به گزارش شهرآرانیوز، مسعود شصتچی زمانی یکی از شخصیتهای ماندگار کمدیهای مهران مدیری بود؛ مردی ساده و بدشانس که قرار گرفتنش در موقعیتهای مختلف، زمینهای برای خلق موقعیتهای طنز و در عین حال نقد برخی مناسبات اجتماعی فراهم میکرد.
حالا با بازگشت این شخصیت در «مرد سههزار چهره»، مقایسه میان گذشته و امروز اجتنابناپذیر به نظر میرسد. نقد مطرحشده درباره این اثر آن است که این بار بیش از آنکه با ایدهای تازه روبهرو باشیم، با تلاش برای زنده کردن خاطره یک شخصیت قدیمی مواجهیم.
شصتچی دوباره همان شصتچی است
یکی از نکات برجسته در این نگاه انتقادی، شباهتهای قابل توجه میان شصتچی جدید و نسخهای است که مخاطب سالها پیش دیده بود؛ از نوع نگاه و مکثهای شخصیت گرفته تا دستپاچگیها و جنس شوخیها.
در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که آیا تغییر عدد «هزار» به «سههزار» میتواند به تنهایی زمینهساز خلق کمدی تازهای شود؟ منتقد این اثر معتقد است کمدی را نمیتوان صرفاً با بزرگتر کردن عنوان یا تکیه بر خاطرات گذشته ساخت.
شصتچی زمانی جذاب بود که هر بار وارد یک دنیای تازه میشد و شخصیت او امکان شکلگیری موقعیتهای متفاوت را فراهم میکرد. اما در «مرد سههزار چهره» این نگرانی وجود دارد که خود شخصیت شصتچی به یک عنصر نوستالژیک تبدیل شده باشد؛ عنصری که قرار است بخشی از خلأ ایدههای تازه را پر کند.
مهران مدیری همچنان شصتچی را خوب بازی میکند؟
در این نقد، توانایی مهران مدیری در اجرای دوباره نقش شصتچی زیر سؤال نرفته است. اتفاقاً مسئله اصلی جای دیگری است؛ اینکه بازی بازیگر تا چه اندازه میتواند ضعف احتمالی فیلمنامه یا تکرار موقعیتها را جبران کند.
مهران مدیری پیش از این با برخی آثارش توانسته بود استاندارد تازهای برای کمدی تلویزیونی ایجاد کند و به همین دلیل، انتظار از او نیز بالاتر رفته است. از این منظر، پرسش اصلی درباره «مرد سههزار چهره» این نیست که مدیری هنوز میتواند شصتچی را بازی کند یا نه، بلکه این است که آیا این شخصیت در فیلمنامه جدید، دلیل تازهای برای بازگشت دارد؟
وقتی پایان شوخیها قابل پیشبینی میشود
یکی دیگر از محورهای این نقد، قابل پیشبینی شدن موقعیتها و شوخیهاست. بر اساس این نگاه، زمانی که مخاطب پیش از رسیدن شوخی بتواند حدس بزند قرار است چه اتفاقی رخ دهد، بخش مهمی از عنصر غافلگیری در کمدی از بین میرود.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که اثر جدید با کارنامه قبلی کارگردان مقایسه شود؛ کارگردانی که در مقاطعی از فعالیتش، طنز اجتماعی را با جسارت و غافلگیری بیشتری دنبال میکرد.
از طنز اجتماعی تا تکیه بر نوستالژی
در این تحلیل، «مرد سههزار چهره» از نظر جسارت نیز با برخی آثار قدیمی مهران مدیری مقایسه شده و این دیدگاه مطرح شده است که طنز اجتماعی آثار گذشته او، در اثر جدید جای خود را تا حدی به موقعیتهای آشناتر و شوخیهای کمریسکتر داده است.
به همین دلیل، مسئله فقط تکرار چند شوخی یا موقعیت نیست؛ بلکه این پرسش مطرح میشود که آیا موفقیتهای گذشته میتوانند همچنان موتور محرک یک اثر تازه باشند یا اینکه هنرمند برای ادامه مسیر خود باید از فرمولهای موفق قبلی عبور کند.
شصتچی به چهره تازهای نیاز ندارد
مسعود شصتچی برای ماندگار شدن در ذهن مخاطب الزاماً به هزاران چهره متفاوت نیاز ندارد. آنچه میتواند بازگشت این شخصیت را توجیه کند، قرار گرفتن او در موقعیتهایی است که حرف تازهای برای گفتن داشته باشند.
از همین منظر، نقد مطرحشده درباره «مرد سههزار چهره» بیش از آنکه متوجه خود شصتچی باشد، متوجه تصمیم مهران مدیری برای بازگرداندن این شخصیت است.
اگر بازگشت شصتچی صرفاً بر پایه خاطره موفقیتهای گذشته باشد، این خطر وجود دارد که «مرد سههزار چهره» به جای آنکه ادامهای تازه برای یک کمدی موفق باشد، صرفاً تکرار فرمولی آشنا تلقی شود.
شاید مهمترین انتظار از مهران مدیری در این مقطع، نه بازگرداندن یکی از شخصیتهای محبوب گذشته، بلکه نشان دادن یک وجه تازه از خلاقیت او باشد؛ چراکه گاهی عبور از موفقیتهای قدیمی، خود بخشی از مسیر خلق یک موفقیت تازه است.