فاتحان آسمان، «غریب‌مردان» زمین!

  • کد خبر: ۴۴۵۴۳۶
  • ۲۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۹
فاتحان آسمان، «غریب‌مردان» زمین!
قهرمان جازدن، هنر کسانی است که زندگی را برپایه دروغ پیش می‌برند و این حکایتی است تأمل‌برانگیز. این روز‌ها آمریکا دارد با کمک رسانه‌هایش، ماجرای خلبان سقوط‌کرده اف ۱۵ خود و نجات او را «جعل» می‌کند.

در خلق روایت حماسه کم گذاشتیم

قهرمان جازدن، هنر کسانی است که زندگی را برپایه دروغ پیش می‌برند و این حکایتی است تأمل‌برانگیز. این روز‌ها آمریکا دارد با کمک رسانه‌هایش، ماجرای خلبان سقوط‌کرده اف ۱۵ خود و نجات او را «جعل» می‌کند. دریغا که برخی، این «بدل» را جنس اصل می‌گیرند، حال آنکه جنس اصل اینجاست؛ در قهرمانان نیروی هوایی ما که جهان را لب ترکانده است ازبس انگشت به دهان گرفته‌اند. قهرمانان واقعی، «یله‌مردانِ» آسمان جایگاه ما هستند که دست از جان شستند تا جهان را با حماسه‌ای نو آشنا کنند.

ما شهید دادیم، اسیر دادیم، اما در خلق روایت حماسه کم گذاشتیم. در جهانی که پیروز را روایت‌ها، کادربندی می‌کنند و شکست را واژه‌ها و تصاویر معنا می‌بخشند، باید توجه‌ها را به «خلبانان سوخو» جلب کنیم که در دست‌های عاریتی آمریکا در کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس گرفتارند.

قدردان فاتحان آسمان باشیم

خلبانان، آسمان را فتح و زمین را برای دشمن جهنم کردند، اما دریغا که زمین چندان که باید، نمی‌شناسد این آسمانی‌مردان را!

قدردانی که پیشکش؛ چون این یک پیش‌نیاز دارد به نام شناخت. اینکه محقق نشود، توقع قدرشناسی مثل نوشیدن آب در سراب خواهد بود. منِ بسیجی زمان جنگ، خجالت می‌کشم وقتی سخنان خلبانان را می‌شنوم؛ آنانی که بسیاری از ناممکن‌ها را به امکان تبدیل کردند تا من و ما رزمنده‌های روی زمین، بتوانیم دربرابر دشمن قد علم کنیم. من خود در زمین‌های به خون معطرشده شلمچه، شاهد شاهکار‌های خلبانانمان در آسمان بوده‌ام.

دیده‌ام نبرد‌های نابرابر را، دیده‌ام جنگ هوایی یک به چند را؛ به همین خاطر همیشه توقعم این بوده است که «بلندآسمانیان» در ساختار‌های حقوقی و حقیقی هم «بلندجایگاه» باشند اما. من همیشه پشت دیوار این، اما می‌مانم. مجبور می‌شوم چند نقطه بگذارم، حال آنکه به‌جای هر «نقطه»، باید ده‌ها «نکته» ردیف کرد. در هر نکته هم باید روایتی خواند از حماسه‌ای و ضرورت قدردیدنی اما... .

بازهم کار به «نقطه» رسید؛ چون «نکته»‌ها گویا نیستند. اگر بودند، نباید حروف در زبان سرهنگ باقری، به‌گلایه، کلمه شود. نباید به‌جای آن همه که گذاشتند برای وطن، این همه با دست خالی برخیزند. آنان در زمان جنگ، نامشان برده نمی‌شد، اما نشانشان در آسمان، برند سرفرازی ایران بود و ترجمه زمینی‌اش می‌شد ناتوانی دشمن و نابودی روحیه او.

هزار دریغ که کم گفتیم

از آنها اگر فراوان در فراوان بگوییم، بازهم کم گفته‌ایم، اما هزار دریغ که کمتر از کم هم نگفته‌ایم! هر کشوری اگر به‌جای ما بود، اسوه‌های حماسه‌اش را تا شکوه اسطوره تجلیل می‌کرد، ما، اما انگار زبانمان نمی‌چرخد به تجلیل. حرف دیروز نیست که همین امروز هم همین قصه را باید به لهجه غصه بخوانیم. در همین جنگ تحمیلی سوم هم خلبانان ما ناممکن‌ها را رقم زدند.

«هواپیما‌های قدیمی نسل سوم اف ۴ و اف ۵ ما کجا و جنگنده‌های نسل ۵ دشمن کجا؟»، اما خلبانان ما کاری کردند که یک علامت سؤال بزرگ دربرابر دشمن قرار بگیرد که «خلبانان ایرانی کجا و خلبانان آمریکایی کجا؟» خلبانان ما با اف ۵، کاری کردند که پدافند دشمن، سه فروند جنگنده خود را ساقط کند.

آسمان کویت این واقعیت را تا همیشه در ذهن خواهد داشت. کل منطقه جنوب خلیج همیشه‌فارس به یاد خواهد داشت- حتی اگر قلم‌هایش برای نگارش، اسیر دشمن باشد- که خلبانان ایرانی با خلق حماسه‌های بزرگ، دشمن ابرقدرت را که خود را بزرگ‌ترین می‌شمرد، به‌شدت تحقیر و کوچک کردند. این هم از بزرگی روح و باورشان بود، اما بازهم نقطه را باید بگذارم به‌جای نکته.

ما کم گذاشته‌ایم برای خلبانان؛ اگر به اندازه کارکردشان به چشم می‌آمدند، باید تا چشمشان می‌دید، تقدیر و تحسین و امکانات بود. ولی تا چشمشان کار می‌کند، بی‌خبری است از آنچه باید خبر می‌شد. من نمی‌خواهم بگویم چه بکنیم، فقط می‌گویم به اندازه کسری از آنچه توقع داریم از خلبانان، برایشان مایه بگذاریم و انتظار برحقشان را برآوریم به اندازه کسری از ارزشی که می‌افزایند؛ والّا همه آن را که نمی‌توانیم جبران کنیم.

خلبان است و یک آسمان اثرگذاری و ماییم و دستانی که توانی اندک دارد، اما همین اندک را به‌کار گیریم تا آنان به‌کرامت، فراوان ببینند و فراوان‌تر بایستند پای کار ملک و ملت.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.