درمیان امامان شیعه، تنها امامی که در کشور اسلامی ایران دفن شده، امام علیبنموسیالرضا (ع) است. وجود امام علیبنموسیالرضا (ع) در ایران و حرم مطهر ایشان در مشهد، یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران اسلامی محسوب میشود؛ امامى که از بدو ورودشان به این سرزمین، منشأ خیر و برکت شدند.
این برکات از دیرباز درمیان مردم، بسیار ملموس بوده است، بهطوریکه مرحوم طبرسی، ۸ قرن پیش میگوید: «اما برکاتى که بعد از وفات حضرت رضا (ع)، در مشهد مقدس آن بزرگوار، آشکار شده و علامات و شگفتیهایى که انسانها درکنار مرقد شریف آن حضرت دیدهاند و عام و خاص و مخالف و موافق از دیرزمان تا امروز، به آن اقرار دارند، آنقدر زیاد است که قابلشمارش نیست.» (نگاهی بر زندگی چهاردهمعصوم (ع)، ج یک، ص ۳۸۴)
این برکات، برگرفته از روایتهای متعددی است که بر زیارت امامرضا (ع) تأکید کردهاند. از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمودند: «بهزودى پارهاى از تن من در زمین خراسان مدفون شود و هیچ مؤمنى او را زیارت نکند؛ مگر آنکه خداوند متعال، بهشت را بر او واجب و بدنش را بر آتش جهنم، حرام کند.» (مفاتیح نوین، صفحه۴۶۵)
امامرضا (ع) فرمودند: «هرکه مرا باتوجهبه دورى قبرم زیارت کند، روز قیامت در سه جایگاه، نزد او بیایم تا او را از صحنههاى هولناک آن روز خلاصى بخشم؛ اول زمانى که نامه اعمال به دست انسانها داده مىشود، دوم نزد پل صراط و سوم، نزد میزان و ترازوى اعمال.» (مفاتیح نوین، صفحه۴۶۵)
شهر مشهد که امروز دومین کلانشهر ایران و پایتخت فرهنگی جهان اسلام است، ریشه در تحولی تاریخی دارد. این شهر در ابتدا روستایی به نام سناباد از توابع توس بود که پس از دفن امامرضا (ع) در سال ۲۰۳هجری، بهتدریج توسعه یافت. در قرن گذشته، سفرنامهنویسان گزارش دادهاند که روضه امامرضا (ع)، شهر مشهد را تشکیل داده است. (عقیدهالشیعه و هو کتاب عن تاریخالاسلام فی ایران و العراق، ج یک، ص ۱۹۳)
بىتردید، برآمدن شهر مشهد، بهدلیل جنبه زیارتى آن بوده است، بهطورىکه تعداد زیادى از شیعیان، بهدلیل متبرک دانستن آن محل، بهتدریج به آن ناحیه مهاجرت کرده و در آنجا سکونت گزیدهاند. در این صورت، توسعه شهر همزمان با توسعه حرم رضوى است.
پس از حملات مغول در قرن هفتم هجری، توس بهشدت آسیب دید و بهتدریج مشهد جای آن را گرفت. ابنبطوطه در سال۷۳۴ هجری از مشهد دیدن کرده و آن را شهری بزرگ با بازارهای پررونق، مدارس و مساجد متعدد، توصیف کرده است. (مقالات تاریخی، رسول جعفریان، دفتر نهم، ص ۳۴۷)