حسین ابراهیمی| در میان روزهای مختلف به بهانه ولادت دختر موسیبنجعفر(ع)، حضرت فاطمهمعصومه(س)، روزی به نام «دختر» از راه میرسد؛ روزی که در تقویم جهانی گویی بیشتر از آنکه فرصتی برای تکریم باشد، به ویترینی برای عرضه تعاریف متناقض، تبدیل شده است؛ غوغای روایت مدرنی که هر روز با لعابی تازه از «حق انتخاب»، تصویری از رهایی ترسیم میکند. اما سؤال اساسی اینجاست که آیا آنچه امروز به نام رهایی و توانمندی عرضه میشود، واقعا از جنس کرامت است یا تنها نسخهای بازنویسیشده از همان نگاه ابزاری کهن اما اینبار با برند و لوگویی جذابتر؟ به همین بهانه در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین محمدحسین راجی، مدیر مؤسسه راهبردی سعدا و نویسنده کتاب پرمخاطب «ناگفتههای صورتی»، بهمناسبت این روز، به قدر ظرفیت این مجال، به واکاوی این دوگانه تاریخی پرداختهایم. آنچه در ادامه میخوانید، گریزی به مطالب کتاب یادشده و بیان تفاوت نگاه متعالی اسلام با نگاه رایج در دنیای امروز است.
در منطق اسلام و سنت نبوی، دختر نه یک بارِ اضافه، بلکه «حسنه» و نعمتی است که خداوند بهواسطه او درِ رحمتش را بر خانواده میگشاید، درحالیکه جهان در طول تاریخ همواره در تشخیص جایگاه انسانی زن دچار افراط و تفریط بوده، اسلام با نگاهی متعالی، دختر را مایه برکت و اعتبار خانه معرفی کرده است.
جایگاه قدسی دختر در مکتب اسلام
در دورانی که اعراب جاهلی تولد دختر را ننگ میدانستند، قرآن کریم با لحنی تند به این نگرش تاخت و پیامبر اسلام(ص) با کلام و رفتار خود، انقلابی در مفاهیم انسانی ایجاد کرد.
دختر بهمثابه رحمت
در روایات اسلامی از دختر با تعابیری چون «ریحانه»(گل خوشبو)، «قواریر»(بلورهای ظریف) و «باقیاتالصالحات» یاد شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «بهترین فرزندان شما، دختران هستند.»
کلید بهشت
برخلاف بسیاری از فرهنگها که داشتن پسر را مایه افتخار میدانستند، در اسلام، پاداش تربیت و محبت به دختر، بهشت برین برشمرده شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «هرکه سه دختر یا سه خواهر را سرپرستی کند، بهشت بر او واجب است.»
سیره نبوی
بوسه زدن پیامبر(ص) بر دستان حضرت زهرا(س) و برپا ایستادن دربرابر او، تنها یک ابراز علاقه پدرانه نبود، بلکه یک بیانیه سیاسی و الهی برای درهمشکستن سنتهای غلطی بود که زن را موجودی درجهدوم میپنداشت.
مروری بر تاریکیهای تاریخ(شرق و غرب)
حقایق تاریخی نشان میدهد که اسلام زمانی از کرامت دختر سخن گفت که ستم به او در سراسر جهان، نهادینه شده بود:
تمدنهای باستان
در روم باستان، دختران ابتدا جزو اموال پدر و پس از ازدواج، جزو داراییهای همسر بهشمار میآمدند و از خود هیچ حق مالکیت یا انتخابی نداشتند. در تمدن یونان نیز آنان را موجوداتی مایه شر میپنداشتند. همچنین در ایران باستان، حقوق انسانی زن بهشدت محدود و تابع اراده مردان بود، تاجاییکه حتی پدیده «ازدواج استقراضی» رواج داشت که در آن، مرد میتوانست همسر خود را مانند یک کالا، حتی بدون رضایت وی، برای مدتی معین به فرد دیگری قرض بدهد.
تداوم ظلم در قرون متمادی
این نگاه تحقیرآمیز حتی تا صدها سال پس از ظهور اسلام در اروپا و آسیا ادامه داشت. در اروپای قرون وسطی و حتی عصر رنسانس، بحث بر سر این بود که آیا زن، روح انسانی دارد یا خیر! محرومیت از ارث و حق رأی و تحصیل تا قرن بیستم در بسیاری از کشورهای غربی و شرقی، واقعیتی انکارناپذیر بود.
عصر حاضر؛ گذار از ظلم سنتی به ظلم مدرن
اگرچه امروز شعارهای برابریخواهانه، دنیا را پر کرده است، نگاهی عمیق نشان میدهد که ستم به دختر و زن پایان نیافته، بلکه تغییر شکل داده است:
بهرهکشی سرمایهداری
نظام سرمایه با هدف کسب سود بیشتر، زن را از کانون خانواده و قداست مادری/دختری خارج کرده و او را به ابزاری برای جذابیت بخشیدن به کالاها، تبدیل کرده است.
آزادی پوشالی
در غرب مدرن، ارزش دختر نه به کمالات انسانی و اخلاقی، بلکه به میزان «جذابیت فیزیکی» او تقلیل یافته است. کشاندن زنان به مسیر برهنگی، مدگرایی افراطی و گسترش صنعت فحشا، شکل نوینی از بردهداری است که در آن، شخصیت زن در زیر سایه تنآرایی و تبرج، ذبح میشود.
انگیزههای ناپاک
نظام سرمایهداری با یک چرخش ۱۸۰درجهای نسبتبه دوران باستان، مدعی شد که به زن حقوقی چون حق مالکیت و رأی داده است، اما با گذشت زمان مشخص شد که این حرکت، نه برای جبران ستمهای تاریخی، بلکه با انگیزه سوءاستفاده از این عضو حیاتی جامعه، رقم خورده است.
بستهبندی شیک برای یک نگاه سنتی
امروز، همان نگاه «درخت میوه» که ناپلئون به زن داشت یا همان نگاه «موجود حقیر» در قرون وسطی، درقالب «برندینگ» و بستهبندیهای شیک مدرن عرضه میشود. در این سیستم، دختر دیگر نه یک «حسنه الهی» برای والدین، بلکه یک کالا برای چرخشِ چرخهای فساد و فحشا و سودآوری کلان است. این همان «ظلم سنتی» است که فقط لباسش عوض شده است تا اسارت را به نام «آزادی» و برهنگی را به نام «حق انتخاب» به خورد جهان بدهد.
بازگشت به جایگاه قدسی
اسلام با معرفی دختر بهعنوان هدیهای الهی، سدی دربرابر نگاههای ابزاری(چه از نوع باستانی و چه از نوع مدرن) ایجاد کرد. حقیقت این است که کرامت واقعی زن نه در برهنگی و نمایشگری برای سرمایهداران، بلکه در بازگشت به آن جایگاه قدسی است که اسلام برای او ترسیم کرده است؛ جایگاهی که در آن دختر، «گل سرسبد آفرینش» و مایه آرامش و تعالی بشریت است.