گزارشی از هفتمین روز جشنواره فیلم فجر در مشهد (۲۱ بهمن ۱۴۰۳) | گرمای حضور مخاطبان در یک روز برفی ۱۲ فیلم در روز آخر جشنواره فجر به سانس فوق‌العاده رسیدند (۲۱ بهمن ۱۴۰۳) ضرورت یک دبیرخانه دائمی برای برگزاری جشنواره فیلم فجر در مشهد آموزشگاه‌های موسیقی، حلقه اتصال جشنواره و آینده موسیقی خراسان جدول زمان‌بندی نخستین جشنواره موسیقی فجر خراسان رضوی در نیشابور آیین تجلیل و قدردانی از فرهیختگان سینمای خراسان رضوی برگزار خواهد شد (۲۱ بهمن ۱۴۰۳) حضور ۲۳ هزارنفری مشهدی‌ها در ۶ شب جشنواره فیلم فجر ویدئو | نظر دختر شهید تهرانی مقدم درباره فیلم «خدای جنگ» نامزد‌های سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۳ اعلام شد + اسامی برنامه اکران روز هشتم جشنواره فیلم فجر در مشهد، فردا (۲۲ بهمن ۱۴۰۳) + جزئیات و لینک خرید بلیت نگاهی به فیلم «لولی» اثر رضا فرهمند | سکوت، انتظار و ثبات نما‌ها یک منتقد سینما: هر رویداد هنری که باعث ایجاد حس رقابت و ارزیابی شود، به ارتقای آن هنر کمک می‌کند صحبت‌های دنزل واشنگتن درباره نامزدی‌اش در اسکار صدف اسپهبدی با فیلم گوزن‌های اتوبان در جشنواره فجر صحبت‌های تام کروز درباره چالش‌های بدلکاری فیلم مأموریت: غیرممکن قیمت بلیت کنسرت‌های پاپ در جشنواره فجر مشخص شد سانس‌های فوق‌العاده نهمین روز فیلم فجر چهل‌وسوم سریال مرهم روی آنتن تلویزیون + زمان پخش ۷ فیلم برتر آرای تماشاگران جشنواره فیلم فجر در روز نهم
سرخط خبرها

نوشته‌ای از عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در سوگ اسدالله حبیب

  • کد خبر: ۱۳۶۶۹۵
  • ۰۵ آذر ۱۴۰۱ - ۱۲:۱۴
نوشته‌ای از عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در سوگ اسدالله حبیب
سیدمهدی طباطبائی از اسدالله حبیب به‌عنوان استادی که عمر خود را در رخ‌نمایی از اندیشۀ میرزاعبدالقادر بیدل سپری کرد، یاد کرده و در سوگ این چهرۀ برجستۀ اهل افغانستان نوشتاری منتشر کرده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ این عضو هئیت علمی دانشگاه شهید بهشتی در پی درگذشت اسدالله حبیب (بیدل‌شناس برجستۀ افغانستانی) که روز گذشته (۴ آذر ۱۴۰۱) از دنیا رفت، در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است: «هرکه رفت از دیده، داغی بر دل ما تازه کرد

به مناسبت درگذشت استاد اسدالله حبیب

اسدالله حبیب، شاعر و پژوهشگر برجستۀ افغانستانی، شربت مرگ را چشید و رخ در نقاب خاک کشید. مردی که صداقت در کلامش جاری بود و صمیمیت از نگاهش ساری.

در سوگ صاحبان این روح‌های بزرگ و اندیشه‌های سترگ، قلم هم قدرت گریستن را از دست می‌دهد و ناگزیر و ناگریز، سرِ عجز بر زمین می‌نهد؛ نه نوشتنِ مطلبی، تسلّای خاطر می‌شود و نه سکوت و خاموشی، یاری شاطر؛ به بیان بیدل:

مرگِ صاحب‌دل جهانی را دلیلِ ‌کلفت است

شمع چون خاموش‌ گردد، داغِ محفل می‌شود

فروردین‌ماه ۱۳۹۰ بود که با عنایت باری، خورشید طلعت آن وجودِ در عشق جاری، در تهران بر صاحبِ این قلم تافت تاجایی‌که توفیق بازنشر دو کتاب ارزشمندِ واژه‌نامۀ شعر بیدل و دری به خانۀ خورشید را در ایران یافت.

استاد حبیب، عمر خویش را در رخ‌نمایی از اندیشۀ میرزاعبدالقادر بیدل سپری کرد و از بیدل‌دوستان عالم دلبری؛ امّا نام ایشان، آن گونه که سزاوارش بود، در گوش سنگینِ روزگار نپیچید و عظمتِ علمی‌اش ـ جز در میان خواص ـ ورد زبان‌ها نگردید.

با عرض تسلیت به جامعۀ ادبی و دلباختگان شعر بیدل، بخشی از یک نوشتۀ او را با هم می‌خوانیم؛ به امید آن که خاک بر آن روح پاک، خوش باشد.

«شعر بیدل شعر زندگی است. این زندگی می‌تواند تعابیر مختلفی را با خود به همراه داشته باشد؛ می‌تواند زندگی یک آدم عادی از جامعۀ پهناور بشریّت و از هر دینی و آیینی باشد، یا اینکه زندگی یک عارف برهمنی یا یک مسلمان سالک الی‌الله. بیدل برای همۀ این دیدگاه‌ها گفتنی‌های فراوان دارد و مانند مولانا، سنایی، حافظ و سعدی، مخاطب او انسان به معنای عام کلمه است؛ انسان در هر زمان و در هر مکانی. به این دلیل است که او بارها گفته است:

انسان که فلک‌هاست سرافکندۀ او

در حیرت خود گم است بینندۀ او

دارد  خاصیتی که در خارج ذهن

هر چیز که آفرید، شد بندۀ او»

منبع: ایسنا

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->