جنگ تمام شد. تفنگها خاموش شدند، اما جهاد ادامه دارد. این یعنی اگر شهید به خون افتاد، قطرات خونش در قالب کلمات به تبیین گویا و ادامه دهنده راه میشود. یعنی پرچم همچنان در اهتزاز است؛ فقط دست و بازوی پرچم دار عوض شده است. مادران به جای پسران به میدان آمده اند؛ شهید پروران در امتداد شهدا.
این است که منطق شهادت هیچ گاه به بن بست نمیرسد، بلکه مدام دیوارها را کنار میزند و بن بست شکنی میکند خون شهید و منطق شهادت، به ویژه وقتی پرچم ذکر و یاد شهدا دست حضرت ام البنین (س) باشد. او ایستاده است به قوتی که از افتادن عباس (ع) و همه پسرهایش گرفته است. ایستاده است به روزگاران و عاشورا را روایت میکند.
در ایرانِ به شهادت غنی شده نیز مادران شهدا به او اقتدا میکنند و صف به صف ایستاده اند تا شهادت، هسته غیرت را غنی سازی کند. صف دیگر را هم همسران شهدا شکل داده اند تا بنیانی باشد مرصوص و ناشکستنی برای منطق و منطقه شهادت خیز ایران.
تقویمها این قصه را در یک خط چنین نوشته اند: «۱۳ جمادی الثانی، سالروز وفات حضرت ام البنین (س)، روز تکریم مادران و همسران شهدا»؛ این یعنی سالروز وفات این بانوی بزرگ، به زیبایی نگاهها را به تکریم از بزرگانی میخواند که شأنشان با شهدا تعریف میشود؛ آنان که به مادری، رزم جامه بر تن فرزند کردند تا به رزمی نمایان، خاک وطن را از لوث متجاوزان پاک کند و آنانی که قرآن بر سر همسران خویش گرفتند و آب به بدرقه شان پاشیدند تا در کربلای مکرر تاریخ، برای ایستادن در کنار سید الشهدا (ع) خود را به جبههها برسانند.
تاریخ تا همیشه این عظمت را در یاد خواهد داشت و ما امروز باید به احترام در برابرشان سر فرود آوریم که سرفرازی ایران عزیز رهین ایستادگی آنان است. قدرت نگهدارنده وطن نیز اینان اند. مادران و همسرانی قویتر از همه بمبهای اتمی. هستهای که اینان استحکام بخشیده اند در شکافتن به شهادت چنان نیرویی را آزاد میکند که همه قدرتهای جهان در برابرش ناتوان میمانند.
آنچه دشمن شکن است، این است که خانه هر شهید به نیروگاهی بزرگ تبدیل شده است که هرگز نمیشود آن را شکست، نمیشود آن را به پایان رساند، نمیشود سانتریفیوژهای معرفتی آن را از حرکت انداخت. آنچه ما را و ایران ما را نگه میدارد، همین فرهنگ است و الا اگر نیروگاه هستهای و کلاهک و بمب اتم نگهدارنده بودند، ابرقدرت شرق هنوز با نفی خدا، فرعون وار خدایی میکرد. ابرقدرت غرب هم -با وجود قدرتی از این دست- حتما به غروب خواهد رسید روزی.
آنچه میماند حقیقت است که در خانه شهید، غنی سازی میشود. آنچه ما باید بدان اهتمام داشته باشیم، تمسک به شهید است که حبل ا... شده است. در این مسیر هم باید دست دیگران را بگیریم تا «اعتصام» شکل بگیرد و تفرقه نتواند ما را از هم جدا کند. با هم که باشیم، پرچم شهادت که در اهتزاز باشد، خانه شهید را که بسان مسجد واجب الحرمه بدانیم، هیچ کوهی نخواهد توانست راه را بر ما ببندد که کوچه خواهد داد برای عبور ما. بدانیم امروز ملیترین فرهنگ که حافظ وطن است، شهادت است. پربرکتترین جغرافیا که عرصه تجلی شهادت است نیز ایران. این جغرافیا و آن فرهنگ سرفراز خواهند ماند تا مادران در زادن شهید و شهادت سترون نشوند که هرگز چنین نخواهد شد.