بهترین زمان‌ها برای نوشیدن آب طرحی برای اعطای مجوز حق‌التدریس به افراد جامانده از جذب هیات علمی ورود بیش از ۳ میلیون زائر به مشهد تا امروز (۳ مهرماه ۱۴۰۱) بارش باران در شمال غرب خراسان رضوی از بعدازظهر امروز| فردا هوای مشهد آلوده است (٣ مهرماه ١۴٠١) توصیه وزارت بهداشت به تجویز دو نوبت واکسن کرونا برای دانش‌آموزان الکل تقلبی در رشت قربانی گرفت حقوق بازنشستگی فرهنگیان چگونه محاسبه می‌شود؟ | مزایای رتبه‌بندی برای کدام بازنشستگان لحاظ می‌شود؟ روند افزایشی سرطان پستان در کشور | این ۵ استان در صدر جدول بارش باران در ۹ استان کشور | خیزش گردوخاک در مناطق مستعد (۳ مهرماه ۱۴۰۱) ترافیک روان در اغلب محور‌ها | جاده‌های ۴ استان بارانی (۳ مهرماه ۱۴۰۱) ربودن دو برادر جوان برای ۵۰۰۰ دلار صدور شناسنامه المثنی منتفی است توصیه وزارت بهداشت به دانش آموزان: دو نوبت واکسن کرونا تزریق کنید آتش زدن یک مسجد توسط آشوبگران در مشهد آتش اغتشاشگران به جان ۱۱ شعبه بانک | ۲۱۹ دستگاه خودپرداز تخریب شد داماد کینه‌ای اعضای خانواده همسرش را به گلوله بست تکمیل ۸۰ درصدی مراکز اقامتی رسمی مشهد | ثبت بیش از ۳۰۰ هزار اقامت در روز گذشته ۵۹ کد خدمت ستاره‌دار توانبخشی تحت پوشش بیمه قرار گرفت + لیست خدمات زبان اشاره؛ زبان مادری ناشنوایان
خبر فوری

سرنوشت تازه عروسی که مرد از آب درآمد

  • کد خبر: ۱۱۸۹۲۷
  • ۰۵ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۳:۴۷
  • ۱
سرنوشت تازه عروسی که مرد از آب درآمد
بعد از آن که از نامزدم طلاق گرفتم، از سوی خانواده ام نیز طرد شدم چرا که آن ها انتظار نداشتند من بعد از دو ماه نامزدی، حقیقت تلخی را برای نامزدم فاش کنم و...

به گزارش شهرآرانیوز، دختر ۱۹ ساله با بیان این که من جرمی مرتکب نشده ام و تنها حقیقت زندگی ام را بازگو کرده ام، درباره این واقعیت تلخ به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: در یک خانواده متعصب و سخت گیر به دنیا آمدم اما سرنوشت من با خواهر دوقلویم تفاوت زیادی داشت. اگرچه من و سهیلا دوقلو بودیم ولی او مشکلات مرا نداشت و در همان دوران دبیرستان ازدواج کرد و به خانه بخت رفت.

در این میان من شرایط متفاوتی داشتم. با آن که پدر و مادرم نام لیلا را بر من گذاشته بودند اما من از همان دوران کودکی رفتار پسرانه داشتم و همواره با کودکان فامیل بازی های پسرانه انجام می دادم. سال ها در مدرسه دخترانه تحصیل کردم ولی نمی توانستم مانند آن ها رفتار کنم. وقتی بزرگ تر شدم پزشکان تشخیص دادند که من «ترنس» (دوجنسی) هستم اما پدر و مادرم به خاطر حفظ آبروی خودشان اهمیتی نمی دادند و این موضوع را به شدت پنهان می کردند تا این که بالاخره در ۱۷ سالگی یکی از بستگان پدرم به خواستگاری ام آمد. تردیدی عجیب سراسر وجودم را فرا گرفته بود و نمی دانستم چه تصمیمی بگیرم. در دو راهی وحشتناکی گیر افتاده بودم که هر مسیر آن به جاده تباهی می رسید. بالاخره سکوت کردم و با اصرار پدرم با انوشیروان ازدواج کردم.

مراسم عقدکنان برگزار شد اما من احساس خوبی نداشتم. خلاصه هنوز دو ماه بیشتر از برگزاری مراسم عقدکنان نگذشته بود که مهر طلاق بر سند ازدواجم خودنمایی کرد و من از انوشیروان جدا شدم چرا که در همان هفته اول دوران نامزدی، همسرم متوجه شد که من دوجنسی هستم. از سوی دیگر من شخصیتی مردانه داشتم و نمی توانستم برای او مانند یک زن رفتار کنم. این ماجرا موجب شد تا نامزدم در همان هفته اول دوران نامزدی ارتباطش را با خانواده ما قطع کند ولی به خاطر نسبت فامیلی قصد نداشت آبروریزی به پا کند، این بود که بی سروصدا از انوشیروان جدا شدم ولی این ماجرا باعث شد تا خانواده ام نیز مرا طرد کنند چرا که در همین روزها تصمیم گرفتم با مراجعه به پزشکان تغییر جنسیت بدهم و از این وضعیت رها شوم اما این کار ساده ای نبود.

خانواده ام نیز به شدت با این تغییر جنسیت مخالف بودند، به همین دلیل شبانه از شهرستان به مشهد آمدم و قصد داشتم در یکی از مراکز تجاری مشهد به شغل فروشندگی مشغول شوم ولی در همین اثنا صاحب مغازه از من کارت شناسایی خواست و من هم به ناچار حقیقت ماجرا را فاش کردم ولی هیچ گاه قصد سوء استفاده نداشتم و... .

با دستور سرگرد جعفر عامری (رئیس کلانتری ) اقدامات مشاوره ای و بررسی های قانونی درباره ماجرای این دختر جوان در دایره مددکاری اجتماعی آغاز شد.

منبع: خراسان

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
مجتبی مومنی
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۳۶ - ۱۴۰۱/۰۵/۰۵
0
0
خیلی عالی
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}