اعلام برنامه‌های سی‌ویکمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) در خراسان‌رضوی ویژه برنامه‌های ۱۴ و ۱۵ خرداد صداوسیمای خراسان‌رضوی حسن توفیق، کاریکاتوریست و مدیرمسئول نشریه طنز توفیق، درگذشت کمک سه میلیاردی خیران برای آب بهره‌برداری از ۴۹۳ پروژه با ۱۷۰۰ کلاس درس در سال جاری «طفلی به نام شادی»، مجموعه شعر شفیعی کدکنی، بعد از ۲۳ سال منتشر شد معرفی و نقد فیلم «کشتارگاه» عباس امینی: انجماد انتقام در سردخانه سعید نجاتی دبیر چهاردمین جشنواره ملی فیلم کوتاه رضوی شد ساخت «سوپرایز» محمد کارت به‌زودی آغاز می‌شود برگزیدگان جایزه مهرگان ادب/ رمان «کتابِ خَم»، نوشته علیرضا سیف‌الدینی، تندیس بهترین رمان را برد ۵۰ درصد مدارس استثنایی استان خیرساز است بازیگران سریال «زمین گرم» سعید نعمت الله مشخص شدند اولین شب حرم مطهر رضوی بدون محدودیت زمانی+فیلم امسال، ۱۳۴ هزار و ۱۰۰ دانش‌آموز کلاس اولی در خراسان رضوی به مدرسه می‌روند صفحه نخست روزنامه‌های کشور - یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ بازگشایی درهای مسجدالنبی (ص) بر روی نمازگزاران «مهمانخانه ماه نو»، چند سکانس سرد و نمایشی است
خبر ویژه

خرمشهر، کو جهان آرا؟

  • کد خبر: ۲۷۷۰۳
  • ۰۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۳
خرمشهر در آیینه داستان

آزادسازی خرمشهر از نقاط عطف جنگ تحمیلی و حتی می‌توان گفت از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ ایران است. مقاومت جانانه ایرانیان در برابر نظامیان تا بن دندان مسلح عراق دستمایه نگارش کتاب‌های گوناگون روایی شده است. در ادامه نمونه‌هایی از این آثار را معرفی می‌کنیم.

 

خرمشهر، کو جهان آرا؟
حرف از خونین شهر که به میان می آید، شاید نخستین نامی که به ذهن متبادر می شود نام شهید جهان آرا باشد. «خرمشهر، کو جهان آرا؟» روایت‌های صغرا کبری نژاد، همسر این سردار مقاوم و شهید، از آشنایی درباره او را شامل می شود. کتاب بر پایه گفت وگو شکل گرفته و اکبر نژاد در آن از فعالیت های قبل از انقلاب خود، تجربه های زندان و آشنایی با جهان آرا ، ابعاد شخصیتی، حضور جهان آرا در جبهه های جنگ و شهادت او و... می‌گوید.
در بخشی از کتاب آمده است: «پیوند جهان آرا و خرمشهر به نظر من به خاطر علاقه زیادی بود که محمد به خرمشهر داشت. جهان آرا می گفت مردم خرمشهر مظلوم واقع شده اند. به آن ها کمکی نشد. تجهیزاتی نیامد. آنان از دل و جان نیرو گذاشتند. جهان آرا می گفت من بعضی از شب ها جسدهای بچه های خرمشهر را می بینم که توسط سگ ها تکه پاره می شوند، ولی ما نمی توانیم از سنگرها و پناهگاه ها خارج شویم و این جنازه ها را نجات دهیم. شب و روز جهان آرا خرمشهر بود.»

 

ضیافت به صرف گلوله
بخش درخوری از داستان های مجید قیصری به جنگ هشت ساله می پردازد، مانند 2 داستان کتاب «ضیافت به صرف گلوله». ماجرای داستان اول درباره سمرقندی، سرهنگ بازنشسته، است که به یک میهمانی مرموز دعوت می‌شود. او در آنجا با اتاقی به هم ریخته و فرشی خونین روبه رو می شود. سپس مرد دیگری وارد می شود و خود را برادر صاحب خانه معرفی می کند. او از برادرش، سرگرد بهزاد فرحان، می گوید. به تدریج میهمانان دیگری از راه می رسند و درمی یابند که به جای ضیافتی باشکوه به محاکمه ای درباره پرونده ای قدیمی دعوت شده اند. هریک از میهمانان بخشی از خاطرات خود را از فرحان تعریف می کند که چگونه بدون هیچ حکمی در زمان جنگ به خرمشهر رفته و با رشادت فراوان به فرماندهی بخشی از نیروها رسیده بود. در ادامه نقل می شود که گزارش هایی علیه او به تهران فرستاده می شود و کمیته ای در تهران با حضور سرهنگ سمرقندی حکمی برای عزل ناحق او می فرستد. فرحان بعد از ۱۰ سال اسارت در زندان بعثی ها به طور گمنام به ایران بازمی گردد و در نقشه ای تمام افراد مسئول در خاطرات خود را به محاکمه می کشاند. داستان دیگر کتاب «جنگی بود، جنگی نبود» نام دارد.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
توجه : نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمیشود.
سرخط خبرها

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}