ارائه گزارش بنیاد شهید به مجلس درباره شهدای جنگ ۱۲ روزه در هفته آینده میزبانی حرم مطهر رضوی از ۳۵۰۰ زائر افغانستانی در دهه پایانی صفر نخستین مدرسه فصلی «فلسفه اخلاق» در مشهد برپا می‌شود بخش بین الملل بنیاد امام رضا(ع) به زودی تقویت می‌شود معاون سازمان حج: بیش از ۵ میلیون نفر در نوبت اعزام به عمره مفرده هستند درباره «سید مجتبی حسینی»، نویسنده کتاب «حضرت سکینه (س)؛ اسطوره ادب و عرفان» رفاقت با امام رضا (ع) کلید بهار معنویت | چگونه اندوخته‌های معنوی ماه محرم و صفر را حفظ کنیم؟ آغاز نهادینه‌سازی فرهنگ نماز از مدارس تاکید بر طرح و تصویب قوانین در راستای ایجاد زیرساخت‌های مربوط به مساجد نگهداری تابلوی تمثال امام رضا(ع) در موزه آستان قدس رضوی تکذیب شد تلاش برای تحقق مسجد تراز اسلامی | فعال‌سازی ۲۰ هزار مسجد در طرح «محراب» حکم شرعی آموزش شعبده چیست؟ مسجد جمکران میزبان هیئات مذهبی در روز شهادت امام حسن عسکری(ع) ساماندهی شعب موسسات قرآنی سراسر کشور تا پایان سال ۱۴۰۴ مدیرکل بنیاد شهید خراسان‌رضوی: خدمات شهرداری مشهد برای اشاعه نام شهدا بسیار ارزشمند است تاریخچه‌ای از توسعه حرم امام رضا علیه‌السلام در عصر «وزیرنظام» در دوره قاجار خودتان را بزنید به آن راه آقا! خورشید، پشت این پنجره است عنایت خاص امام رضا (ع) به شیخ حبیب‌ا... آثار، برکات و چرایی زیارت امام رضا (ع) | عهدی که با زیارت ادا می‌شود
سرخط خبرها

آقا، کینگ است

  • کد خبر: ۲۹۳۵۰۶
  • ۱۸ مهر ۱۴۰۳ - ۱۳:۰۲
آقا، کینگ است
گفتم: امام عالم به غیبه... امام قبل از اینکه لب هات تکون بخوره و حرف بزنی می‌دونه توی دلت چه خبره. گفت: واکعا؟ گفتم: واقعا... گفت: یعنی می‌فهمه من به ژاکلین عاشگی دارم ولی بهش نگفتم. گفتم: بله.
حامد عسکری
نویسنده حامد عسکری

گفت: آگاحامد سر آگا شلوگ است، بریم بعدا بیاییم. این‌ها خیلی کارشان طول می‌کشد؟! گفتم: بیا ادوارد بیا... اینجا با همه جا فرق داره، تو اولین بارته که میای، طبیعیه... نه گفتم چکار کند، نه امرو نهیی کردم، راحتش گذاشتم. نیم ساعتی چسبیده بود به ضریح و ول نمی‌کرد. صبر کردم آمد بعد کفش‌ها را گرفتیم و رفتیم توی سرشور، چای ماسالای معرکه صمد را بخوریم. بعد از زیارت در یک شب سرد استخوان سوز مشهد چه بهتر از ماسالای صمدپز؟

توی راه گفت: چیگد، اما پول داشت توی ضریح. گفتم: سلطان زشته چپش خالی باشه؟! گفت: چپ یعنی چی؟ گفتم: مشت، جیب حساب، اکانت. گفت: ولی پول‌ها روی زمین بود. گفتم: حساب و کتاب داره. گفت: آگاحامد؟ گفتم: جانم. گفت: ایمام چیگد پول داره؟ گفتم: هرچی توی حرم دیدی از کابل و سنگ و کلید و نور و شیر و کاشی و لوله و چراغ، امام رضامون کارخونه و معدنش رو داره، توی لندن شما هم شنیدم پاساژ داره. گفت: کینگ واگعی ایشانه؟!

گفتم: بله... گفت: آگا حامد... گفتم: جانم. گفت: ایمام چی جور حاجت‌ها را کاتی (قانی) نمی‌کند؟ مثلا یکی بچه می‌خواد، یکی سرطان داره، یکی زندانه، یکی عاشگ است، چه جوری این آدم‌ها را کاتی نمی‌کنه؟

گفتم: امام عالم به غیبه... امام قبل از اینکه لب هات تکون بخوره و حرف بزنی می‌دونه توی دلت چه خبره. گفت: واکعا؟ گفتم: واقعا... گفت: یعنی می‌فهمه من به ژاکلین عاشگی دارم ولی بهش نگفتم. گفتم: بله. گفت: ژاکلین هم نمی‌دونه. گفتم: امام رضا یه پدر مهربون و خیرخواهه؟! گفت: اگه بگم ژاکلین می‌پذیره؟ گفتم: به کی بگی؟! گفت: امام رضا. گفتم: به زور نخواه بگو اگر با ژاکلین خوشبخت میشم، صلاحه، شما دوست دارین، ژاکلین رو به من برسونید. ته ماسالایش را سر کشید. گفت: بریم. گفتم: کجا؟ گفت: حرم. گفتم: الان حرم بودی. گفت: می‌خوام ژاکلین رو بگم. گفتم: از همین جا بگو می‌شنوه. گفت: واکعا؟ 

گفتم: بله رو به حرم وایسا بگو. رو به حرم ایستاد لب هایش تکان می‌خورد چشمانش سرخ. بعد برگشت من را نگاه کرد، گفت: دلم برای ضاریح؟! تنگ شد. میرم دم گوشش میگم، تو برو ماشین رو بیار من زود آمدن هستم! ادوارد می‌دوید عرض خیابان را، من مست طعم ماسالا بودم، بخار از بینی ام خارج میشد، به این فکر می‌کردم برای عروسی شان که حال دارد برود تا لندن!

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->