مدیریت اینترنت؛ هم هست و هم نیست!

غلامرضا بنی اسدی - روزنامه نگار

بحث بر سر خوب یا بد بودن اینترنت در ایران، دیگر بحثی فرعی است که حتی ارزش خبری هم ندارد. مسئله از مرحله داوری ارزشی عبور کرده و به سطح تحلیل سیاسی رسیده است. اینترنت امروز نه‌تنها خوب نیست، بلکه به‌نحو معناداری بد است؛ بد از حیث کیفیت، بد از منظر پایداری و بدتر از همه، بد در نسبتش با حکمرانی، فرهنگ و امنیت.
آمار رسمی می‌گوید تقاضای ایرانی‌ها برای فیلترشکن هفت‌برابر افزایش داشته است؛ عددی که اگر آن را فقط به‌عنوان یک داده فنی بخوانیم، اصل مسئله را ندیده‌ایم. این عدد، گزارش یک شکست است؛ شکست سیاستی که قرار بود «مدیریت» کند، اما به «دورزدن» انجامید. با بازگشت نسبی اینترنت نیز جست‌وجو برای پروکسی هشت‌برابر شده است. یعنی حتی در لحظه‌ای که محدودیت‌ها اندکی عقب‌نشینی می‌کنند، جامعه نه به وضعیت عادی، بلکه به وضعیت دفاعی بازمی‌گردد.
مسئولان وزارت ارتباطات، از وزیر تا معاونان، ناپایداری اینترنت را تأیید می‌کنند، اما در همان حال، یا از تغییر معماری فیلترینگ اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند یا آن را تکذیب. این دوگانه‌گویی، خود نشانه بحران است. زیرا شبکه، برخلاف گفتار رسمی، همچنان با محدودیت پهنای باند و کنترل ترافیک اداره می‌شود و معلوم نیست اینترنت کشور چه زمانی حتی به وضعیت پیش از هجدهم دی بازگردد؛ وضعیتی که ایران را در میان صد کشور، در رتبه‌های دوم و سوم محدودترین و بی‌کیفیت‌ترین اینترنت قرار داده بود. به بیان دیگر، ما هنوز در حسرت بازگشت به یک «وضعیت بد تثبیت‌شده» هستیم. این را البته باید با نگاه خبر خواند، اما متن خبر، همه خبر نیست. فرامتن آن، نگران‌کننده‌تر است.
وقتی اکثریت کاربران ناچار به استفاده از فیلترشکن می‌شوند، مسئله دیگر فقط دسترسی نیست؛ مسئله، امنیت است. فیلترشکن‌های آلوده، نه‌فقط سلامت فردی و اقتصادی کاربران را تهدید می‌کنند، بلکه امنیت فرهنگی و حتی امنیت ملی را نیز در معرض آسیب قرار می‌دهند. جامعه‌ای که ارتباطاتش از مسیرهای نامعلوم، غیرقابل‌نظارت و بی‌پاسخگو عبور می‌کند، جامعه‌ای است که داده‌هایش را داوطلبانه واگذار کرده است. این یعنی در حکمرانی دیجیتال دچار چالش و مشکل هستیم؛ سیاستی که به نام امنیت وضع می‌شود، اما درعمل ناامنی تولید می‌کند.
تجربه زیسته جامعه اما روشن است. مردم از دیوار فیلترینگ عبور می‌کنند؛ به هر شکل و به هر قیمت. این یعنی فیلترینگ، هم‌زمان وجود دارد و وجود ندارد. هست، چون هزینه تحمیل می‌کند؛ نیست، چون کارکرد ندارد. اما نکته کلیدی اینجاست: این «نبود کارآمد»، نه به حساب مردم، بلکه به حساب نظام نوشته می‌شود. ما عملا برای سیاستی هزینه می‌دهیم که نه مانع است و نه قانع‌کننده؛ تنها فرساینده است.
در این میان، وعده‌ای هم داده شد. پس از آرامش نسبی، قرار بود فیلتر رفع شود، اما همان دری که نیمه‌باز شد، دوباره بسته شد. این رفت‌وبرگشت‌ها، نشانه تدبیر نیست؛ نشانه تردید است. و تردید در سیاست عمومی، به‌سرعت به بی‌اعتمادی تبدیل می‌شود.
پرسشی که می‌ماند و در عین سادگی بنیادین است، اینکه آیا زمان آن نرسیده است که جلو این هرزرفت اعتبار، امنیت و سرمایه اجتماعی گرفته شود؟آیا پذیرفتن این واقعیت که «سیاستی که عملا دور زده می‌شود» باید مورد بازنگری قرار گیرد، خیلی سخت است؟ علاوه بر این، باید به این مهم هم توجه داشت که اینترنت دیگر ابزار حاشیه‌ای زندگی نیست؛ متن زندگی است. و وقتی متن با سیاستی متناقض اداره شود، کلی مسئله و حاشیه  ایجاد می‌کند. باید کیفیت حکمرانی مجازی در عصر اینترنت را از نو نوشت؛ کلمه به کلمه و حتی حرف به حرف با درنظرداشت فرداهایی که پرشتاب می‌آیند و شاید فرصت چندانی هم به ما ندهند. امروز باید تدبیر کرد. ...

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->