به گزارش شهرآرانیوز؛ بحران سالمندی، خیلی زودتر از آن چیزی که فکرش را بکنیم، دارد به سراغ جامعه مان میآید. کاهش نرخ زادوولد در دهههای اخیر و روند مداوم آن در هرسال، همان زنگ خطری است که دغدغهمندان حوزه جوانی جمعیت بارهاوبارها به زبانهای مختلف به آن اشاره کردهاند و ما رسانهایها هم به قلمهای متفاوت به این مهم پرداختهایم.
براساس برآوردها، کشورمان طی سی سال آینده در اثر افزایش نسبت تعداد سالمندان به تعداد جوانان با بحران سالمندی جمعیت مواجه خواهد شد، به طوری که در سال ۱۴۳۰، بیش از یک سوم جمعیت ایران را سالمندان تشکیل خواهند داد.
این یعنی اگر با همین دست فرمان جلو برویم، تاحدود ۲۵ سال دیگر، چهره پرطراوت جوانی کشور که این روزها در کوچه و خیابانها میبینیم، جای خود را به رخ چروکیده جامعهای پیر خواهد بخشید؛ مسئلهای که خراسان رضوی نیز با سهم تقریبا ۸ درصدی جمعیت کشور از این قاعده مستثنا نیست و نگرانیهای زیادی را از جنبههای مختلف، معطوف خود کرده است.
موضوعی که همین چند وقت پیش نیز دستمایه یک گزارش پروپیمان ازسوی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی شد تا از زوایای مختلف به یکی از چالشهای بزرگ پیش روی کشور در سالهای آینده بپردازد و برای گذر از این بحران، چاره اندیشی کند؛ چالشی که به واسطه آماده نبودن جامعه به ویژه از نظر زیرساختهای سالمندپذیری و همچنین نگاه نسل فعلی به تولیدمثل، زنگ خطری جدی برای یکی دو دهه آینده به شمار میآید.
در این مجال، نیم نگاهی به همین دست ارقام واعداد میاندازیم تا این حرکت، شاید به ترسیم نقشهای کارآمد به منظور برون رفت از این بحران برای تصمیم سازان این حوزه منجر شود.
همین اول گزارش بیاییم سالمندی را تعریف کنیم. سالمندی معمولا به آخرین دوره چرخه زندگی گفته میشود که درواقع نمیتوان برای آن حدومرز مشخصی تعیین کرد؛ چراکه جریان جسمی و روانی سالمندی درمیان افراد، کاملا متفاوت است؛ فردی با سن مشخص که در یک کشور، سالمند دانسته میشود، ممکن است در جامعهای دیگر، سالمند به حساب نیاید.
همچنین سن آغاز سالمندی در هر کشور با برآورد سالهای «امید به زندگی» در آن کشور، رابطه مستقیمی دارد؛ برای نمونه در سال ۲۰۰۰ امید به زندگی هنگام تولد در کشور ژاپن، ۸۱ سال و در کشور عراق ۶۷سال بوده است، بنابراین سالمندی یک امر نسبی است و صحبت درباره آن برحسب زمان و مکان، در جوامع مختلف، متفاوت است.
در مقدمه گزارش «سالمندی پویا» نیز که سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۲ منتشر کرده است، استاندارد جهانی برای سال خوردگی، سن شصت سالگی تعیین شده، اما در گزارش مذکور آمده است که سن تقویمی، شاخصی دقیق برای تغییراتی که همراه با سالمندی رخ میدهد، محسوب نمیشود؛ زیرا تفاوتهای قابل توجهی در وضعیت سلامت، میزان مشارکت در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و سطوح وابستگی به سایر افراد درمیان افراد سالمند در سنین یکسان مشاهده میشود.
آنچه در گزارش حاضر به عنوان مبنا درنظر گرفته شده، تعریفی است که مرکز آمار ایران درباره سالمندی ارائه کرده است: «مطابق با تعریف مندرج در فصل چهاردهم سرشماری نفوس ومسکن، سالمند به افراد شصت ساله و بیشتر گفته میشود.» با این حال در برخی گزارشهای پیش بینی جمعیت در مرکز آمار ایران، شصت وپنج سالگی، سن سالمندی درنظر گرفته شده است.
در سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۹۵، با وجود افزایش جمعیت کشور، درصد رشد سالیانه آن، پس از پشت سر گذاشتن دوره بیش زایی دهه ۶۰، همواره نزولی بوده است. سهم سالمندان نیز به جز در بازه زمانی ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵، رشد دورهای (ده ساله) صعودی داشته است.
براساس پیش بینیهای صورت گرفته، سهم جمعیت سالمندان ایران از سال ۱۳۹۸ تا سال ۱۴۲۱ (طی ۲۳ سال) از ۱۰ به ۲۰ درصد خواهد رسید، این درحالی است که روند تغییرات شاخص مذکور در کشورهای توسعه یافته، طی ۷۰ تا ۱۲۰ سال رخ میدهد. برپایه جدیدترین دادههای منتشرشده توسط سازمان ثبت احوال کشور، تعداد تولدهای ثبت شده در هشت ماه نخست سال۱۴۰۴، معادل ۶۱۲ هزارو ۱۸۲ نفر گزارش شده است که نشان دهنده کاهش حدود ۸درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته است.
این روند نزولی که از سال۱۳۹۵ آغاز شده، به تدریج شدت یافته و منجر به کاهش تعداد تولد سالانه از مرز یک میلیون نفر در سال۱۴۰۳ شده است. همچنین به گفته مرتضی امیرآبادی زاده، مدیرکل ثبت احوال خراسان رضوی، در هشت ماهه امسال، ۵۹هزارو۵۴۷ولادت در این استان به ثبت رسیده که این میزان سال گذشته، ۶۴هزارو۱۵۶ولادت بوده است.
یکی از مهمترین عوامل مؤثر در تشدید مسئله سالمندی، کاهش بعد خانوار است. براساس دادههای سازمان ثبت احوال کشور، از مجموع ولادتهای رخ داده در سال ۱۳۹۹، ۴۰ درصد ولادت مرتبه اول (فرزند اول)، ۸/۴۰ درصد ولادت مرتبه دوم (فرزند دوم)، ۲/۱۴ درصد ولادت مرتبه سوم (فرزند سوم) و ۳/۴ درصد ولادت مرتبه چهارم و بیشتر است، بنابراین در بسیاری از ازدواج ها، دو تک فرزند باهم ازدواج خواهند کرد که در آینده باید چهار پدربزرگ و مادربزرگ را سرپرستی کنند.
اینجاست که نقش مراکز نگهداری از سالمندان و رشته مهم طب سالمندی، بیشتر رخ نمایی میکند. روزنامه شهرآرا نیز در شماره ۲۶ آبان امسال، این نکته را در بوته بررسی گذاشت و نتیجه گرفت همان طور که جامعه به سوی پیری حرکت میکند، باید تدبیرهای لازم برای امور نگهداری از سالمندان نیز به صورت ویژه اندیشیده شود.
آمارهای رسمی میگویند درحال حاضر بیش از ۱۰ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل میدهند که این عدد از ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تجاوز میکند، با این حال از چهارده سال قبل که رشته طب سالمندی راه اندازی شده است، کمتر از پنجاه متخصص از دانشگاه تهران و علوم پزشکی ایران فارغ التحصیل شدهاند، این درحالی است که براساس استانداردهای سازمان بهداشت جهانی و فدراسیون بین المللی طب سالمندی، به ازای هر ۱۰هزار سالمند بیش از شصت وپنج ساله، باید یک متخصص طب سالمندی نیز وجود داشته باشد.
در برخی کشورهای توسعه یافته همچون آلمان، یک پزشک به ازای ۵ تا ۷هزار سالمند وجود دارد. همچنین این مهم نباید فراموش شود که سالمندان به تخصصهای مختلف درمانی، از طب داخلی گرفته تا روان پزشکی و توان بخشی نیاز دارند که اگر میخواهیم در آینده با کمترین مشکل در این زمینه روبه رو شویم، باید از همین حالا مقدمات تعلیم و آموزش نسل آینده را برای پذیرایی از خیل عظیم سال خوردگان که خود ما هم شاملشان میشویم، آماده کنیم.
همچنین به گفته مهدی برجی، مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی، جمعیت سالمند این استان بر مبنای آمار مهرماه، بیش از ۵۲۵ هزار نفر بوده است که هم زمان با جمعیت سالمندان کشور رو به افزایش است، اینها درحالی است که فارغ التحصیلان پرستاری سالمند ما، بیش از یک دهه است که به چهل نفر رسیدهاند.
دکتر نجمه ولی زاده زارع، مدیرگروه سالمندی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دکتری داخلی جراحی، با اعلام این آمار به شهرآرا گفته است: از سال ۱۳۹۱ یک گرایش پرستاری سالمند در مقطع کارشناسی ارشد ایجاد شده است و هر سال هم ورودی داریم و امسال خوشبختانه با افزایش ظرفیت و افزایش تعداد استادان به یازده نفر رسیدهاند.
به نظرم، الان وضعیت ما در مشهد برای تربیت پرستار سالمند، بد نیست، اما چنانچه زیرساختها اصلاح شود، دانشجوی بیشتری میپذیریم و رشتهها را متنوعتر میکنیم. خلاصه اینکه فضا برای کار در حوزه سالمندی، بسیار گسترده است.
او با اشاره به اهمیت حضور این پرستاران میافزاید: دوران سالمندی با تغییراتی همراه است که به آن سندرمهای سالمندی میگوییم. باید بدانیم که این تغییرات چیست و این گروه نیاز به چه مراقبتهایی دارند؛ به عنوان نمونه یکی از سندرمهای سالمندان، اختلالات شناختی این دوره همچون آلزایمر است و معلوم است که مواجهه با یک بیمار مبتلا به آلزایمر، متفاوت از بیماران عادی خواهد بود.
سالمندی جمعیت، کشور را با چالشهایی مواجه خواهد کرد که یکی از مهمترین آن ها، افزایش هزینههای مراقبتهای بهداشتی و درمانی است. در دهههای گذشته، ایران با بار اقتصادی بیماریهای واگیر و عفونی، روبه رو بوده و فعالیتهای بخش سلامت به پیشگیری، درمان و بازتوانی عوارض ناشی از این گونه بیماریها معطوف بوده است.
براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، در دهههای پیش رو با بروز پدیده گذار اپیدمیولوژیک، بار اقتصادی بیماریها بر بیماریهای غیرواگیر و مزمن متمرکز میشود، اما موج سومی نیز در راه است و به زودی بار اقتصادی بیماریها بر سالمندی جمعیت ایران و عوارض ناشی از آن متمرکز خواهد شد.
روزنامه شهرآرا نیز در تیرماه امسال در گزارشی تحلیلی و میدانی با تیتر «خانه سالمندان، سرای گرانی»، گذری به تعرفههای عجیب وغریب خانههای سالمندان زده بود و هزینههای چندده میلیونی (در برخی مراکز به ۵۰ میلیون تومان هم میرسد) برخی از آنها را گواهی بر طبقاتی شدن این منازل دوران پیری ارزیابی کرده بود، این درحالی است که به گفته علی اصغر رضایی، رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی خراسان رضوی، ۷۲ درصد بازنشستههای تأمین اجتماعی حداقل حقوق بازنشستگی را دریافت میکنند که امسال به حدود ۱۳ میلیون تومان رسیده است: «تعداد زیادی بازنشسته هم داریم که به دلیل سوابق کاری متفاوت، از ۲ میلیون تومان و همین حدودها حقوق میگیرند که بسیار ناچیز است، درحالی که خط فقر، مبلغی بیش از ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است.»
کمبود زیرساختهای مراقبت از سالمندان، یکی دیگر از چالشهای سالمندی جمعیت است، به طوری که با درنظر داشتن ۹ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت سالمند در کشور، باید اذعان کرد که درحال حاضر به ازای هر هفتصد سالمند، یک تخت مراقبت از سالمند وجود دارد، با این حال شاخص مذکور در کشورهای توسعه یافته، معادل یک تخت به ازای هر هجده سالمند است.
یکی دیگر از چالشهای مهم سالمندی، ناپایداری نظام رفاهی کشور است. سادهتر اگر بخواهیم بگوییم، با افزایش امید به زندگی، دوره دریافت مستمری در دوران سالمندی هم افزایش یافته است، به طوری که در سال ۱۳۵۸، شاغلان با متوسط حدود ۲۷ سال خدمت، بازنشسته میشدند و باتوجه به میزان امید به زندگی در همان سال (۵/۵۷ سال) به طور متوسط، حدود یازده سال حقوق بازنشستگی دریافت میکردند، این درحالی است که هم اکنون، متوسط سن بازنشستگی در ایران برای مردان حدود ۵۲ سال و برای زنان حدود ۵۰ سال است.
با سن امید به زندگی ۷۲ سال برای مردان و ۷۶ سال برای زنان، به طور متوسط مردان حدود ۲۰ سال و زنان حدود ۲۶ سال مستمری دریافت میکنند؛ موضوعی که به وارد شدن بار مالی بر صندوقهای بازنشستگی منجر میشود. علاوه بر آن، میزان جمعیت در سن کار، رشدی کمتر از نرخ رشد بازنشستگان (سالمندان) داشته است و این عدم توازن جمعیت، بر ناپایداری نظامهای مبتنی بر مزایای معین تأثیرگذار است.
اگرچه این مسئله، اجرای اصلاحات در نظام بازنشستگی را اجتناب ناپذیر کرده است، توجه به ابعاد اجتماعی و حفظ استانداردها در اصول اساسی بیمههای اجتماعی مانند جامعیت، کفایت، پایداری و فراگیری در اجرای اصلاحات، نیز انکارناپذیر است.
براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا سال ۲۰۵۰ جمعیت سالمندان جهان به ۱/۲ میلیارد نفر خواهد رسید. با وجود اینکه جامعه ایرانی درحال حاضر در «پنجره فرصت جمعیتی» قرار دارد، پیش بینیها نشان میدهد تا سال ۱۴۳۰ جمعیت سالمندان ایران به ۱/۳۲ درصد خواهد رسید؛ پنجرهای که خواه ناخواه به زودی بسته میشود و نمیتوان از کنار این زمان طلایی به راحتی عبور کرد.
اعداد و ارقام آخرین سرشماری نفوس ومسکن که تقریبا ۱۰ سال پیش انجام شده است و باید دوباره فرایند جدید آن اجرا شود، هم بر همین موضوع صحه میگذارد؛ سهم سالمندان ایران از رشد منفی ۱۷ درصدی در سال ۱۳۵۵ به رشد ۲۸ درصدی در سال ۱۳۹۵ رسیده است.
کاهش خانوارهای گسترده و متمرکز در یک محله، کاهش بعد خانوار، افزایش آمار تجرد قطعی و زنانه شدن سالمندی، جزو عوامل مؤثر در تشدید مسئله سالمندی است. ازسوی دیگر اگر افزایش هزینههای مراقبتهای بهداشتی و درمانی، نیاز به زیرساختهای مراقبت از سالمندان، ناپایداری نظام رفاهی و افزایش وابستگی سالمندان را جزو چالشهای سالمندی جمعیت بدانیم، شاید مهمترین ریشه افق وحشتناک پیری کشورمان تا ۲۵ سال آینده را باید در وضعیت اقتصادی این روزهای جامعه ببینیم؛ عاملی که سبب هراس زوجهای جوان امروز، از آینده اقتصادی نسل بعدی (همان فرزندانشان) میشود و همین موضوع، روند نزولی زادوولدهای جامعه را به ویژه در یک دهه اخیر رقم زده است.
رئیس اسبق دبیرخانه شورای ملی سالمندان در این زمینه به این اصل معتقد است که موضوعات مرتبط با سالمندان را باید با سنگ محک ابعاد بین بخشی سنجید.
به گفته حسام الدین علامه، لازم است تجربههای موفق کشورهای توسعه یافته را بومی سازی کنیم تا زیرساختهای جامعه برای زندگی سالمندان شهرمان مناسب سازی شود.
او در گفتوگو با شهرآرا، سالمندی جمعیت را پدیده نوظهوری معرفی میکند که ایران حوالی سال۱۴۰۹ با آن روبه رو خواهد بود و میگوید: عواملی همچون کاهش شدید نرخ باروری، کاهش درصد گروه زیر پانزده سال، مهاجرت جوانان و افزایش جمعیت گروه سالمندی بالای شصت سال، باعث شده است سالمندی جمعیت با شتاب شدیدی در حال وقوع باشد.
پزشک و پژوهشگر حوزه سالمندی با تأکید بر اینکه باتوجه به پیشرفتهای رخ داده در حوزههای مختلف بهداشت و سایر مؤلفههای اجتماعی و اقتصادی جامعه، میزان امید به زندگی گروه سنی سالمند در شهرمان افزایش یافته است، میافزاید: مناسب سازی محیط شهری، از حمل ونقل عمومی گرفته تا افزایش تعداد صندلیها در بوستانها و مناسب سازی پیاده روها و پل ها، جزو کارهایی است که میتواند درقالب تشکیل یک دبیرخانه شهر دوستدار سالمند رقم بخورد.
عضو هیئت علمی گروه پژوهشی پزشکی مبتنی بر سبک زندگی، با اشاره به اینکه مشهد از نظر درصدی در میانه فهرست شهرهای سالمند کشور قرار میگیرد، اما بعد از تهران دومین شهر پرتعداد سالمند است، تصریح میکند: علاوه بر این، کلان شهری همچون مشهد، با حجم انبوهی از زائران ایرانی و خارجی مواجه است که بخشی از آنها در سنین سالمندی قرار دارند.