بیماری‌هایِ «خاص» نیازمند توجه «ویژه»

  • کد خبر: ۳۸۹۳۷۸
  • ۰۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۹
بیماری‌هایِ «خاص» نیازمند توجه «ویژه»
این بیماری، «خاص» است؛ خاص. خاص را هم که می‌دانیم، معنای ویژه خود را دارد که آن را از سایر بیماری‌ها جدا و در قفسه‌ای ویژه دسته‌بندی می‌کند. این هم یعنی اگر همه بیماری‌ها بد و «دردافزا» ست، بیماری‌های خاص، دردافزاتر است.

این بیماری، «خاص» است؛ خاص. خاص را هم که می‌دانیم، معنای ویژه خود را دارد که آن را از سایر بیماری‌ها جدا و در قفسه‌ای ویژه دسته‌بندی می‌کند. این هم یعنی اگر همه بیماری‌ها بد و «دردافزا» ست، بیماری‌های خاص، دردافزاتر است. بسیار، بسیار دردافزاتر!

برای بیماری‌های دیگر هم یاد سخن حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب می‌افتیم که تأکید فرمودند: «باید کاری کنیم که بیمار جز رنج بیماری‌اش، ناراحتی دیگری نداشته باشد.»، اما دریغا که این «حُکمِ حکیمانه»، در عمل تحقق نیافت که اگر می‌یافت، امروز بیماری، شبکه مصائب را به‌دنبال نداشت. الان دربرابر بیماری معمولی، دست‌های ما به نشان تسلیم بالا می‌رود؛ چه رسد به بیماری‌های خاص، چه رسد به شیمی‌درمانی و پرتودرمانی و عمل جراحی، آدم توانگر را فقیر می‌کند. 

طبقه متوسط را در سقوطی آزاد به دهک‌های پایین می‌اندازد. وقتی در یک هفته فلان قرص، از ۷ میلیون تومان می‌رسد به ۱۴ میلیون تومان، معلوم است که توان خرید بیمار، یک‌باره نصف می‌شود؛ چون قیمت‌ها دوبرابر شده است. بنده‌خدایی درگیر نداری بود و می‌خواست در فلان کلینیک مشهد، فرایند درمان خود را قطع کند. 

او برای جلسات پرتودرمانی، ۸۸ میلیون تومان باید می‌پرداخت. بیمه تکمیلی‌اش، ۴۰ میلیون تومان را تقبل کرده بود. برای بقیه، اما چه می‌توانست بکند؟ خدا خیر بدهد مدیریت کلینیک را؛ ۸ میلیون تخفیف داد، اما او می‌بایست ۴۰ میلیون تومان دیگر می‌پرداخت تا مراحل درمانش کامل شود، اما مگر می‌توانست؟ 

با این ازدحام مصائب و شتاب افسارگسیخته کاهش ارزش پول ملی، کارگر و کارمند و. باید عطای درمان را به لقایش ببخشند؛ چه رسد به افرادی که کارشان هم یک روز هست و دیگر روز نیست. نمی‌خواهم بگویم حال درمان بد است، می‌خواهم بگویم حال درمان خیلی‌خیلی بد است. اگر کلمه‌ای بود که می‌توانست بار معنایی بیش از «خیلی بد» را برساند، حتما از آن استفاده می‌کردم.

من -معمولا- گوش نمی‌کنم به حرف‌های مردم؛ هم به‌دلیل اخلاقی‌اش و هم اینکه وقتی حرف درد را می‌شنوم و نمی‌توانم کاری بکنم، فقط بیشتر فرسوده می‌شوم. گاهی نشنیدن را راهی برای آرامش می‌پندارم، اما صدای درد و دردمندان چنان بلند است که آدم اگر «کر» هم باشد، باز به گوشش می‌رسد. حتی اگر خبرنگار نباشد و میان شخصیت حقیقی و حقوقی‌اش جنگ نشود!

من که گاه تمرین مهارت نشنیدن می‌کنم درکنار مهارت شنیدن و دقیق شنیدن و دقیق دیدن، این روز‌ها در آمدوشد به مراکز درمانی، می‌شنوم و می‌بینم آنچه هر بیننده و شنونده را به گوشه رینگ می‌برد. حتما مسئولان محترم بیش از ما باخبرند. حتما آنالیز دارند از قیمت‌ها و بیماری‌ها و حال‌وروز بیماران، اما از این باخبر بودن در میدان، کمتر «خبر» می‌بینیم، حتی اگر خبر بخوانیم. 

خبر اینجا با حروف و کلمات و حتی تصویر شکل نمی‌گیرد؛ خبر با عمل محقق می‌شود؛ با این‌که ببینیم در تهیه دارو و ملزومات پزشکی و فرایند درمان احدی، مشکل ایجاد نشود؛ البته کار‌های انجام‌شده هم کم نیست؛ از نشان‌دار کردن بیماری‌های خاص و حمایت‌هایی که می‌شود، اما کافی نیست. در شرایط فعلی و تورم طاقت‌سوز اصلا کافی نیست.

بعد از ماجرای حذف ارز ترجیحی، باید برنامه‌هایی فوری و همه‌جانبه‌تر برای بیماری داشته باشیم. خاص‌تر از همیشه به بیماری‌های خاص و گرفتارانش توجه شود. درد، نه بیمار که خانواده‌اش را هم می‌فرساید اگر نتوانند هزینه درمان را فراهم کنند، اول پدر و مرد خانواده می‌شکنند و می‌افتند، بعد هم بیمار و سپس خانواده. نگذاریم چنین شود؛ تا می‌توانیم، نگذاریم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.