هدی جاودانی
مترجم
گنجینهای از اشعار و نامههای منتشرنشده تد هیوز، شیموس هینی و بری کوک نقاش که بهتازگی کشف شده است، از رابطه عمیق این سه دوست صمیمی حکایت میکند، صمیمیتی که آکادمی کمبریج آن را «طوفانی و معادل دیوانهوار حلقه بلومزبری» دانسته است. رابطه عاطفی میان دو شاعر و نقاش که به عشق به ماهیگیری گره خورده است، حالا در مجموعهای از نامههایی که تصور میشد ناپدید شدهاند، آشکار شده است.
بری کوک که در سال2014 درگذشت، نقاش برجسته اکسپرسیونیست در ایرلند بود و علاقه بسیاری به ماهیگیری داشت. مارک وورمالد، از اعضای هیئتعلمی کالج پمبروک دانشگاه کمبریج، بهخاطر علاقهاش به ماهیگیری، زمانی درحال مطالعه خاطرات منتشرنشده ماهیگیری تد هیوز در کتابخانه بریتانیا بوده است که ناگهان به اسم بری کوک برمیخورد. او کوک را در ایرلند ملاقات میکند و به رابطه صمیمی میان این سه نفر پی میبرد. وورمالد از زبان بری نقل میکند که بعد از اعضای خانواده، نزدیکترین فرد به شیموس، بری بوده است. او همچنین نقل میکند که نقطه مشترک بری و تد، ماهیگیری بوده است و ازطرفی، بری و شیموس در هنر با یکدیگر اشتراک داشتهاند.
وورمالد سالها بعد، زمانی که کوک دچار زوال عقل میشود، مجددا او را ملاقات میکند و قسمتهایی از خاطرات ماهیگیری هیوز را، که در سال1980 به نگارش درآمده بوده و جزئیات صید اولین ماهی سالمون ایرلندی او را دربرمیگرفته است، برای او از روی دستنوشتهها قرائت میکند.
وورمالد میگوید: «خاطره اینطور به پایان میرسید: بری گفت: «این زیباترین ماهیای است که به عمرم دیدهام.» و بری که تا آن لحظه با شیفتگی تمام گوش سپرده بود، ناگهان گفت: «من این جمله را گفتم، مارک» و بعد پرسید: «دوست داری نامهها را ببینی؟»»
کوک به وورمالد جعبهای مقوایی مملو از نامههای شگفتانگیز، عکسهایی که رابطه عاطفی میان این سه مرد را نشان میداد و 85قطعه شعر از هیوز و هینی، را نشان میدهد که برخی از آنها پیش از این منتشر نشده بودند؛ مجموعهای که تصور میشد ناپدید شده است و از تأثیر مستقیم کوک، بر آثار دو شاعر حکایت میکرد.
در نامهای به تاریخ مارس1972، هینی تصمیم گرفته است زندگی خود را بهعنوان یک نویسنده مستقل و آزاد ادامه دهد و خطاب به دوست خود، کوک مینویسد: «اعتماد تو به ما، به جوانه زدن اعتماد، در درون ما انجامید و عجیب است که چگونه این اراده برای تغییر، بعد از پیادهروی صبحگاهیمان در لوگالا شکوفا شد و بعد، در آشپزخانه تو، شنبهشب، وقتی که داشتیم پای میخوردیم، اولین شاممان، مقاومت دربرابر آن سختتر به نظر آمد.»
در این مجموعه 25نامه از هیوز به چشم میخورد که طی30سال نوشته شده است؛ شعری از هیوز، با عنوان Trenchford on Dartmoor که برای کوک نوشته شده بود و یک طراحی از هیوز که در آن داستان ماهیگیری یک اسطوره ایرلندی را روایت میکند، از دیگر محتویات این مجموعه است.
هنگامی که هیوز با کوک اوقات خود را میگذرانده، تمام وجودش بهسوی آزادی سوق پیدا میکرده است. هیوز در جایی به هینی گفته که به نوعی «آزادی درونی» دست پیدا کرده است که باعث شده است او و پسرش، نیک، سراپا مملو از حس شادی شوند.
دوستی میان این سه تن پیش از این نیز شناخته شده بود؛ هینی و هیوز با یکدیگر همکاریهایی کرده بودند و کوک، به تصویرسازی برای اشعار مؤخر هیوز شهرت داشت. اما این مجموعه، محتوی تصاویری خارقالعاده از مجموعه شعر «کلاغ» هیوز نیز بود و نشان میداد که سابقه همکاری آنها به اوایل دهه60 میلادی بازمیگردد.
وورمالد میگوید: «برای هر دوی هینی و هیوز، طفره رفتن یکی از مهمترین اصول آثارشان به شمار میرفت و برایشان اهمیت داشت که از حریم شخصی خود محافظت کنند. آنها بری کوک را بهعنوان دوستی سری حفظ کرده بودند. الگویی که خود را وقف هنر کرده و نیرویی بیحدوحصر از آن بهدست آورده بود و البته آنها بهخوبی میدانستند که او از نظرها پنهان مانده است.» گاردین