به گزارش شهرآرانیوز، فیلم «آرامبخش» ساخته سعید زمانیان و تهیه کنندگی مجتبی رشوند، از جمله فیلمهای خوش اقبال در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر است که به روی پرده سینما هویزه در چهارمین روز اکرانهای بیست و سومین جشنواره فیلم فجر مشهد رفت.
«آرامبخش» نخستین ساخته زمانیان در قامت فیلم بلند داستانی است که بر خلاف برخی فیلماولیها که نتوانستند رضایت مخاطب را جذب کنند، نشان داد فیلم بلند را تا حد زیادی میشناسد و توانسته با انتخاب یک سوژه محوری، قصههای خوبی حول آن بسازد. اینکه سوژه اصلی فیلم برگرفته از یک رویداد واقعی است هم در رضایت مخاطب و ساخت بهتر «آرامبخش» بیتاثیر نبوده است. زمانیان نشان داد تجربههای متعددی که در ساخت فیلم کوتاه داستانی کسب کرده، توانسته به شناخت بهتری از فیلم بلند داستانی برسد و به چینش نسبتا مناسبی از کاراکترها در اثر خود دست یابد و آزمون خوبی را از سر بگذراند.
قصه به طور کلی خوب پیش میرود، اما تمرکز کارگردان بیش از همه روی نقش آرام است و بقیه شخصیتها خوب پرداخته نشده است. بازیهای آنطور که از چهرههای نامآشنا و موفق سینمای ایران انتظار میرفت در «آرامبخش» خوب پیش نرفته است و کارگردان نتوانسته از تمام ظرفیت آنها استفاده کند. اگرچه گاهی میبینیم برخی سکانسها مربوط به «آرامبخش» است، اما حسن پورشیرازی گویی بیشتر از آنکه پدر آرام باشد پدر رضا در «پیرپسر» است. شاکردوست نیز با وجود اینکه سعی کرده نقش خود را به خوبی ایفا کند، اما مخاطب را گاهی به یاد «بیبدن» میاندازد، اما نه به اندازه پورشیرازی. با این حال الناز شاکردوست بهتر از بقیه کاراکترها به دل مینشیند. حتی صابر ابر در نقش یک عاشقپیشه هم حتی حاضر است تن به ازدواج صوری بدهد خوب از کار درنیامده است.
«آرام» در آرامبخش نماد یک زن مستقل ایرانی و مجرد است. دختری که نتوانست با کسی که دوستش دارد به خاطر خواست خانواده و پدر مستبدش ازدواج کند. او هم دنیای مادرانگی را دوست دارد و هم تلاش دارد برخلاف خواسته دیگران، آنطور که فکر میکند درست است زندگی کند و زیر بار حرف زور دیگران نرود. فیلم «آرامبخش» به دنبال نشان دادن رنجهای درونی یک دختر مجرد بزرگسال در جامعه ایرانی است که حرکت او رو به جلوست، اما افکار سنتی مانع انتخابهای اوست. ما در این فیلم با شخصیت «آرام»، دختری ۴۰ ساله مواجهیم که توانسته با سختی، به رویای مادر شدن و داشتن یک زندگی مستقل برسد و از قانون جدید بهزیستی که به زنان مجرد بالای ۳۵ سال اجازه میدهد کودکان را به فرزندی بپذیرند استفاده کند و نوزادی را دور از چشم خانوادهاش بزرگ کند. اما این موضوع آغاز داستان و سختیهای آرام در فیلم است و ما با پدر و پدرخوانده و مادرخواندهای مواجه میشویم که به محض شنیدن این موضوع، او را طرد میکنند و اجازه نمیدهند به زندگی عادی خود ادامه دهد.
آرام مجبور به استعفا از شغل معلمی میشود، خانهاش توسط پدر و برادرانش آسیب میبیند و «ارغوان» طفل دو سالهای که آرام، او را به فرزندی گرفته را به بهزیستی برمیگردانند. او حالا ملزم است برای اطمینان بخشی به سازمان، برای تامین آینده و رفاه ارغوان اسنادی که نشان دهنده شغل مناسب، محل سکونت و سلامت روان او شود را عرضه کند، اما موفق نمیشود و تن به ازدواجی صوری میدهد. نمایش همه این اتفاقات اگرچه در یک فیلم ۸۲ دقیقهای آسان نیست، اما اگر به عنوان یک فیلم اولی ضعفهای شخصیتپردازیها را کنار بگذاریم و همه بخشها را کنار هم بگذاریم میتوان نمره نسبتا خوبی به آن داد بهویژه آنکه زمانیان روی یکی از مسائل مبتلا به جامعه دست گذاشته که تاکنون کسی به سراغ آن نرفته است.