محفل دانشگاهی هفدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر برگزار شد بازگشت فریدون جیرانی به شبکه نمایش خانگی با «زن گمشده» ماجرای توهین رائفی پور به اهل بیت (ع) چیست؟ + فیلم و جزئیات استاد نظافت: تفاسیر رهبر معظم انقلاب، عالمانه، روان، کاربردی و کارگشاست میزبانی بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر از آثار ۲۵ کشور زمان فروش بلیت چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر مشخص شد (۸ بهمن ماه ۱۴۰۱) نویسنده «جیمز باند» سریال «تامب رایدر» را می‌نویسد درباره «یادگار جنوب» با بازی الناز شاکردوست که در در چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد پخش مستند پرتره زندگی علی نصیریان در رادیو فرهنگ امیر جعفری با «آنها مرا دوست داشتند» به فجر چهل و یکم می رود + جزییات «لامینور» داریوش مهرجویی راهی بلژیک می‌شود حمله روزنامه جوان به کیومرث پوراحمد | شما کجای این تمدن هستید که جشنواره برای‌تان مهم نیست؟ کدام کارگردان‌ها در چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر غایب هستند؟ همه چیز درباره فیلم جنایی «پرونده باز است» کیومرث پوراحمد در چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر برگزاری مراسم یادبود زنده‌یاد حسین شهابی سارا بهرامی با «جنگل پرتقال» در راه چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر دو جایزه جشنواره ساندنس برای فیلم های «نسخه ایرانی» و «شیدا» قیمت بلیت فیلم‌های جشنواره فجر مشخص شد درباره فیلم «آه سرد» چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر + خلاصه داستان
خبر فوری
نوشته‌ای از عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در سوگ اسدالله حبیب
سیدمهدی طباطبائی از اسدالله حبیب به‌عنوان استادی که عمر خود را در رخ‌نمایی از اندیشۀ میرزاعبدالقادر بیدل سپری کرد، یاد کرده و در سوگ این چهرۀ برجستۀ اهل افغانستان نوشتاری منتشر کرده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ این عضو هئیت علمی دانشگاه شهید بهشتی در پی درگذشت اسدالله حبیب (بیدل‌شناس برجستۀ افغانستانی) که روز گذشته (۴ آذر ۱۴۰۱) از دنیا رفت، در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است: «هرکه رفت از دیده، داغی بر دل ما تازه کرد

به مناسبت درگذشت استاد اسدالله حبیب

اسدالله حبیب، شاعر و پژوهشگر برجستۀ افغانستانی، شربت مرگ را چشید و رخ در نقاب خاک کشید. مردی که صداقت در کلامش جاری بود و صمیمیت از نگاهش ساری.

در سوگ صاحبان این روح‌های بزرگ و اندیشه‌های سترگ، قلم هم قدرت گریستن را از دست می‌دهد و ناگزیر و ناگریز، سرِ عجز بر زمین می‌نهد؛ نه نوشتنِ مطلبی، تسلّای خاطر می‌شود و نه سکوت و خاموشی، یاری شاطر؛ به بیان بیدل:

مرگِ صاحب‌دل جهانی را دلیلِ ‌کلفت است

شمع چون خاموش‌ گردد، داغِ محفل می‌شود

فروردین‌ماه ۱۳۹۰ بود که با عنایت باری، خورشید طلعت آن وجودِ در عشق جاری، در تهران بر صاحبِ این قلم تافت تاجایی‌که توفیق بازنشر دو کتاب ارزشمندِ واژه‌نامۀ شعر بیدل و دری به خانۀ خورشید را در ایران یافت.

استاد حبیب، عمر خویش را در رخ‌نمایی از اندیشۀ میرزاعبدالقادر بیدل سپری کرد و از بیدل‌دوستان عالم دلبری؛ امّا نام ایشان، آن گونه که سزاوارش بود، در گوش سنگینِ روزگار نپیچید و عظمتِ علمی‌اش ـ جز در میان خواص ـ ورد زبان‌ها نگردید.

با عرض تسلیت به جامعۀ ادبی و دلباختگان شعر بیدل، بخشی از یک نوشتۀ او را با هم می‌خوانیم؛ به امید آن که خاک بر آن روح پاک، خوش باشد.

«شعر بیدل شعر زندگی است. این زندگی می‌تواند تعابیر مختلفی را با خود به همراه داشته باشد؛ می‌تواند زندگی یک آدم عادی از جامعۀ پهناور بشریّت و از هر دینی و آیینی باشد، یا اینکه زندگی یک عارف برهمنی یا یک مسلمان سالک الی‌الله. بیدل برای همۀ این دیدگاه‌ها گفتنی‌های فراوان دارد و مانند مولانا، سنایی، حافظ و سعدی، مخاطب او انسان به معنای عام کلمه است؛ انسان در هر زمان و در هر مکانی. به این دلیل است که او بارها گفته است:

انسان که فلک‌هاست سرافکندۀ او

در حیرت خود گم است بینندۀ او

دارد  خاصیتی که در خارج ذهن

هر چیز که آفرید، شد بندۀ او»

منبع: ایسنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}