آئین شام غریبان شهادت امام رضا(ع) در حرم مطهر رضوی برگزار شد تولیت آستان قدس رضوی: موکب‌داران باب خدمت به مردم را پس از محرم و صفر باز نگهدارند ورود ۴۵۸ هزار و ۷۳۳ زائر پیاده به مشهد تا عصر امروز (۵ مهرماه) حماسه عزاداران حضرت رضا (ع) | ثبت ۱۲ میلیون تشرف به حرم مطهر رضوی در دهه آخر صفر ویدئو | امروز جاده دل شیعیان معطوف «مشهد» شده است میزبانی میلیونی حرم مطهر رضوی از عزاداران روز شهادت امام رضا (ع) | اینجا ماتم سرای عالم است آیت الله علم‌الهدی در مراسم عزاداری ظهر شهادت امام رضا(ع): زیارت امام رضا(ع) دل‌های خسته و شکسته را جلا می‌دهد تردد بیش از ۸۷ درصد زائران به مشهد با وسیله نقلیه شخصی | ساماندهی بازگشت زائران در اولویت است تولیت آستان قدس رضوی: جریان تشیع به اندازه قیام حسینی، مدیون قیام علمی رضوی است آیین خطبه‌خوانی شب شهادت امام رضا(ع) در مشهد برگزار شد ۲۸۳ هزار زائر پیاده تا صبح امروز ۴ مهرماه، وارد مشهد شدند | عرضه غذای تبرکی حضرت به همه زائران پیاده ورود زائران به مشهد در آستانه شهادت امام رضا (ع) از مرز ۴ میلیون نفر گذشت درباره زنانی که اموال خود را وقف امام رضا (ع) کرده‌اند ویژه برنامه‌های شب و روز شهادت امام رضا (ع) در حرم مطهر رضوی اعلام شد روایتی از همدلی بانوان مشهدی و زائران رضوی | نذر قدم در طریق حرم زیارت در سه پرده نگاهی به تاریخچه پیاده‌روی زائران به سمت مشهد در دهه ۸۰ گذری بر تاریخ پوستر‌های تصویری زیارت با تأکید بر حرم امام‌ رضا (ع) روایت‌هایی از مشهدی هایی که این روز‌ها خانه خود را  به زائرسرا تبدیل کرده اند
خبر فوری

لذت بازی در حرم

  • کد خبر: ۱۲۲۲۶۱
  • ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۸:۵۵
لذت بازی در حرم
مریم دهقان - فعال فرهنگی

آفتاب از نیمه یک روز تابستانی گذشته بود و من کنار حوض صحن آزادی ایستاده بودم. زائران برای رفع گرما و عطشی که بر پوستشان نشسته بود، از هر طرف که وارد صحن می‌شدند، به سمت حوض روانه می‌شدند و دست و صورتی به آب می‌زدند تا داغی گرمای تابستان را با خنکای آب زلال معاوضه کنند.

در حال تماشای فرار مردم از آفتاب به سایه در صحن بودم و گاهی ایوان طلای غرق در نور را می‌دیدم که صدای شیرین و نازکی پرید وسط نگاهم و گفت: «سلام خاله. می‌شود کنار حوض بنشینم؟» پسرکی بود سبزه و بانمک با چشم‌هایی سیاه و براق و مو‌هایی فرفری که پیراهن سفیدی تنش بود و شلواری ورزشی به پایش.

از صمیمت صدا و رفتارش خوشم آمد. بی‌درنگ گفتم: «بله، حتما، فقط به این شرط که خودت را زیاد خیس نکنی.» قول داد و گفت: «باشد، ولی اگر کمی بازی کنم که ایرادی ندارد؟»

گفتم: «یک کم نه!» و آستین‌هایش را ورمالید و دستش را تا آرنج توی حوض آب می‌زد و بالا و پایین می‌آورد. حین بازی، نامش را پرسیدم و اینکه اهل کجاست. با لهجه شیرینش گفت از آبادان آمده است و قرار است برود کلاس دوم؛ دیگر اینکه نامش محمد است. چند پسر بچه که پدر و مادرشان کنارشان ایستاده بودند با حسرت به محمد نگاه می‌کردند. فقط کنار حوض ایستاده بودند و با وسواس دستی به آب می‌زدند.

پسربچه آبادانی که با خیال راحت روی لبه حوض نشسته بود، انگار متوجه رغبت و حسرت بچه‌های دیگر شده باشد، رو به یکی از آن‌ها گفت: «بیا! چیزی نمی‌شود.» بعد رو به من کرد و گفت: «خاله، حالا اگر پاهایم را داخل حوض بذارم چه می‌شود؟» حالا که من هم با او احساس صمیمیت می‌کردم و از اعتمادبه‌نفس کودکی هفت‌ساله حظ می‌بردم که تنها کنار حوض آمده است و می‌خواهد به خواسته‌اش برسد، کمی خودم را به او نزدیک کردم و یک درجه تن صدایم را پایین آوردم. گفتم: «ببین پسرم، من حرفی ندارم، ولی ممکن است بقیه خادم‌ها اجازه این کار را به تو ندهند.» گفت: «من که کاری نمی‌خواهم بکنم!» و کمی خنده چاشنی لهجه شیرینش کرد.

بعد خیلی راحت پاچه‌هایش را بالا داد و پاهایش را داخل آب گذاشت. غافل‌گیرم کرده بود، ولی من هم خندیدم، چون معتقد بودم حرم برای بچه‌ها باید خاطره بازی بسازد و نمی‌توان از آن‌ها انتظار اعمال عبادی داشت. باید بدوند و باید آب‌بازی کنند. باید آن‌قدر بازی کنند تا همه لحظات حرم برایشان به یک تابلوی دوست‌داشتنی تبدیل شود و به حضور در حرم و هر مکان مذهبی دیگر میل پیدا کنند.

از این رو، نه‌تن‌ها به محمد و محمد‌ها ایراد نمی‌گرفتم، آب‌بازی کنار حوض را هم یادشان می‌دادم. محمد باعث شده بود بچه‌های دیگر هم اطرافش جمع بشوند و جرئت بازی کنار حوض را پیدا کنند.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}