آمنه مستقیمی| از جلوههای برکت هجرت و حضور آستان مقدس امامرضا(ع) در ایران، تربیت مردان و زنانی زیر سایه حضرت خورشید است که چنان در مکتب عالم آلمحمد(ص) رشد کردند و بالیدند که همچون امام و مقتدایشان، آقا ثامنالائمه(ع)، تاریخ را مرهون خود کردهاند. از مهمترین این شخصیتها که هنوز قدرش ناشناخته مانده، رهبر شهید ما آیتاللهالعظمی خامنهای است که در پرتوی انس با امام رئوف(ع) و آموختن از محضر حضرتشان، استکبار را به زانو درآوردند و جهان را به مدار حقطلبی بازگرداندند. در سالروز ولادت باسعادت امامرضا(ع) و در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین ابوالفضل عادلینیا، استاد خارجفقه و اصول حوزه علمیه خراسان و از شاگردان قائد شهید، به جلوههای انس و تلمذ ایشان از علیبنموسیالرضا(ع) پرداختهایم.
استکبارستیزی را از امامرضا(ع) آموخته بود
امام شهید ما، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینیخامنهای، معتقد بودند که وظیفه روحانیان، همان رسالت انبیا و اولیاست و همان کاری را که ائمه(ع) انجام میدادند، یک روحانی در عصر غیبت وظیفه دارد انجام دهد. ایشان میفرمودند: «تبیین، تشریع و گرهگشایی از گرههای مردم، رسالت روحانیت است و در این مسیر باید چشم به معصومین(ع) داشته باشد.» ایشان آموزههای بسیاری را از امامرضا(ع) آموخته بودند و اجرا میکردند، اما مهمترین برجستگیهای سیره حضرت علیبنموسیالرضا(ع) در فکر و نگاه امام شهید انقلاب، استکبارستیزی و مبارزه با طاغوت بود.
ولایتفقیه؛ استمرار ولایت ائمه(ع)
امامرضا(ع) در عصر خلفای عباسی مقابل طاغوتها ایستادند و برای مردم تبیین کردند که حکومت از آن خدا و پس از ایشان از آن پیامبر(ص) و پس از ایشان، برعهده ائمه(ع) و در عصر غیبت، حکومت و ولایت برعهده فقهای جامعالشرایط در دین، علم، سیاست و مدیریت است و چنین شخصی میتواند بهجای ائمه(ع) قرار بگیرد. البته برخی سؤال میکنند مگر میشود یک مجتهد و فقیه هرقدر عالم، جای ائمه(ع) بنشیند؟ در پاسخ باید گفت: نه؛ شخصیت ذاتی پیامبر(ص) و امامان(ع) متفاوت است، اما در شئونی همچون رسیدگی به محرومان و اجرای قوانین شرعی، مجتهد جامعالشرایط میتواند ولایت اهلبیت(ع) را استمرار ببخشد.
با امام رضا(ع) عهد بستند
همانطور که لبه تیز مبارزات امامرضا(ع) علیه مأمون و بنیعباس بود، رهبر شهیدمان نیز با الگوگیری از حضرت ثامنالحجج(ع) و زیارت آن حضرت و سر بر آستان منور ایشان گذاشتن و اشک ریختن، ابراز میداشتند که من هم در این مسیر حرکت میکنم. گویی هرچه داشتند، از امامرضا(ع) و ائمه(ع) داشتند. منشأ مبارزه و ستمستیزی و استکبارستیزی را از امامرضا(ع) داشتند؛ برای همین هم قبل از پیروزی انقلاب، هفتهای چند نوبت به حرم امامرضا(ع) مشرف میشدند و سر بر آستان، مینهادند و گویی با امام(ع) عهد میبستند که راهتان را ادامه میدهم.
همه منابرش به امامرضا(ع) ختم میشد
قبل از پیروزی انقلاب نمیشد هفتهای بگذرد و ایشان به حرم مشرف نشوند و اساسا همه فعالیتهایشان، حول محور حرم امامرضا(ع) بود. تفسیر در مدرسه میرجعفر، حضور در مسجد کرامت و... همه در نزدیکی حرم بود. ایشان هر منبری داشتند، در شب آخر اشاره به ساحت قدسی آقا علیبنموسیالرضا(ع) میکردند و از کرامت، رأفت، معجزات و دیگر خصایص امامرضا(ع) میگفتند. امکان نداشت سخنرانی داشته باشند و اشاره و توسل به امامرضا(ع) نکنند. آقا هرچه داشتند، از انس و الفت با حضرت ثامنالحجج(ع) و آستانقدس ایشان بود؛ بهویژه بعد از پیروزی انقلاب در تشرفات برای غبارروبی، قبل از آنکه در حرم باز شود، پیشانی را بر در طلا میگذاشتند و اشک میریختند و بعد از شستوشوی مضجع با گلاب، اشک ریخته، توسل میکردند.
جهاد تبیین امامرضا(ع) را ادامه داد
یکی از جلوههای مهم رفتاری که قائد شهید ما از سیره امامرضا(ع) وام گرفته بودند، جهاد تبیین بود. در خانواده، در دانشگاه، در حوزه و... با گفتن تفسیر قرآن، با تدریس نهجالبلاغه، ارتباط جدی با طلاب جوان و روشنگری در سطح فهم و درک آنها، در این مسیر حرکت میکردند. از دیگر جلوههای اخلاقی رهبر شهید انقلاب که ریشه در انسوالفتشان با امامرضا(ع) داشت، مهربانی و رأفت ویژه نسبتبه مردم، حوزه و دانشگاه بود؛ به شاگردان سرکشی میکردند، حتی خاطرم هست زمانی جویای احوال یکی از شاگردان که مشغول بنایی بود، بودند و وقتی متوجه شدند شاگرد در یافتن بنّا دچار مشکل شده، خود آستین بالا زدند و در ساختن ساختمان کمک کردند. کجا مییابید استادی را که لباس روحانیت را کنار بگذارد و برای شاگردش، آجر بالا بیندازد؟
مهماننواز مثل امام رئوف(ع)
منشأ رأفت و مهربانی فوقالعاده ایشان را نیز باید در انس و الفتشان با امامرضا(ع) جستوجو کرد. همانطور که نقل شده است، امامرضا(ع) خود به مهمانان خدمت میکردند و میفرمودند: «ما خاندانی نیستیم که اجازه کار و زحمت به مهمان بدهیم.» رهبر شهید ما نیز اهل محبت و رسیدگی به مهمان بودند. مکرر به محضر ایشان میرسیدم، درحالیکه در اتاق مهمان، خودشان کنار سماور مینشستند و چای دم میکردند و شخصا چای میریختند و از مهمانان پذیرایی میکردند، لذا به خادمان و مجاوران آستانقدسرضوی، توصیه میشود که در تراز امام هشتم(ع) و امام شهید انقلاب رفتار کنند و اجازه ندهند زائران متأثر شوند؛ همانگونه که امامرضا(ع) درصدد تأمین رضایت مهمان بودند.
رازدار بود
همانطور که آقا علیبنموسیالرضا(ع) در روایت توصیه میکردند که «چند چیز را از چند جا یاد بگیرید؛ یکی کتمان سر را از خدا و...»، رهبر شهید ما هم تأکید میکردند اسرار انقلاب و نظام را باید حفظ کرد و آنها را فاش نکرد؛ شهید موسویقوچانی، از شاگردان حضرت آقا، تعریف میکرد: از ایشان شنیدم که «سینه آزادمردان، قبر اسرار مردم است و نبش قبر، حرام است!» این منشها، سبک زندگی، این نوع فرهنگ و این نوع دینداری رهبر شهید نبود مگر با الهام از ائمه(ع)؛ بهویژه آقا علیبنموسیالرضا(ع).
شاگرد اول درس شجاعت ثامنالحجج(ع)
از مسائلی که حضرت آقا بر آن تکیه داشتند و منشأ این تکیه هم الهام از ائمه(ع) بود، ولایتمداری است؛ یعنی همانطور که حضرت ثامنالحجج(ع) صراحت داشتند و ولایت را از اهم مطالب میدانستند و آن حدیث معروف سلسلهالذهب را درمقابل هزاران نفر ایراد کردند و فرمودند: کلمه لاالهالّاالله حصن الهی است و خود را شرط توحید معرفی کردند(یعنی ولایت ائمه(ع) و در استمرار آن ولایتفقیه، شرط توحید است) و در پاسخ به سؤال از اینکه آیا بیم آن ندارید در مبارزه با طاغوت، شما را نیز همچون پدرتان به شهادت برسانند، تعبیری شبیه احدیالحسنیین را به کار بردند، ما دیدیم امام شهید هم در همه ادوار مبارزه با طاغوت و پس از آن، هیمنه شوروی و آمریکا و در همه فتنهها و بحرانها، تا زمان شهادت همین تعبیر را داشتند و هرگز از شهادت، ترس به دل راه ندادند و هموغمشان، رشد کشور و رساندن مردم به رفاه و آرامش و سربلندی ایران عزیز بود و نهایتا هم در ماه مبارک رمضان و با اقتدا به امیرالمؤمنین(ع) و با ایستادن مقابل مستکبران و به دست اشقالاشقیا، به شهادت رسیدند.