در جلسه امروز پارلمان افغانستان ۲۰۱ نماینده غایب بودند «سمیه غلامی» دارنده اولین طلای تاریخ افغانستان | قهرمانی بعدی، شکست کرونا + عکس حافظ حافظه شرقی در نسبت حکمت و داستان تنهاییِ عبرت‌انگیز ِحکیم انتقاد چین از تصمیم شتابزده آمریکا برای خروج از افغانستان افغانستان در کنار مردم فلسطین | حنیف اتمر با همتای فلسطینی خود تلفنی صحبت کرد داعش مسئولیت حمله به مسجدی در کابل را بر عهده گرفت روایتی غم‌انگیز از انفجار مدرسه سیدالشهدای کابل+ فیلم مجموعه شعر «دختران دشت برچى» منتشر می‌شود پایان اردیبهشت؛ آخرین مهلت تمدید گذرنامه‌های خانواری اتباع خارجی درددل شنیدنی شمیلا دختر افغانستانی فیلم خورشید + فیلم در انفجار نمازجمعه «شکردره» کابل ۱۲ تن جان باختند توافق اولیه ایران با افغانستان برای سرمایه‌گذاری ۵.۳میلیارد دلاری در این کشور شناسایی ۳۷۰ مبتلای جدید به کرونا در افغانستان | نگرانی‌ها از تاثیر رفت‌وآمدهای عیدفطر بر آمار بیماران هنرمندان ایرانی در کنار مردم افغانستان | اثر حسن روح‌الامین برای دخترکان شهید کابل + طرح و شعر روحانی در تماس تلفنی با غنی: سیاست‌های آمریکا در قبال طالبان برای حل مشکلات خودشان است همدردی مهاجران افغانستانی ساکن مشهد با خانواده شهدای حادثه کابل نمایش پرچم افغانستان بر روی برج آزادی تهران + عکس و فیلم
خبر فوری

شعری از محمدکاظم کاظمی به مناسبت روز جهانی کارگر

  • کد خبر: ۶۵۸۶۹
  • ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۷:۲۲
شعری از محمدکاظم کاظمی به مناسبت روز جهانی کارگر
محمدکاظم کاظمی شاعر، پژوهشگر و نویسنده صاحب نام افغانستانی با انتشار شعری با عنوان «قصّۀ سنگ و خشت‌» به مناسبت روز جهانی کارگر، این شعر را به نوجوانان کارگر هموطنش تقدیم کرده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ امروز ۱۱ اردیبهشت و اول ماه می‌ مصادف با روز جهانی کارگر است.

 

محمدکاظم کاظمی شاعر و پژوهشگر افغانستان با انتشار شعری با عنوان «قصّۀ سنگ و خشت» در کانال تلگرامی خود این شعر را که در آبان ۱۳۷۷ سروده است به نوجوانان کارگر افغانستانی تقدیم کرده است.

 

دیدمت صبحدم در آخر صف‌، کولۀ سرنوشت در دستت‌
کوله‌باری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هِشت‌، در دستت‌

 

گرچه با آسمان در افتادی تا که طرحی دگر دراندازی‌
باز این فالگیر آبله‌رو طالعت را نوشت در دستت‌

 

بس که با سنگ و گچ عجین گشته‌، تکه‌چوبی در آستین گشته‌
بس که با خاک و گِل به‌سر برده‌، می‌توان سبزه کشت در دستت‌

 

شب می‌افتد و می‌رسی از راه با غروری نگفتنی در چشم‌
یک سبد نان تازه در بغلت و کلید بهشت در دستت‌

 

کاش می‌شد ببینمت روزی پشتِ میزی که از پدر نرسید
و کتابی که کس نگفته در آن قصّۀ سنگ و خشت‌، در دستت‌

 

بازی‌ات را کسی به‌هم نزند، دفترت را کسی قلم نزند
و تو با اختیار خط بکشی‌، خطّ یک سرنوشت‌، در دستت‌

 

آبان ۱۳۷۷

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
پیشخوان شهرآرا
نظرسنجی
در سال پیش رو در کدام بازار سرمایه گذاری خواهید کرد؟
بازار بورس ایران
بازار رمز ارزها
طلا یا دلار
خودرو یا مسکن
کیوسک
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}