امیرمنصوررحیمیان | واکنش به مسائل نزد هنرمندان و اهل قلم، شاید کمی با تأخیر و تفکر است. همین دلیل تفکر و پیام پشت اثر هنری است. هنرمند وسیلهاش خط، رنگ و کلمه است و باید طوری از این ابزار استفاده کند تا بتواند حرفش را به مخاطب منتقل کند. یک هنرمند لازم است مسئله را به زبان خودش برگرداند، از زاویه خودش نگاه کند به موضوع، تمام اصل و فرعیات مرتبط ماجرا را آنطور که درست میداند حلاجی کند و تحلیلش را در قالب اثری ارائه بدهد که هم خودش راضی باشد هم مخاطبش بهرهمند شود. کاری که از سر تعجیل صورت میگیرد، لاجرم کار درستودرمانی از آب درنمیآید. در این نوشتار هم صحبت از تحلیلهای هنری است که در قالب پوستر نمود پیدا کرده است. آثار هنری که زاویه دید و زبان هر هنرمند برای نشان دادن تألم خاطرش به واقعهای خونبار و غمگین، یا ارادتش به شخصیت بزرگ و مقام مقدس کسانی است که دیرتر و دورتر از او زندگی میکردهاند. این غصه و ارادت به نحوی نمادین در آثار هنریشان متجلی شده است.
اثر اول پوستری با نقش «یا محمد(ص)» و بخشی از «سوره یس» است که هنرمند شناخته شده ای ندارد. کاردست حجارهای گمنام و ماهر ایرانی در دوره قاجار است و از باقی مانده های تراش سنگ روی دیواری قدیمی است. بی شک بخش زیادی از طرح ها و خطوط اسلیمی روی این سنگ نگاره از سوی هنرمندان امروزی، بازآفرینی و بازسازی شده است. رنگ و لعاب پوستر نیز حاصل تخیل هنرمندان این روزهاست. از بافت و رنگ-با اینکه به خوبی به جان کار نشسته است-می گذریم، این کار را باید از منظر خط، فرم و محتوا بررسی کرد. هنرمند سنگ تراش در این اثر به وضوح نشان می دهد، مکتب رسول اکرم را به خوبی شناخته و با خطوط نرم و نوازشگر و استفاده از گل و بوته اخلاق و منش پیامبر را به خوبی نشان داده است. پیامبری که پیام آور تمام مهربانی هاست و جز محبت با هیچ معیاری سنجش شدنی نیست، در حفاظی از کلام خداست و برای تبلیغ عشق آمده است.
اثر دوم پوستری است با سبک تایپوگرافی، که نام مبارک «امام حسن مجتبی (ع)» را در زمینهای سفید تصویر کرده است. این پوستر را «سیدمحمد برهانی» با شناختی عمیق درباره رنگها کار کرده است. رنگها در این اثر به شدت دارای مفهوم و معنیاند. تنها نوشته این پوستر اسم مجتبی است که ادامه اسم امام حسن (ع) است، این نوشته به شکل ادامه شال سبزی است که بیشترِ اخلاف پیامبر (ص) به سر میبستند، نوشته شده است. همینطور نام حسن (ع) مستتر در لابهلای خطوط دیده میشود. هنرمند معنی کلمه مجتبی را به معنی برگزیده، شالوده اثر خود قرار داده و آن را در قابی سفید رنگ که نشانه معصومیت است قرار داده است. کلمهای که کلمه دیگر را به یاد میآورد. اسمی که اسم دیگر را به دوش میکشد. پیچشهای تند و تاریک و روشنها و خطوط روی نوشته در کنار رنگ سبز، ترکیبی میسازد که خود حکایتی مفصل است. به بخشهای تاریک دقت کنید. بیش از نقاط سبز و روشن است. مثل زندگی پر از سختی و محنتی که امام حسن (ع) داشت.
پوستر سوم این مجال، اثری تخت، با استفاده از پارچه و بر سبک وسیاق کلاژ است. نوع نگاه پوستر به واقعه شهادت امام رضا (ع) با ظرافت و هوشمندی نگاهی کودکانه و زنانه انتخاب شده است. «زهرا کیانی» هنرمند جوانی است که توانسته با تکیه بر خلاقیت و نوآوری، زاویه نگاه کودکانه ای به کار بدهد. مثل نگاه امام جواد (ع) که در زمان به شهادت رسیدن پدر بزرگوارش کودکی بیش نبود. به همان فهم کودکانه و خیال گونه ای که در همه کودکان حاضر است. درعین حالی که پدر بر زمین دراز کشیده و سرش در دامن فرزند است با چرخشی به چپ او را می بینیم که ایستاده و فرزند را در آغوش دارد. این به معنای کامل نشان دهنده ادامه دادن راه مقدس پدر، به دست فرزند است. از نقش پرندگان در این کار غافل نمی توان شد. کبوتر سفید حاضر در کار، جایی به عنوان شاهد و جایی به عنوان شریکِ غصه ایفای نقش می کند. پنجره ای که به شکل قفس است و پارچه سبزی به آن آویخته، منظره پشتی تمام سفید و گوشه بال فرشتگان از آن بیرون است. هیچ معنی دیگری نمی توانم برای آن بیابم به غیر از قفس بودن این دنیا برای آزاد مردمان و رهایی از این قفس تاریک و غمبار.