شهر، میدان جنگ نیست!

  • کد خبر: ۳۸۵۶۹۶
  • ۲۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۹
شهر، میدان جنگ نیست!
شهر، میدان جنگ نیست، محل زندگی است. زندگی با همه فرازوفرودهایش، با همه شیرینی‌ها و تلخ کامی هایش.

شهر، میدان جنگ نیست، محل زندگی است. زندگی با همه فرازوفرودهایش، با همه شیرینی‌ها و تلخ کامی هایش. میدان جنگ، جایی است که یک سویش دشمن است با لباس و نشان خاص خود. به قصد کشت می‌زند و به قصد از پا انداختنش باید بزنی. ایرانی هم جنگ طلب نیست، اما جنگ بلد است.

دفاع مقدس هشت ساله و جنگ دوازده روزه پای این گزینه امضا گذاشت که جنگ گریزترین ملت اگر مجبور شد، بهتر از هر ملتی می‌داند چه باید بکند. نه فقط در خط مقدم که در همه کشور. این را هم با هم و همه با هم زیسته و تجربه کرده‌ایم. همین با هم بودن و همانند بودن است که امروز ما را به جایی می‌رساند که با هزار تعجب از آتش به دستان عصبانی بپرسیم به خاکریز که زده‌اید؟ دقیقا با که می‌جنگید؟ که را می‌خواهید از پا بیندازید؟ ما که بیگانه نیستیم، یگانه‌ایم در قابِ پر احترام ایران. به که می‌خواهید آسیب بزنید؟ چرا دستتان در یقه مردم است؟

حرفِ حساب را که چند روز به مدنی‌ترین شکل بازاریان زدند. به مشکلات باشد که برای همه ماست. به درد باشد که همدردیم. به اعتراض باشد که صدای همه بلند است. پس این آتش چیست که در خرمن ملت می‌زنید. زبانِ آتش، زبان سلام و سلامتی نیست که به علیکم السلام جواب بگیرد.

کلوخ انداز را هم اگر به صبر، جواب سنگ ندهند، سنگ انداز را به حکم عقل باید به کلوخی تاراند. همان مأمورانی را که به فریاد می‌خواستیم حرمت معترضان را نگه دارند، به صدای بلندتر می‌خوانیم که جلوی خشونت بی مهار و حرمت شکنی مکررِ اغتشاشگران را بگیرند. این به نفع همه است حتی خود هیجان زدگانی که ندانسته در نقشه دشمن، نقشِ سربازِ بی یونیفرم گرفته‌اند. 

حتی کسانی که دانسته تیغ کشیده‌اند، اما هنوز دستشان به خونی آلوده نیست. به دست قانون افتادن خیلی بهتر از آن است که قانون، طناب دار گردن کسی بیندازد که خود جلوتر جانی را ستانده و جهانی را تاریک کرده است. قبل از انفجار پل می‌شود برگشت، اما بعد، نه راه بازگشت است و نه امکان بازگشتن. ادامه راه هم پرتگاه است. 

چیزی که برای هیچ ایرانی نمی‌پسندیم حتی برای بچه‌های بد. بدانند همه که مردم آرامش می‌خواهند. امنیت می‌خواهند، فرصتِ کار می‌خواهند. هرکس به هر شکلی این سه گانه را برهم زند، سیلی به صورت ملت زده است. ملت هم تا جایی صبر می‌کند. سد که لبریز شود سیل به راه می‌افتد. اول آتش را خاموش می‌کند و بعد آتش افروز را با خود می‌برد. زبان سیل این است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.