بازخوانی وفاق مدیریت شهری در آستانه مهر

  • کد خبر: ۴۴۶۵۱۲
  • ۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۴
یادداشت
آغاز سال تحصیلی در ادبیات علوم اجتماعی، صرفا یک رویداد تقویمی نیست؛ آزمونی سالانه برای سنجش ظرفیت هماهنگی نهاد‌های شهری است.

آغاز سال تحصیلی در ادبیات علوم اجتماعی، صرفا یک رویداد تقویمی نیست؛ آزمونی سالانه برای سنجش ظرفیت هماهنگی نهاد‌های شهری است. پویش «لبخند مهر» که اخیرا فرماندار مشهد از آن سخن گفت، نه به‌عنوان یک برنامه تبلیغاتی، بلکه به‌عنوان نمونه‌ای از سازوکار وفاق نهادی که در ادبیات مدیریت شهری از آن با عنوان حکمروایی خوب یاد می‌شود، تأمل‌برانگیز است.

نخستین نکته حائز‌اهمیت، نقش کالبد شهر در رفتار اجتماعی است. مطالعات حوزه جامعه‌شناسی شهری نشان می‌دهد کیفیت محیط فیزیکی، بر انگیزه و احساس تعلق، اثر مستقیم دارد. نکته معنادار و الهام‌بخشی که «ستاد استقبال از مهر» شهرداری مشهد امسال به‌عنوان سرلوحه فعالیت‌های خود قرار داده، گرامیداشت یاد‌وخاطره ۱۶۸ شهید دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب است؛ اقدامی که پیوندی عمیق میان ارزش‌های ایثار و آغاز فصل رویش علم، ایجاد کرده و فضای شهر را با یاد این فرشتگان بال‌گشوده متبرک می‌سازد.

در امتداد همین رویکرد، اقداماتی نظیر آسفالت و بهسازی معابر منتهی به مدارس، شست‌وشوی محدوده مدارس، رنگ‌آمیزی و پیرایش دیوار‌های پیرامونی، گرچه به‌ظاهر خدماتی ساده‌اند، اما از منظر اجتماعی بسیار معنادارند. 

این اقدامات حاوی پیامی است که به خانواده‌ها نشان می‌دهد شهر برای فرزندانشان ارزش قائل است و به دانش‌آموز، تجربه‌ای از احترام به فضای عمومی منتقل می‌کند. در نظریه شکستن پنجره‌های ترک‌خورده، کیفیت محیط فیزیکی بر نظم اجتماعی اثر می‌گذارد. مدرسه‌ای که در محیطی تمیز و منظم قرار دارد، خود نیز عاملی در تثبیت هنجار‌های جمعی است.

دومین نکته، مسئله هم‌افزایی نهادی است. وفاق میان شورای شهر و شهرداری و هماهنگی با پلیس راهور برای روان‌سازی ترافیک، توسعه حمل‌و‌نقل عمومی در ساعات اوج و برنامه‌ریزی برای جایگاه‌های سرویس مدارس، پاسخ به یک مسئله کلاسیک در علوم اجتماعی است؛ مسئله هماهنگی میان بازیگران متعدد با منافع و مأموریت‌های متفاوت. تجربه شهر‌هایی که در مدیریت بحران‌های مهرماه موفق بوده‌اند، نشان می‌دهد کلید موفقیت، نه تمرکز قدرت، بلکه ایجاد سازوکار‌های میان‌نهادی است. سخنان فرماندار درباره پیوند مدیریت شهری و مدیریت عالی شهرستان، مصداق درستی از این ضرورت است.

سومین نکته، بُعد توزیعی عدالت شهری است. حمایت از دانش‌آموزان کم‌برخوردار که در گفته‌های فرماندار بر آن تأکید شد، از منظر پژوهشی اهمیتی بنیادین دارد. نابرابری آموزشی در شهرها، پیش از آنکه در کلاس درس شکل بگیرد، در فضای شهری شکل می‌گیرد. فاصله مسیر مدرسه، کیفیت معابر، دسترسی به حمل‌و‌نقل و حتی نشاط محیط پیرامونی مدرسه، همگی متغیر‌هایی هستند که در بستر شهری تعیین می‌شوند. مداخله مدیریت شهری در این متغیرها، در‌واقع تلاشی برای اصلاح نابرابری در همان نقطه‌ای است که شکل می‌گیرد. 

نکته پایانی، تداوم پایداری این وفاق است. تجربه نشان می‌دهد هماهنگی‌های مقطعی، هرچند مفید، اما اثر ساختاری محدودی دارند. آنچه می‌تواند «لبخند مهر» را از یک پویش فصلی به یک الگوی مدیریتی بدل کند، نهادینه‌شدن سازوکار‌های هماهنگی است؛ یعنی تبدیل هم‌افزایی مقطعی مهرماه به عادت سازمانی در مدیریت شهری در طول سال.

شهر مشهد مقدس با هویت مذهبی و جمعیتی چندلایه خود، بستری غنی برای این آزمایش اجتماعی دارد. اگر مدیریت شهری بتواند ظرفیت وفاق نهادی را که در آستانه مهر به نمایش گذاشته، در ساختار روزمره شهر تثبیت کند، آن‌گاه مدرسه و شهر، به همان آرمانی می‌رسند که عنوان این یادداشت از آن سخن می‌گوید؛ شهری که خود، مدرسه‌ای برای فرداست.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.