ایران در دهههای اخیر با یکی از شدیدترین دورههای خشک سالی و کمبود منابع آبی مواجه بوده است. کاهش بارندگی، افزایش دما، مصرف بی رویه آب و ناتوانی زیرساختها در مدیریت بهینه منابع، باعث شده است که بحران آب از یک هشدار محیط زیستی به یک موضوع حیاتی و اجتماعی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، هرچند سیاست گذاری کلان، فناوریهای نو و مدیریت دولتی نقش مهمی دارند، اما نقش شهروندان به عنوان مصرف کنندگان اصلی و تصمیم گیران روزمره در استفاده از آب، نقشی تعیین کننده و چشم پوشی ناپذیر است. این مقاله تلاش میکند سهم عملی و نقشی را که مردم میتوانند برای عبور از خشک سالی و بی آبی ایفا کنند، در سه محور بررسی کند.
بیش از نیمی از مصرف آب در بسیاری از نقاط کشور به استفادههای خانگی و شهری مربوط میشود. این بدان معناست که اگر هر خانواده به اصلاح الگوهای مصرف بپردازد، بخش قابل توجهی از بحران کاهش مییابد.
راهکارهایی همچون استفاده از شیرآلات کم مصرف، تعمیر نشتی ها، کاهش مصرف در شست وشو، استفاده هوشمندانه از ماشین لباس شویی و ظرف شویی و حتی تغییر عادات حمام کردن، میتواند درمجموع هزاران لیتر آب در روز صرفه جویی کند. از سوی دیگر، فرهنگ سازی درون خانواده نیز اهمیت دارد.
آموزش کودکان درباره اهمیت آب، تبدیل صرفه جویی به یک ارزش خانوادگی و تشویق اعضا به رفتارهای پایدار، نقش مهمی در تغییر بلندمدت رفتار مصرفی دارد. تجربه کشورهای دیگر نیز نشان میدهد که اصلاح الگوهای مصرف، سریعترین و کم هزینهترین راه برای مقابله با بحران آب است؛ زیرا بدون نیاز به سرمایه گذاریهای بزرگ، تنها بر تغییر رفتار تکیه دارد.
نقش شهروندان، فراتر از مصرف خانگی است. حفاظت از منابع آبی طبیعی همچون رودخانه ها، تالاب ها، قنوات و سفرههای زیرزمینی، نیازمند یک مشارکت گسترده اجتماعی و مردمی است. فعالیتهای داوطلبانه مانند پاک سازی منابع آبی، جلوگیری از ریختن زباله در رودخانهها و کانال ها، توجه به پوشش گیاهی و جلوگیری از تخریب خاک، همگی باعث افزایش ظرفیت اکولوژیکی محیط برای حفظ آب میشود.
علاوه بر این، مشارکت در تشکلهای مردمی و شبکههای محلی که برای صیانت از منابع آبی فعالیت میکنند، میتواند نقش نظارتی و مطالبه گرانه مؤثری داشته باشد. شهروندان میتوانند از نهادهای محلی بخواهند که مدیریت آب را با رویکرد علمی و شفاف پیش ببرند و جلوی بهره برداریهای غیرقانونی یا ناکارآمد را بگیرند. درنهایت، مشارکت اجتماعی به یک سرمایه جمعی تبدیل میشود که هم به دولت برای تصمیم گیری کمک میکند و هم حس مسئولیت مشترک را تقویت میکند.
خشک سالی تنها یک مشکل فنی نیست؛ به شکلی مستقیم با سبک زندگی ما گره خورده است. استفاده از محصولات بومی کم مصرف، حمایت از کشاورزی پایدار، کاهش مصرف کالاهایی که نیاز به آب فراوان دارند، و حتی انتخاب معماری و فضای سبز کم مصرف، میتواند سهم بزرگی در کاهش فشار بر منابع آبی داشته باشد.
در حوزه فضای سبز شهری و خانگی نیز انتخاب گیاهان مقاوم به کم آبی و کنار گذاشتن الگوهای پرمصرف مانند چمن کاری گسترده، گام مهمی محسوب میشود. همچنین استفاده از دانش روز، مانند سامانههای جمع آوری آب باران و بازیافت آب خاکستری، میتواند نشان دهد که چگونه شهروندان میتوانند فناوری را در خدمت زندگی پایدار قرار دهند. درنهایت، تغییر سبک زندگی به این معناست که شهروندان جایگاه خود را از «مصرف کننده صرف» به «مدیریت کننده مسئول» تغییر دهند.
عبور از بحران خشک سالی و بی آبی، نیازمند یک رویکرد چندلایه است؛ از سیاستهای کلان گرفته تا فناوری و مدیریت علمی، اما هیچ یک از این تلاشها بدون مشارکت مؤثر شهروندان به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. مدیریت مصرف خانگی، مشارکت اجتماعی در حفاظت از منابع آبی و تغییر سبک زندگی به الگوهای کم مصرف، سه ستون اصلی حضور مردم در مدیریت بحران آب است.
اگر هر فرد، تنها بخشی کوچک از رفتار خود را اصلاح کند، در مقیاس ملی، ثمرهای بزرگ به همراه خواهد داشت؛ زیرا بحران آب با تصمیمهای کوچک، اما گسترده مردمی، کنترل شدنی است. امروز زمان آن رسیده است که هر شهروند، خود را جزئی از راه حل بداند، نه بخشی از مشکل.