پیروزی اصلی و نهایی با مستضعفان است قوّام و ریحان راه‌هایی برای بقای خانواده از منظر دین واریز بیش از ۳۰ میلیارد تومان فطریه و کفاره سراسر خراسان‌رضوی به حساب کمیته‌امداد مراقب میراث الهی باشیم! اعطای نشان خادمی حرم علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) به میزبانان ویژه برنامه «محفل» + فیلم پیکر همسر سردار شهید «حسن علیمردانی» در مشهد تشییع شد همسر سردار شهید «حسن علیمردانی» درگذشت ۲۴۹ هزار نفر در نماز عید فطر مشهد شرکت کردند (۲۲ فروردین ۱۴۰۳) تولیت آستان قدس رضوی:سیره تبلیغی ائمه اطهار(ع) سراسر مهربانی و سعه صدر بوده است ۹۰۰ میلیون تومان فطریه از طریق کارت خوان نانوایی‌ها به کمیته امداد واریز شد تعطیلات عید فطر در کشورهای مسلمان چند روز است؟ + عکس اقامه نماز عید سعید فطر در حرم امام رضا (ع)+ عکس و فیلم کدام مراجع تقلید عید سعید فطر را اعلام کردند؟ هلال ماه شوال رؤیت شد | فردا چهارشنبه ۲۲ فروردین عید سعید فطر است متن پیام تبریک عید سعید فطر | با این متن‌ها عید فطر را متفاوت تبریک بگویید! آیت الله سیستانی، روز عید فطر را اعلام کردند هلال ماه شوال رویت شد + عکس نگهداری از نسخه ۶۰۰ ساله منطق الطیر عطار در گنجینه کتابخانه مرکزی رضوی
سرخط خبرها

زائری که عاقبت به خیر شد

  • کد خبر: ۲۱۹۸۳۸
  • ۱۵ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۴:۴۳
زائری که عاقبت به خیر شد
روز پنجم فروردین بود که سینا زنگ زد و خبر فوت پدرش را داد. هفتم عید آمدند مشهد و آقاغلامرضا در شهری که دوستش داشت آرام گرفت. با سینا قرار گذاشتیم برویم حرم، به یاد روز‌های دانشجویی.

سال‌ها ست وقتی به سینا زنگ می‌زنم، اولین سؤالی که از او می‌پرسم، حال پدرش است. از وقتی کرونا آمد آقا غلامرضا بابای سینا زمین گیر شد، ریه اش به هم ریخت. در چهار سال گذشته هر بیماری مخصوص ریه بود به جان او افتاد. من و سینا هم کلاسی دانشگاه بودیم. وقتی آقا غلامرضا زمین گیر شد، به اصرار عموهایش رفتند کرج. چندباری در سفر به تهران سینا را دیدم، یکی دوبار هم آمده بود مشهد. روز پنجم فروردین بود که سینا زنگ زد و خبر فوت پدرش را داد. هفتم عید آمدند مشهد و آقاغلامرضا در شهری که دوستش داشت آرام گرفت. با سینا قرار گذاشتیم برویم حرم، به یاد روز‌های دانشجویی.

همین که از کوچه شاهین فر در آمدیم و گنبد و گلدسته را دیدیم، سینا گفت: خوش به حالت مشهد هستی، خوش به حالت هروقت دلت بخواهد و اراده کنی می‌توانی بروی زیارت. من سرم را انداخته بودم پایین، داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر بی معرفتم. داشتم مرور می‌کردم ببینم آخرین بار کی آمده ام حرم؟

اوایل اسفند پارسال بود، کل شب برف باریده بود، صبح که بیدار شدم نیت کردم بروم حرم. این آخرین زیارت من بود.
سینا یاد پدرش افتاد، یاد اینکه چقدر این آخر عمری دوست داشت بیاید زیارت، اما نای آمدن نداشت. بعد گفت: خداروشکر آوردیمش مشهد، من مطمئن هستم جاش خوبه، خودش همین طوری دوست داشت.

رسیدیم صحن قدس. قرار گذاشتیم که یک ساعت دیگر همانجا هم را ببینیم. رفتم سمت ضریح. این نورپردازی جدید روضه منوره خیلی باکیفیت است. همه چیز شارپ و فوکوس شده. یک گوشه‌ای ایستادم، چشمم افتاد به زائرانی که حال خوشی داشتند، راستش را بخواهید بازهم خجالت کشیدم، به آن‌ها حسودی ام شد.

 زل زدم به کاشی ها، به ضریح، به لوستر‌های سبز و به مردمی که سرگردان حاجت هایشان بودند. برای آقا غلامرضا و دیگر درگذشتگان «امین ا...» خواندم، عقب عقب آمدم بیرون. سلام دادم و رفتم سمت دار الولایه. به این فکر می‌کردم که این مرد عجیب عاقبت به خیر شد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->