یکدیگر قرار دهیم، با چرخهای مواجه میشویم که نیازمند توضیح و شفافسازی است: سرمایه از خارج تأمین میشود، فیلم در داخل ایران ساخته میشود، روایت مورد توجه جشنوارههای خارجی شکل میگیرد و محصول نهایی نیز بار دیگر به خارج از کشور میرود تا در ویترین جشنوارههای بینالمللی عرضه شود.
در توضیحاتی که از سوی برخی عوامل و تهیهکنندگان این آثار مطرح شده نیز بر مضامین و روایتهایی تأکید شده که میتوان آنها را در چارچوب نگاهی انتقادی و در مواردی تلخ نسبت به وضعیت ایران ارزیابی کرد. همین مسئله این پرسش را ایجاد میکند که آیا با یک مدل مستقل تولید سینمایی مواجه هستیم یا با سازوکاری که اقتصاد و مقصد اصلی آن خارج از بازار داخلی تعریف شده است؟
سرمایهگذاری خارجی؛ بازگشت سرمایه کجاست؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره چنین آثاری به منطق اقتصادی تولید آنها بازمیگردد. در یک مدل معمول سینمای حرفهای، سرمایهگذار برای تولید فیلم هزینه میکند تا اثر در نهایت دیده، فروخته و از طریق اکران یا سایر شیوههای عرضه، بخشی از سرمایه خود را بازگرداند.
اما اگر فیلمی در ایران تولید شود و در ادامه نه اکران عمومی قابل توجهی در کشور داشته باشد، نه بازار داخلی در اولویت آن باشد و نه درآمد حاصل از مخاطب ایرانی نقش تعیینکنندهای در بازگشت سرمایه داشته باشد، طبیعی است که این سؤال مطرح شود که منطق اقتصادی سرمایهگذاری در چنین پروژهای چیست؟
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بخشی از منابع مالی این آثار از سوی کشورهای خارجی تأمین شده باشد. از کانادا و ایتالیا گرفته تا ترکیه، آلمان، آمریکا و فرانسه، نام کشورهای مختلفی در ارتباط با حمایت یا مشارکت در تولید برخی از این آثار مطرح شده است.
بنابراین، یک چرخه قابل تأمل شکل میگیرد: منابع مالی از خارج، تولید در ایران، روایت عمدتاً انتقادی درباره ایران و در نهایت عرضه اثر در جشنوارههای خارجی.
البته اصل استفاده از سرمایه خارجی در تولید آثار سینمایی به خودی خود نمیتواند محل ایراد باشد و همکاریهای بینالمللی در سینما در بسیاری از کشورها امری شناختهشده است؛ مسئله زمانی شکل دیگری پیدا میکند که درباره ارتباط میان منبع سرمایه، محتوای اثر، بازار هدف و مسیر عرضه آن ابهام وجود داشته باشد.
فیلم برای مخاطب ایرانی یا جشنواره خارجی؟
پارادوکس اصلی در اینجا آن است که فیلم در داخل کشور ساخته میشود، اما لزوماً مخاطب ایرانی مقصد نهایی آن نیست. در برخی موارد، اکران عمومی در ایران اتفاق نمیافتد یا اثر به شکل گسترده در اختیار مخاطب داخلی قرار نمیگیرد و در مقابل، حضور در جشنوارههای خارجی به یکی از مهمترین اهداف عرضه تبدیل میشود.
در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که اگر فروش داخلی و مخاطب ایرانی بخش مهمی از معادله اقتصادی اثر نیستند، سرمایهگذار با چه انگیزهای وارد چنین پروژهای شده است؟
ماجرا تنها به یک تهیهکننده یا یک فیلم محدود نمیشود؛ بلکه میتواند نشانه مدلی از تولید باشد که نیازمند بررسی دقیقتر است. اگر فیلمی در ایران ساخته میشود، منابع مالی آن از کشورهای خارجی تأمین میشود، روایت آن ــ به گفته یا براساس توضیحات عوامل ــ تصویری انتقادی و گاه تلخ از ایران ارائه میکند و مقصد اصلی آن نیز جشنوارههای خارجی است، طبیعتاً باید درباره هدف نهایی این سرمایهگذاری شفافسازی شود.
در این میان، موضوع فعالیت این تهیهکننده و دفتر فیلمسازی او نیز اهمیت پیدا میکند؛ چراکه بررسی کارنامه این مجموعه نشان میدهد آثاری با مشارکت کشورهای مختلف در آن تولید شده و برخی از این آثار مسیر جشنوارههای خارجی را برای عرضه انتخاب کردهاند.
ضرورت شفافسازی درباره یک چرخه سینمایی
سینما در نهایت یک صنعت است؛ صنعتی که برای ادامه حیات به تولید، مخاطب، عرضه و اقتصاد متکی است. زمانی که فروش، اکران و مخاطب داخلی از معادله کنار گذاشته شود و تمرکز اصلی بر تولید اثر، ارائه یک روایت مشخص و حضور در جشنوارههای بینالمللی قرار گیرد، این پرسش جدیتر میشود که آیا هدف صرفاً ساخت یک فیلم است یا تولید تصویری خاص از ایران برای مخاطبان و نهادهای فرهنگی خارج از کشور؟
از همین منظر، شاید ضروری باشد مسئولان سینمایی به جای تمرکز صرف بر تعداد مجوزهای صادرشده و آثار تولیدشده، درباره سازوکار تأمین مالی برخی پروژهها نیز توضیح دهند؛ اینکه چه آثاری با سرمایه خارجی تولید میشوند، سرمایهگذاران آنها چه کسانی هستند، منابع مالی از چه کشورهایی تأمین میشود، چرا برخی از این فیلمها به اکران داخلی نمیرسند و رابطه میان سرمایه خارجی، محتوای اثر و حضور آن در جشنوارههای بینالمللی چگونه تعریف شده است.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: اگر قرار نیست یک فیلم برای مخاطب ایرانی ساخته شود و قرار نیست بخش قابل توجهی از درآمد آن از بازار ایران تأمین شود، چرا این اثر در ایران تولید میشود؟
منبع: فارس