نگاهی به فیلم «غوطه‌ور» | وقتی تابو همجنس‌گرایی صرفاً ابزار تبلیغات است

  • کد خبر: ۳۸۹۸۷۷
  • ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۴
  • ۱
نگاهی به فیلم «غوطه‌ور» | وقتی تابو همجنس‌گرایی صرفاً ابزار تبلیغات است
«غوطه‌ور» با استانداردهای یک اثر سینمایی که شایسته حضور در بخش مسابقه ملی باشد، فاصله دارد و سوژه‌ تابوشکنانه‌ آن به جای بستری برای واکاوی، زیر بار نابلدی در روایت و ضعف تکنیک خفه شده است.

به گزارش شهرآرانیوز، چهل‌وچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر در حالی با فیلم «غوطه‌ور» آغازبه‌کار کرد که نخستین تجربه بلند حجت‌الاسلام جواد حکمی، بیش از آنکه یک جهش حرفه‌ای از سینمای کوتاه به بلند باشد، شبیه به یک ایده کوتاه ابتر است که به شکلی تصنعی تا ابعاد یک فیلم سینمایی کش آمده است. «غوطه‌ور» مصداق بارز آثاری است که در آن متریال داستانی تناسبی با زمان اثر ندارد و نتیجه، فیلمی شده که در همان ابتدای راه هم، نفس کم می‌آورد.

بزرگ‌ترین معضل غوطه‌ور، فقدان یک پیرنگ منسجم و مهندسی‌ شده است. فیلمنامه از عدم انسجام ساختاری رنج می‌برد و شخصیت‌پردازی ها در سطح باقی می مانند. نویسنده و کارگردان، گویی شناخت دقیقی از زیست‌ جهان شخصیت‌هایش ندارد برای مثال، تمهیداتی نظیر بیماری بی‌خوابی حسن کارخونه شخصیت اصلی اثر یا حضور دخترش در مسابقات خارج از کشور، نه تنها به پیشبرد درام کمک نمی‌کنند، بلکه به زوائدی بدل شده‌اند که هیچ کارکرد ارگانیکی در تار و پود قصه ندارند. در سینمای کلاسیک و مدرن، هر ویژگی شخصیتی باید ضرورت دراماتیک داشته باشد؛ اما در اینجا، اگر بی‌خوابی قهرمان یا ورزشکار بودن دخترش را حذف کنیم، هیچ خللی به منطق اثر وارد نمی‌شود. بود و نبود بیماری بی خوابی حسن کارخونه چه تاثیری در قصه می گذاشت؟ آیا اگر او شب ها، خواب راحتی داشت، فردای آن استدلال هایش از طرف همکاران او در پلیس آگاهی شنیده می شد و مقبول می افتاد؟

در بخش جنایی و معمایی، فیلم با منطق موقعیت بیگانه است. چطور می‌توان پذیرفت کارآگاه پلیس آگاهی آن هم فردی با سابقه در آستانه ارتقاء، به روشی بدوی و غیرعقلانی، با یک دسته کلید، تصادفی بخواهد به سراغ خانه‌های یک منطقه برود که صرفا متهم از آن منطقه عبور کرده است؟ (در انتهای فیلم متوجه شدیم که محل تصادف ربطی به محل خانه نداشت.) یا حضور بی‌ضابطه دوست بسیجی در راهروهای آگاهی و خروج محتویات پرونده و وسایل متهم، بیشتر به یک شوخی شباهت دارد تا واقعیت مناسبات اداری و انتظامی. حتی در نقطه اوج، فداکاری قهرمان برای نجات زن در حال غرق شدن، فاقد خلاقیت بصری و منطق فیزیکی است و به جای برانگیختن حس همدلی، تماشاگر را با پرسش‌های بی‌پاسخ رها می‌کند که آیا به ذهن کارآگاه باسابقه فیلم ما نرسید که کار دیگری غیر از اینکه وزنه را روی بدن خودش بندازد انجام دهد؟

حکمی در این اثر نشان می‌دهد که هنوز در حال‌وهوای سینمای کوتاه سیر می‌کند. دوربین در بسیاری از سکانس‌ها فاقد نقطه‌ نظر مشخص است و کادربندی‌ها به جای ایجاد تعلیق، تنها به پر کردن وقت فیلم کمک می‌کنند. فیلم تلاش می‌کند با نورپردازی‌های کم‌ رمق، اتمسفر خاصی ایجاد کند، اما به دلیل ضعف در طراحی صحنه، این تلاش به خروجی ای تله‌ فیلم گونه منجر شده است.

کارگردان نتوانسته از بازیگران فیلم نیز بهره کافی ببرد. محسن قصابیان بازیگر نقش حسن کارخونه تلاش زیادی کرده تا خستگی را در میمیک خود بازنمایی کند اما چون این خستگی در متن اثر کارکردی ندارد، بازی او در حد چشم‌های قرمز باقی می‌ماند. از سوی دیگر، شخصیت «ماهک» که قرار بود قطب منفی و پیچیده داستان باشد، به دلیل ابهام در انگیزه، به یک تیپِ عصبی و غیرقابل‌باور تبدیل شده است. بازیگر این نقش میان جانی روانی بودن و منحرف اخلاقی و همجنس گرا بودن سرگردان است و غلو در رفتارهای هیستریک او، بدون پشتوانه روایی، مانع از همذات‌ پنداری مخاطب می‌شود.

اما بحث‌ برانگیزترین بخش فیلم، مواجهه ناشیانه با مسئله انحرافات جنسی و همجنس‌گرایی است. کارگردان ادعا می‌کند که بحرانی عمیق را هدف گرفته، اما آنچه بر پرده نقش می‌بندد، فرسنگ‌ها با واقعیت‌های روان‌شناختی این پدیده فاصله دارد. رفتارهای ماهک و میل او به دیدزنی، بیش از آنکه ریشه در هویت جنسی او داشته باشد، ناشی از عدم درک فیلمساز از وجوه تمایز اختلالات رفتاری است. ضعف در فیلمنامه و اجرای آن و بی اطلاعی نویسنده و کارگردان اثر از سوژه به حدی است که همه رفتارهایی که از او می بینیم نه مربوط به انحرافات اخلاقی و جنسی یک زن همجنس گرا که مربوط به مردانی است که انحرافات جنسی آن هم نه نسبت به همجنس که به جنس مخالف دارند. کارگذاشتن دوربین در رختکن سالن و تماشای آن مربوط به یک سوژه دیگر و با مختصات دیگر است و ربطی به ماهک قصه ندارد.

فیلمساز با ساده‌انگاری مفرط، ریشه پیچیدگی‌های ماهک را به بی‌قیدی والدین تقلیل می‌دهد؛ تحلیلی کلیشه‌ای که راه را بر هرگونه نگاه آسیب‌شناسانه می‌بندد. خروجی اثر بیننده را به این می رساند که انتخاب این سوژه ملتهب، بیشتر یک تاکتیک تبلیغاتی برای جلب توجه در ویترین سالانه سینمای ایران بوده است.

«غوطه‌ور» بسیار با استانداردهای یک اثر سینمایی که شایسته حضور در بخش مسابقه ملی باشد، فاصله دارد. سوژه‌ تابوشکنانه‌ آن به جای آنکه بستری برای واکاوی جسورانه باشد، زیر بار نابلدی در روایت و ضعف در تکنیک، خفه شده است. غوطه ور شدن در لایه‌ های سطحی یک بحران، بدون داشتن دانش فنی و بینش دراماتیک، تنها نتیجه‌اش اثری است که پیش از اتمام، در ذهن مخاطب به پایان می‌رسد. 

منبع: مهر

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
..
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۵۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
0
0
به نظر میاد و احساس میشه که یه کمی غیرمنصفانه دارید نقد می کنید