وزارت بازرگانی چین در هفته اخیر، در یک حکم حقوقی، هرگونه بهرسمیتشناختن، اجرا یا تبعیت از تحریمهای آمریکا علیه ۵شرکت چینی (با ادعای دستداشتن آنها در معاملات نفتی با ایران) را ممنوع اعلام کرد. اعلام این حکم از سوی دولت چین سبب شده است دوباره مسئله موضعگیری چینیها در جنگسومتحمیلی علیه ایران در رسانهها مطرح شود. دادهها اقتصادی نشان میدهد که چین حجم عظیمی از نفت خلیجفارس را خریداری میکند و بهتنهایی تقریبا بهاندازه هند، ژاپن و کرهجنوبی از نفت این منطقه واردات دارد. همین مسئله سبب شد ترامپ در زمان بستهشدن تنگههرمز بارها سعی کند با استناد به این مسئله پای چینیها را به موضوع این تنگه باز کند. بااینحال چینیها نشان دادند که حاضر نیستند وارد بازی آمریکا شوند. ازطرفدیگر برخی در داخل انتظار دارند که چینیها در تنشهای اخیر نقش فعالتری در حمایت از ایران ایفا کنند. برای پاسخ به این پرسشها باید جنگسومتحمیلی را از دید چینیها بررسی کرد.
اگر بخواهیم رفتار چین در غرب آسیا را با یک استعاره توضیح دهیم، شاید بازی گو (Go)
از هر استعاره دیگری دقیقتر باشد. گفته میشود که نگاه چینیها به جهان براساس این بازی است. Go یک بازی فکری دونفره است. بازیکنان با سنگهای سیاهوسفید روی یک صفحه خطکشیشده بازی میکنند. هرنفر بهنوبت یک سنگ روی صفحه میگذارد. هدف بازی این است که بخش بیشتری از صفحه را برای خودت بگیری و سنگهای حریف را محاصره کنی. اگر سنگهای حریف از همهطرف بسته شوند، از صفحه برداشته میشوند. در پایان، کسی که زمین بیشتری از صفحه را گرفته باشد، برنده است.
پکن از نظر انرژی به منطقهای وابسته است که در چندسال اخیر زیر سایه جنگ غزه، تنش ایران و آمریکا و رژیم صهیونی و رقابتهای فزاینده ایران و کشورهای عربی قرار داشته است. درهمینمدت چین قراردادهای سرمایهگذاری زیادی را با کشورهای عربی منعقد کرده اما از طرفی نشان داده است که حاضر نیست بهخاطر این قراردادها، روابطش را با ایران کاهش دهد. چین نشان داده که نه بهدنبال نقشآفرینی نظامی در منطقه است و نه میخواهد بهعنوان ضامن امنیت غرب آسیا نقش بازی کند. چین ترجیح میدهد در مقام خریدار انرژی، سرمایهگذار زیرساختی باقی بماند. در منطق چین، خلیجفارس صفحه بازی Go است و مهرههایش را میخواهد بهآرامی در صفحه این منطقه بچیند. ازاینرو هم در کشورهای عربی سرمایهگذاری میکند و هم در میانه جنگ و درگیریها از ایران نفت خریداری میکند. اما از طرف دیگر با بازی درست اجازه میدهد که آمریکا با چیدن اشتباه مهرهها، خودش را در تله بیندازد. از نگاه پکن آمریکا با درگیری با ایران، منابع حیاتی خود را در خاورمیانه هدر میدهد، درست زمانی که باید همه قوایش را برای رقابت در حوزه ایندو-پاسیفیک متمرکز کند؛ همچنین چین اجازه میدهد آمریکا که محاسبات غلطی از هزینههای اقتصادی درگیری با ایران داشته است، در معرکهای که ایجاد کرده است، گیر کند و مدام بر هزینههایش افزوده شود. ناتوانی آمریکا در حفظ امنیت متحدان عربش در خلیجفارس این امکان را به چین میدهد که در آینده بتواند نقش فعالتری را در این منطقه ایفا کند. درواقع چین بهآرامی با مهرههایش در حال محاصره آمریکاست.
در منطق بازیGo ، برنده کسی است که نه با حمله شتابزده، بلکه با محاصره آرام و چینش حسابشده مهرهها، عرصه را به دست بگیرد. رفتار چین در جنگسومتحمیلی نیز بر همین اصل استوار است. پکن بهجای ورود مستقیم به تحولات منطقه، مهرههای خود را در نقاط کلیدی خلیجفارس از انرژی تا سرمایهگذاری زیرساختی آرام و پیوسته میچیند. درحالیکه آمریکا با حرکات تند و پرهزینه مهرههایش را فرسوده میکند، چین با صبر راهبردی انتظار دارد در آینده بخش بیشتری از صفحه را در اختیار بگیرد. این همان بازی است که برنده آن کسی نیست که زودتر ضربه میزند؛ کسی است که هوشمندانهتر محاصره میکند.