پرسپولیس این روزها از دل تردیدها سر برآورده و به قشونی بدل شده که دیگر برای تماشای جام از دور به میدان نیامده است. قرمزها آرامآرام از پیله روزهای پراضطراب بیرون میآیند تا در قامت مدعیانی جدی، هم برای رقبا خطونشان بکشند و هم به آیندهای فراتر از هیاهوی سکوها چشم بدوزند. این همان اتفاقی است که مهدی تارتار در حال رقم زدن آن است؛ ساختن تیمی که زیبا بازی میکند، زیبا میبرد و در کنار سودای قهرمانی، برای فردای باشگاه نیز سرمایه میسازد.
تارتار حالا فقط مردی کنار خط نیست؛ باغبانی است که به جای دل بستن به درختان کهنسال و میوههای امتحانپسداده، گلخانهای از استعدادهای جوان برپا کرده است. او به تازهواردها میدان میدهد، به جوانها اعتماد میکند و از دل همین جسارت، تیمی میسازد که تماشای بازیاش لذت دارد و بردهایش طعم امید میدهد. پرسپولیس نشانههایی از یک پوستاندازی حسابشده را به نمایش گذاشته است؛ تغییری که اگر با صبر و تدبیر همراه شود، میتواند هم در زمین مسابقه ثمر بدهد و هم در حسابوکتاب اقتصادی باشگاه.
پیروزی پرگل برابر اروندنشینان فقط سه امتیاز به اندوخته سرخها اضافه نکرد؛ غبار تردید را از چهره تیمی کنار زد که برای بازگشت به روزهای باشکوه، به چیزی بیشتر از نامهای بزرگ و خاطرات دور احتیاج داشت. شانزده امتیاز و یک بازی کمتر از رقیب صدرنشین، افق را برای سرخها روشنتر کرده است؛ هرچند در فوتبال، فاصله تا قله را نه با محاسبه روی کاغذ، که با جانکندن در مستطیل سبز میسنجند.
اما اهمیت کار تارتار تنها به نتایج امروز خلاصه نمیشود. هر بازیکن جوانی که در این تیم فرصت بالیدن پیدا میکند، میتواند فردا به سرمایهای ورزشی و اقتصادی برای باشگاه تبدیل شود. فوتبال حرفهای مدتهاست از مرز مسابقه و نتیجه عبور کرده است. باشگاهی که میخواهد در این بازار پرهزینه دوام بیاورد، باید به پرورش استعدادها و ارزشآفرینی از دل آنها فکر کند.
اگر این مسیر ادامه یابد، پرسپولیس میتواند بخشی از نیازهایش را با محصول همین گلخانه تأمین کند؛ بازیکنانی که با پیراهن سرخ رشد میکنند، در ترکیب اصلی جا میافتند و در صورت رسیدن پیشنهادهای مناسب، امکان درآمدزایی از انتقالشان فراهم میشود. چنین چرخهای، با قراردادهای هوشمندانه و برنامهریزی بلندمدت، میتواند سرخها را از وابستگی به خریدهای گرانقیمت دور کند و به سوی خوداتکایی اقتصادی ببرد.
البته پرورش استعداد، پروژهای یکشبه نیست. جوانها به فرصت، آرامش و مربیای نیاز دارند که با نخستین لغزش، اعتمادش را از آنها پس نگیرد. مدیریت باشگاه نیز باید به جای مطالبه نتیجه فوری، از روندی حمایت کند که ثمره واقعیاش در طول چند فصل آشکار میشود.
پرسپولیس تارتار اکنون در چهارراهی ایستاده که یک سوی آن به فتح جام میرسد و سوی دیگرش به ساختن آینده. سرخها برای ماندگاری در قله، به هر دو نیاز دارند؛ هم جامی که امروز دل هواداران را روشن کند و هم نسلی که فردا چراغ باشگاه را روشن نگه دارد.
پس این گوی و این میدان؛ تارتار باید ثابت کند گلخانه سرخها برای یک بهار کوتاه سبز نشده است. قرار است از دل این جوانهها، درختانی تنومند سر برآورند که هم سایه قهرمانی بر سر پرسپولیس بیندازند و هم سبد افتخارات و درآمدهایش را پربار کنند. آن روز، پرسپولیس نهفقط جام را به خانه برده، که بخشی از آیندهاش را نیز ساخته است.