جواد عزتی و هانیه توسلی در اولین سریال محمدحسین مهدویان اهداکنندگان جوایز اسکار ۲۰۲۱ چه کسانی هستند؟ مناظره‌های انتخابات ۱۴۰۰ طبق برنامه از صدا و سیما پخش می‌شود تلویزیون ۹۰۰ ساعت برنامه برای انتخابابت ۱۴۰۰ خواهد داشت اعمال مخصوص شب و روز اول ماه رمضان + متن دعا، ترجمه و صوت پرونده‌ای تمام‌قد علیه شکسپیر و فردوسی! ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری: چهارشنبه اول ماه رمضان است کدام بازیگران هنوز پایشان به شبکه نمایش خانگی باز نشده است؟ درباره فیلم ناامیدکننده «خون شد» مسعود کیمیایی | انتظاری که برآورده نشد نگاه و نظر عکاسان خبری مشهد از ثبت عکس  در روز‌های کرونایی | تاب زندگی در قاب کرونا درباره ویدئو عجیب صدای موتور درآوردن شهاب حسینی در «همرفیق» | چه کار می‌کنی آقای بازیگر؟ صفحه نخست روزنامه‌های کشور - سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰ آیت‌الله سیستانی چهارشنبه را اول ماه مبارک رمضان اعلام کرد مراسم انس با قرآن کریم با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار می‌شود گفت‌وگو با مدیر رسانه «دندانه» به‌مناسبت روز دندان‌پزشک | وقتی دندان‌پزشکی صاحب رسانه می‌شود فتوای مهم آیت الله سیستانی برای روزه داران در ایام کرونا عربستان و ۴ کشور دیگر فردا را اول ماه رمضان اعلام کردند صفحه نخست روزنامه‌های کشور - دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰ در روزگار عاشقی و فرهیختگی دکتر محمدجعفر یاحقی: زرین کوب با «آریان»، زرین‌کوب شد
خبر فوری

نگاهی کوتاه به زنان شاهنامه | مادر گو و طلخند

  • کد خبر: ۶۳۰۳۱
  • ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۰:۱۳
نگاهی کوتاه به زنان شاهنامه | مادر گو و طلخند
در هند فرامانروایی به نام جمهور حکمرانی می‌کرد که همسری خردمند داشت.
نفیسه زمانی | شهرآرانیوز - در هند فرامانروایی به نام جمهور حکمرانی می‌کرد که همسری خردمند داشت.

زنی بود هم گوهرش هوشمند
هنرمند و با دانش و بی‌گزند

از وصلت آن‌ها فرزندی متولد شد به نام «گو» که رویش، چون ماه تابناک بود. چون مرگ جمهور نزدیک شد، همسرش را وصیت کرد بعد از وی فرزندشان پادشاه شود. جمهور درگذشت و، چون گو کم‌سن‌وسال بود، اطرافیان رضا به پادشاهی او ندادند. چنین شد که پادشاهی به عموی گو به نام «مای» رسید. مای مادر پری‌چهر گو را به همسری خویش درآورد. پس از چندی، آفریدگار فرزندی به آنان عطا کرد که نامش را «طلخند» گذاشتند. سرنوشت مادر گو این‌گونه بود که مای نیز درگذشت و پس از چندی سوگواری، درباریان گفتند، چون همسر ۲ شاه درگذشته پاکدامان و نیکوسرشت است و گزندی به دیگری نرسانده، سزاوار شاهی و افسری باشد. رای خود را به مادر گو رساندند و از او خواستند تا آن زمان که فرزندان لایق شاهی شوند، تاج را خود بر سر بگذارد و پس از آن نیز که پسران شهریار شدند، آنان را همراه و آموزگار باشد. زن نیز بر تخت شاهی بنشست و دادگری و عدالت پیشه کرد. مادر برای آموزش فرزندان خویش ۲ موبد پاک‌سرشت برگزید تا آیین شاهی بیاموزند. چندی گذشت و فرزندان به جوانی رسیدند و در دل آرزوی پادشاهی داشتند.
 
از این سو، گهگاه گو و طلخند جدا از یکدیگر نزد مادر پارسای خویش می‌رفتند و از او جویای آن می‌شدند که کدام‌یک سزاوار پادشاهی‌اند و آن زن خردمند به هردو بشارت تاج کیانی می‌داد و آنان را به شرم و پرهیز و دادگری امر می‌کرد. زمان گذشت و هریک از پسران، خود را لایق تاج و تخت پدر می‌دانست و طرف‌دارانی گرد خود جمع می‌کرد. مادر، چون این دوگانگی بدید، خواستار آن شد تا در این امر بزرگ تعجیل نکنند و با موبدی پاک‌نیت مشورت کنند. مادر آن ۲ را نصیحت کرد و به آنان بگفت که هر یک از آن‌ها بر تخت بنشیند، باید گشاده‌دست و خردورز باشد، هوشیاری پیشه سازد که دشمنان را ناکام سازد. زن پارسا در ادامه چنین فرمود که، چون جمهور پادشاهی دادگر بود و بمرد و مای بر تخت بنشست، مرا به همسری خویشتن خواند و من بپذیرفتم تا سخن خاندان شاهی در نهان بماند. اینک شما خواهان تاج و تخت گشته‌اید. اکنون اگر من هرکدام از شما را برای شاهی برگزینم، بی‌شک دیگری از من دلگیر خواهد شد. تنها به شما عزیزان می‌گویم از برای قدرت و ثروت خون خود نریزید که این سرای پایدار نخواهد ماند. مادر همه بزرگان را جمع کرد و دوباره نصیحت‌های خویش را نزد بزرگان بر فرزندان بگفت و کلید گنج آن ۲ شاه درگذشته را به فرزندان بداد.
 
فرجام آن شد که ۲ پسر به نبرد تن دادند. چون جنگ آغاز گشت، خواب و خوراک از مادر ربوده شده و دیدبانی را امر کرد محل رزم را زیر نظر بدارد. سرانجام پرچم گو بالا رفت و از آن میان نشانی از طلخند دیده نشد و هویدا گشت که طلخند جان داده است. مادر، چون به مرگ فرزند آگاه شد، سر به دیوار کوبید و ناخن به روی خویش بکشید. گو نزد مادر رفت و وی را به محل نبرد ببرد و بدو گفت رسم و آرایش سپاه و جنگمان، چون راه و روش شطرنج بود و طلخندشاه مات گشته بود و از فرت تشنگی جان بداد.

همی کرد مادر به بازی نگاه
پر از خون دل از بهر طلخندشاه

مادر شب و روز را چنین با مرگ فرزند سپری کرد تا جان بداد.
 
 
نگاهی کوتاه به زنان در شاهنامه | ۴ ماه‌روی اندر سرای کی‌خسرو
 
برای خواندن درباره دیگر زنان شاهنامه روی تصویر کلیک کنید
 
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
پیشخوان شهرآرا
کیوسک
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}