وجود سختیها و مشکلات در زندگی، همیشه چالشهای معرفتی زیادی برای انسان بهوجود آورده است. یکی از این چالشهای معرفتی، پیدایش تصورات نادرست درباره خداوند متعال است. برخی انسانها تصور میکنند وجود سختیهای متعدد در زندگی، به این معنی است که خدا آنها را دوست ندارد یا آنها را رها کرده است.
ریشه این تصور نادرست در سوءظن به خداوند است. تصور ما این است که اگر انسانها در مشکلات و سختیها یکدیگر را رها میکنند، خدا نیز چنین است، درحالیکه اولا فلسفه وجود سختیها در زندگی، رشد انسان است. ثانیا خداوند مانند انسان نیست که کسی را در سختی، تنها بگذارد. اگر انسان، به همراهی خداوند در سختیها باور داشته باشد، یقین دارد که سختیها پایانپذیرند. این یقین باعث امید و افق روشن در زندگی میشود.
قرآن کریم بهصراحت میفرماید: «همراه هر سختی، آسانی است.» (سوره شرح، آیه ۵) حضرت امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «سختیها و دشواریها، پایانپذیرند و تمام میشوند.» إنّ لِلنَّکباتِ غایاتٍ لابُدّ أن تَنتَهیَ إلَیها. (تحفالعقول، ص۲۰۱)
روزى پیامبر خدا (ص) روبهروى دیوارى نشسته بودند که سوراخى در آن بود. به سوراخ دیوار اشاره کردند و خطاب به یاران خود فرمودند: «اگر سختیای وارد این سوراخ بشود، مطمئن باشید که آسانی و گشایش نیز وارد آن میشود و سختی را بیرون میکند.» (کنزالعمال، ج ۲، ص ۱۴)
این روایت و مانند آن، نشان میدهد که خداوند به تمام سختیهای انسانها آگاه است و آن را به گشایش تبدیل میکند، اما باید توجه کنیم که حضور خدا همیشه به معنای رفع فوری سختی نیست، بلکه به معنای هدایت، تقویت، معنابخشی و رساندن انسان به فرجام درست و درنهایت گشایش و فرج است؛ بنابراین واقعیت و تصور درست، این است که خدا بد ما را نمیخواهد و ما را رها نکرده است، پس به خدا حسنظن داشته باشیم و به وعدههای او در پایان یافتن سختیها و مشکلات، ایمان بیاوریم.
در زمان پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز، همین تصور نادرست برخی مشرکان درباره خداوند، دستاویزی برای مخالفت با پیامبر خدا شده بود. آیه ۵ سوره مبارک ضحی، به یک حادثه مهم میپردازد که نشان میدهد خداوند هیچگاه مؤمن را در سختیها و مشکلات رها نمیکند.
مدتی وحى بر پیامبر (ص) فرود نیامد؛ مشرکان بر پیامبر (ص) ایراد گرفتند که پروردگارش، او را رها کرده و با او دشمنى ورزیده است و اگر او راست مىگوید، پس چرا وحى مرتب بر او نازل نمىشود؟ این سخنان ازطرفی و عدم نزول چندروزه وحی ازطرف دیگر، پیامبر (ص) را دچار چالشهایی کرده بود. در این دوران، سوره ضحی نازل شد. (تفسیر نور، ج ۱۰، ص ۵۱۵) در این سوره سیزدهبار شخص پیامبر مورد خطاب قرار گرفته است. این نشان میدهد که خداوند نهتنها پیامبر (ص) را رها نکرده است، بلکه توجه ویژهای به او دارد.
خداوند در این سوره میفرماید: «مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مَا قَلَىٰ: پروردگارت -برخلاف تصور نادرست دشمنان- نه تو را رها کرده است و نه تو را دشمن میدارد». (ضحى، ۳) سپس میفرماید: «خداوند چنان جایگاهی به تو بدهد که راضی شوی!»
این حادثه و آیات آن، نشان میدهد دقیقا در موقعیتی که احساس «رهاشدگی» ممکن است شکل بگیرد، خداوند به انسان میفهماند که او را رها نکرده است.
در ادبیات اسلامی، مفهوم «انتظار» دقیقا همین معنا را میرساند. مفهوم انتظار به این معناست که اولا سختیها پایانپذیرند. ثانیا خداوند، انسان را در شدائد رها نمیکند و درنهایت، انسان قطعا به فرج و گشایش نهایی خواهد رسید، لذا فرمودهاند: «إنتِظارُ الفَرَجِ مِن اللّهِ عِبادَه» (الدرّالمنثور، ج ۶، ص ۹۹)
امروزه علت اصلی استرسها و اضطرابهای اجتماعی، همین احساس رهاشدگی و ناامیدی از فرج و گشایش است، درحالیکه ائمهاطهار (ع) میفرمایند مؤمن باید این حالت رهاشدگی را به حالت انتظار فرج و گشایش، تغییر دهد؛ لذا امامسجاد (ع) میفرماید: «اِنتِظارُ الفَرَجِ مِن أعظَمِ الفَرَجِ: انتظار گشایش، خودش گشایش و راحتی است.» (الاحتجاج، ج ۲، ص ۳۱۷)
بنابراین انسان مؤمن باید به خدا حسنظن و باور داشته باشد که خدا در سختیها او را رها نمیکند و باور داشته باشد که سختیها تمام میشوند و هر سختی، پایانی دارد و درنهایت با این باور، رفتار خود را از حالت اضطراب به حالت انتظار تغییر دهد؛ چراکه خود منتظر بودن، راحتی انسان را افزایش میدهد.