به گزارش شهرآرانیوز، فهرست جدید تیم ملی بعد از جام جهانی ۲۰۲۶ حاشیه از شده است؛ لیستی ۲۶ نفره برای دو بازی دوستانه مقابل ازبکستان و روسیه که قرار است آغاز مسیر تازه تیم ملی برای جام ملتهای آسیا باشد. اما اگر قرار بود این فهرست نشانهای از تغییر نسل و باز کردن راه برای چهرههای تازه باشد، چند سؤال جدی درباره انتخابهای امیر قلعهنویی شکل میگیرد.
اولین سؤال، سن و منطق تغییر نسل است. در خط دفاع همچنان نامهایی مثل شجاع خلیلزاده، احسان حاجصفی و رامین رضاییان دیده میشود؛ بازیکنانی که تجربه بالایی دارند، اما طبیعتاً نمیتوانند بخش اصلی پروژهای باشند که قرار است برای سالهای آینده ساخته شود. از طرف دیگر، در همین فهرست بازیکنان جوانتری مثل سامان فلاح، عارف آغاسی و محمدمهدی زارع فرصت پیدا کردهاند. مسئله اینجاست که آیا قرار است این جوانها واقعاً تبدیل به ستونهای آینده تیم شوند یا صرفاً در مقطع فعلی بهعنوان گزینههای ذخیره در کنار همان هسته قدیمی قرار گرفتهاند؟
باگ بزرگتر، اما در خط حمله و کنارههاست. مهدی قائدی از فهرست کنار رفته، در حالی که محمد محبی، مهدی لیموچی، مهدی محبی، امیرحسین محمودی و میلاد سورگی در فهرست حضور دارند. کنار گذاشتن قائدی لزوماً تصمیم اشتباهی نیست، اما وقتی قرار است جای او را با بازیکنان جدید پر کنیم، باید مشخص باشد که معیار اصلی انتخاب چیست.
نمونه بحثبرانگیزتر، اللهیار صیادمنش است. بازیکن ۲۵ ساله لخپوزنان در شروع فصل عملکرد قابل توجهی داشته و طبق آمار منتشرشده تا ۳۰ شهریور، در ۱۵ مسابقه ۷ گل و ۲ پاس گل ثبت کرده است. او همچنین در لیگ اروپا بازی کرده و برخلاف برخی گزینهها، از نظر دقایق حضور در زمین با مشکل جدی مواجه نیست. با این حال، نامش در فهرست جدید جایی ندارد.
البته انتخاب تیم ملی صرفاً با تعداد گل و پاس گل انجام نمیشود؛ هماهنگی تاکتیکی، نقش مورد نظر سرمربی و ویژگیهای بازیکن هم اهمیت دارند. اما مشکل دقیقاً همینجاست: وقتی چنین بازیکنی دعوت نمیشود، توضیح فنی شفاف اهمیت بیشتری پیدا میکند. تا زمان انتشار گزارشهای اخیر، کادر فنی دلیل رسمی و مشخصی برای عدم دعوت صیادمنش ارائه نکرده بود.
از طرف دیگر، دعوت امیرحسین محمودی هم سؤالبرانگیز است؛ بازیکنی جوان و قابل توجه که در پرسپولیس هنوز جایگاه ثابتی در ترکیب اصلی پیدا نکرده، اما به تیم ملی دعوت شده است. در واقع، مسئله این نیست که چرا محمودی دعوت شده؛ سؤال این است که اگر معیار جوانگرایی است، چرا برخی جوانان آماده شاغل در فوتبال اروپا همچنان بیرون میمانند؟
البته همه غیبتها قابل نقد نیستند. علیرضا جهانبخش و سامان قدوس به دلیل مصدومیت در این اردو حضور ندارند و محمد خلیفه نیز همراه تیم امید در بازیهای آسیایی ناگویا است؛ بنابراین نمیتوان همه تغییرات فهرست را به تصمیم فنی نسبت داد.
بازگشت سردار آزمون و شهاب زاهدی هم نشان میدهد قلعهنویی هنوز به ترکیبی از تجربه و چهرههای تازه اعتقاد دارد. اما بعد از جام جهانی، تیم ملی بیش از هر چیز به یک معیار روشن برای انتخاب بازیکن نیاز دارد؛ معیاری که برای همه یکسان باشد و بتوان آن را با عملکرد بازیکنان در زمین سنجید.
دو بازی با ازبکستان و روسیه شاید پاسخ بخشی از این سؤالها را بدهد. اگر بازیکنان تازهوارد فرصت واقعی پیدا کنند و تیم ملی آرامآرام پوستاندازی کند، این فهرست میتواند نقطه شروع یک مسیر جدید باشد. اما اگر دوباره همان هسته قدیمی همه چیز را در اختیار بگیرد، این سؤال پابرجا میماند: پس تغییر نسل قرار است دقیقاً از کجا شروع شود؟