آیت‌الله علم‌الهدی: داشتن روحیه مقاومت راه نجات از بحران‌ها است

  • کد خبر: ۳۹۴۲۵۴
  • ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۲۰
آیت‌الله علم‌الهدی: داشتن روحیه مقاومت راه نجات از بحران‌ها است
امام جمعه مشهد گفت: راه نجات از بحران‌ها و سختی‌های زندگی داشتن روحیه مقاومت و استواری و ارتباط با خداوند است.

به گزارش شهرآرانیوز، آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی در دومین جلسه تفسیر آیات قرآن کریم در ماه مبارک رمضان امسال که به میزبانی حسینیه دفتر نماینده ولی‌فقیه در استان خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: نخستین آیه در برنامه‌ی «زندگی با آیه‌ها»، آیات ۴۵ و ۴۶ سوره‌ی مبارکه بقره است، وقتی از آیه‌های زندگی سخن می‌گوییم، منظورمان همه آیه‌های قرآن نیست، بلکه می‌خواهیم بررسی کنیم چگونه می‌توان با آیات قرآن زندگی کرد، با نسخه‌های الهی و دستوراتی که خداوند برای سامان دادن به حیات انسان ارائه کرده است. زندگی با آیه یعنی تنظیم سبک زندگی بر اساس آنچه در آیه آمده، نه صرفاً دانستن اینکه آیه‌ها مربوط به زندگی‌اند.

وی افزود: در جلسه قبل گفتیم یکی از ویژگی‌های زندگی در این دنیا «ابهام و تاریکی» است؛ آینده قابل پیش‌بینی است، اما قابل دیدن و لمس نیست. در دین نیز تشبیهی آمده که زندگی را به «دریای قیر» مانند کرده‌اند، نه بیابان تاریک؛ زیرا در بیابان تاریک می‌توان تا چند قدم جلوتر را دید، اما در دریای قیر هیچ چیز برای انسان قابل درک نیست.

دومین ویژگی زندگی انسان «عدم ثبات و استقرار» است

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: ویژگی دوم زندگی، «عدم استقرار و ثبات» است. هیچ چیز در زندگی پایدار نیست؛ از نوزادی تا پیری، انسان در حال تغییر است. گاه فردی را پس از سال‌ها می‌بینید و نمی‌توانید او را بشناسید، چون همه‌چیزش دگرگون شده است، قیافه رفتار، حرکات، و حتی نگاهش یکی از مشکلات زندگی همین بی‌ثباتی است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در بیانی زیبا این حقیقت را چنین توصیف می‌فرمایند: «دارٌ بالبلاءِ محفوفةٌ و بالقدر معروفةٌ، لا تدوم أحوال‌ها ولا تسلم آمالها؛ أحوال‌ها مختلفة و تاراتٌ متصرّفة».

وی ابراز کرد: یعنی دنیا خانه‌ای پیچیده در بلا و شناخته‌شده به تقدیر و فریب است؛ احوالش پایدار نیست و امیدهایش دوام ندارد، حالاتش متفاوت‌اند و پیوسته دگرگون می‌شوند.   دنیا به بلا، تقدیر و فریب معروف است، زیرا انسان در حقیقت از دنیا جدا نیست؛ «دنیای» هرکس همان زندگی خود اوست. دنیای انسان ظرف‌های گوناگون عمر اوست: کودکی، جوانی، میانسالی و پیری. پس وقتی مولا (ع) می‌فرمایند دنیا معروف به قدر و مکر است، منظور همین دنیاست که با تغییر و فریب همراه است.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: خداوند ما را برای زندگی آفریده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند که «خُلِقتُم للبقاء لا للفناء»؛ شما برای ماندن آفریده شده‌اید، نه برای نابودی. زندگی دو بخش دارد: بخش گذار و بخش ثبات. همان‌طور که آب چشمه پس از طی مسیر‌های سخت و گذر از سنگ و صحرا سرانجام به دریا می‌رسد و آرام می‌گیرد، زندگی انسان نیز در حال گذر است تا به دریای ثبات برسد. مرگ، نقطه‌ی اتصال این رودخانه به دریاست؛ پایان زندگی دنیایی، آغاز زندگی ثابت و ابدی است.

امام جمعه مشهد گفت: در این مسیر گذار، هیچ چیز پایدار نیست. انسان گاهی بر اساس توانایی‌های امروز خود برای آینده برنامه‌ریزی می‌کند، اما با گذشت زمان می‌بیند از همه‌ی آرزو‌ها و برنامه‌ها فاصله گرفته است. این همان فریب زندگی است که احساس توانستن می‌دهد، سپس همه چیز تغییر می‌کند.

زندگی، جریان مداوم تحول و تغییر است

عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند که «أحوال‌ها مختلفة و تارات متصرّفة»؛ یعنی مراتب و مراحل زندگی همواره در تحول‌اند. انسان در یک رتبه ثابت نمی‌ماند؛ روزی ناتوان است که حتی نمی‌تواند مگسی را از صورت خود دور کند، و روزی به قدرتی می‌رسد که توان اداره‌ی جامعه‌ای را دارد. همه‌ی این مراحل، مراتب گوناگون زندگی‌اند که پیش از اراده‌ی ما، تدبیر الهی آنها را رقم زده است. زندگی، جریان مداوم تحول است؛ پیوسته در تغییر، بی‌قرار، و متصرّف به تقدیر الهی.

وی عنوان کرد:، اما پرسش مهم این است: با چنین وضعی، چگونه باید زندگی کرد؟ چه چیزی ثبات ما را در زندگی از بین می‌برد؟ بخشی از این تحولات طبیعی‌اند و ناگزیر. انسان روزی جوان است، نیرومند و با نشاط، و به مرور فرسوده می‌شود؛ پوستش چروک می‌افتد، موهایش سفید می‌گردد، و توانایی‌های بدنی و ذهنی‌اش کاهش می‌یابد. این دگرگونی طبیعی است و همه برای آن آماده‌اند.

آیت‌الله علم‌الهدی ابراز کرد: با این حال، بی‌ثباتی زندگی فقط به این فرسودگی طبیعی محدود نمی‌شود. آنچه واقعاً ثبات را از انسان می‌گیرد، بحران‌ها و حوادث غیرمنتظره‌اند؛ بحران‌هایی که ناگهان همه چیز را زیر و رو می‌کنند. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که «دارٌ بالبلاءِ محفوفه»؛ یعنی زندگی اساساً با بلا و بحران احاطه شده است. اگر به زندگی خودمان نگاه کنیم، درمی‌یابیم چه اندازه بحران‌های پیش‌بینی‌نشده داشته‌ایم؛ بحران‌هایی شخصی، اجتماعی یا طبیعی که مسیر زندگی ما را تغییر داده‌اند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با طرح این پرسش که آیا می‌توان این بحران‌ها را مهار کرد؟ آیا می‌شود نسخه‌ای از قرآن گرفت که به ما بیاموزد چگونه در برابر بحران‌ها ایستادگی کنیم و زندگی‌مان را از بی‌ثباتی نجات دهیم، ابراز کرد: قرآن راه درمان را نشان داده؛ دو نوع درمان در برابر بحران وجود دارد؛ نخست درمانی که به خود انسان مربوط است؛ و دوم درمانی که از جانب خداوند صورت می‌گیرد.

داشتن روحیه مقاومت و برپایی نماز راه نجات از بحران هاست

امام جمعه مشهد افزود: درمان نخست، یعنی وظیفه‌ی انسان، مقاومت است. هنگامی که طوفان بحران و حادثه فرا می‌رسد، باید ایستاد، تسلیم نشد و استوار ماند. مقاومت یعنی حفظ روحیه و قدرت درونی، نه صرفاً تحمل. این همان صبری است که قرآن از آن سخن می‌گوید؛ صبری فعال و مقاوم. وقتی حادثه‌ای طبیعی ـ زلزله، سیل یا بلا‌های آسمانی ـ زندگی را به هم می‌ریزد، باید بر جای خود ثابت ماند. ممکن است بناها، دارایی‌ها و ظواهر نابود شوند، اما قدرت درونی انسان باقی است. او همان نیرویی را دارد که پیش‌تر همه چیز را ساخته بود؛ پس می‌تواند دوباره بسازد.

وی ادامه داد: صبر یعنی نباختن خود در برابر بحران، نه تسلیم شدن. یعنی نگفتنِ «همه چیز از بین رفت، پس من تمام شدم». باید برخاست، بازسازی کرد و ادامه داد. همین روح مقاومت است که انسان را از سقوط به یأس و درماندگی نجات می‌دهد.

آیت‌الله علم‌الهدی بیان کرد: اگر بحران از سوی دشمنان باشد و ارادی، باز هم باید ایستاد. نباید به دشمن اجازه‌ی تصرف در اراده و انسانیت خود داد. مقاومت یعنی حفظ عزت، حفظ داشته‌ها و مبارزه با فساد و تجاوز. مرحوم آیت‌الله مدرس نمونه‌ی درخشانی از این مقاومت بود. در زمان رضاخان، هنگامی که روسیه برای ایران اولتیماتوم سختی فرستاد، بسیاری در مجلس نگران و دچار تزلزل شدند، اما مدرس با شجاعت ایستاد و گفت که «اگر قرار باشد ایران تسلیم شود، دیگر ایران نیست. ما ایستاده‌ایم.»

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی عنوان کرد: دشمن آمده تا همه چیز ما را بگیرد و ما را نابود کند؛ آیا باید با دست خودمان خودکشی کنیم و همه چیز را تسلیم دشمن سازیم؟ نه، باید مقاومت کنیم و ایستادگی نشان دهیم. اگر ایستیم، هستی خود را حفظ خواهیم کرد؛ و اگر بی‌اراده، خود را تسلیم کنیم، نابود خواهیم شد؛ ین، معنا و حقیقت صبر و مقاومت است؛ نیرویی از درون انسان، اتکاء به عقل و ایمان، و تصمیم به ایستادگی،  قرآن همین شیوه را تأیید می‌کند.

وی اضافه کرد:، اما سوال این است: آیا انسان با قدرت خود به تنهایی می‌تواند در برابر بحران‌ها بایستد؟ پاسخ این است که ابتدا باید تصمیم بگیرد مقاوم باشد، اما سپس از خداوند یاری بخواهد؛ چرا که هیچ‌کس، چون خدا یاری‌گر نیست. قرآن می‌فرماید: واسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ» یعنی «به صبر و نماز از خدا کمک بگیرید.

امام جمعه مشهد گفت: نماز فقط یک عمل عبادی خشک نیست که گمان کنیم باید با بی‌حوصلگی دو رکعت بخوانیم تا وظیفه شرعی‌مان ادا شود. نماز، ستون و پناهگاه زندگی است. نماز به انسان اتصال و تکیه می‌دهد؛ ارتباطی مستقیم با سرچشمه‌ی قدرت، یعنی خداوند. کسی که پنج‌بار در روز نماز می‌خواند، در حقیقت پنج‌بار رشته‌ی ارتباط معنوی خود با خدا را محکم‌تر می‌کند تا در مشکلات، بتواند از او مدد بگیرد.

آیت‌الله علم‌الهدی تاکید کرد: امام صادق (ع) فرمودند: «کانَ علیٌ علیه‌السلام إذا أهمَّه أمرٌ، صلّی»؛ یعنی امیرالمؤمنین هرگاه با مشکلی روبه‌رو می‌شدند، فوراً نماز می‌خواندند.   پس، راه قرآن برای مقاومت در برابر بحران این است که نخست خودت تصمیم بگیر که بایستی و نلغزی و دوم با نماز، از خداوند یاری بخواه.   نماز ابزاری برای حفظ ارتباط معنوی است. هرچه این رابطه قوی‌تر باشد، نیروی درونی انسان بیشتر می‌شود. کسی که در نماز خشوع دارد، یعنی از دل خود با خدا سخن می‌گوید، به او می‌گوید «سبحان ربی الأعلى»، و باور دارد که خدا از همه برتر است؛ چنین انسانی واقعاً به خدا وصل می‌شود.

وی گفت: قرآن در ادامه می‌فرماید که «وإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ»؛ یعنی «نماز و صبر کار سنگینی است، مگر برای خاشعان». خاشعان کسانی هستند که با نماز به خدا متصل می‌شوند و حضور قلب دارند. نماز، وقتی معنا دارد که انسان بداند در حال گفت‌و‌گو با کسی است. روح نماز همین است؛ یعنی گفت‌و‌گو با خدا، نه صرفاً تلفظ چند جمله‌ی عربی. نماز واقعی یعنی ارتباط قلبی، احساس حضور، و اتصال به منبع قدرت.

عضو مجلس خبرگان رهبری بیان کرد: بنابراین، نسخه‌ی قرآن برای مقابله با بحران‌ها خلاصه می‌شود در دو اصل «مقاومت و استواری ارادی انسان»؛ تصمیم به ایستادن و نباختن و «نماز و ارتباط معنوی با خداوند»؛ پیوندی که از او نیرو می‌دهد. کسی که این دو را داشته باشد، نه بحران می‌تواند او را متزلزل کند، و نه زندگی بی‌ثبات او را بی‌قرار سازد. این همان ثبات حقیقی است که قرآن وعده داده است.

خضوع یعنی فروتنی در رفتار و خشوع یعنی فروتنی در برابر خدا

امام جمعه مشهد گفت: ما در زبان دین دو واژه‌ی نزدیک داریم، «خضوع» و «خشوع»؛ خضوع یعنی فروتنی در ظاهر و رفتار؛ مثلا وقتی در برابر بزرگی قرار می‌گیرید، دست بر سینه می‌گذارید یا تعظیم می‌کنید. این، کار اعضا و جوارح است. اما خشوع، کار دل است؛ حالتی درونی و احساسی که در قلب انسان پدید می‌آید.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: هر یک از ما رابطه‌ای خاص با خدا داریم؛ هیچ دو انسانی تجربه‌ای یکسان در ارتباط با پروردگار ندارند. همان‌گونه که ارتباط شما با همسرتان یا فرزندتان متفاوت است، نوع احساس شما نسبت به خدا نیز ویژه‌ی خود شماست. این رابطه، چیزی ذهنی یا صرفاً فکری نیست؛ رابطه‌ای قلبی است. دل با خدا سر و کار دارد، نه صرفاً اندیشه یا استدلال.

وی اضافه کرد: اگر دل انسان به نقطه‌ای برسد که باور فکری او را نیز از این ارتباط آگاه کند، در آن لحظه «رابطه‌ی حقیقی» با خدا برقرار شده است. این همان خشوع است: دل در برابر خداوند فروتن و تسلیم باشد. انسان در دل همه‌چیز را می‌خواهد ــ مال، قدرت، محبت ــ، اما اگر در قلبش خدا را خواست، از تمام خواسته‌های دیگر به‌خاطر او می‌گذرد. این خشوع دل است.

امام جمعه مشهد خاطرنشان کرد: نماز برای چنین دلی دیگر سنگین نیست. خشوع جایی است که همه‌ی گرایش‌ها و خواستن‌ها به سوی خدا جهت پیدا می‌کند و انسان از هر خواسته‌ای که او را از خدا جدا می‌کند، چشم می‌پوشد. کسی که چنین حالی دارد، در نماز واقعاً با خدا ارتباط برقرار می‌کند. اگر انسان در شرایط بحران زندگی، در برابر مشکلات ایستاد و مقاومت کرد، و در کنار آن چنین رابطه‌ی زنده‌ای با خدا داشت، بی‌تردید پیروز خواهد شد و زندگی‌اش ثبات و استقرار می‌یابد؛ همان وعده‌ای که خداوند در قرآن داده است.

آیت‌الله علم‌الهدی بیان کرد: در ادامه‌ی آیات، خداوند در آیه‌ی ۴۶ سوره‌ی بقره ویژگی دیگر اهل خشوع را بیان می‌کند،   الّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ؛ یعنی: «آنان که می‌پندارند پروردگار خود را ملاقات خواهند کرد و به سوی او بازمی‌گردند.»

ایمان به معاد شرط پیدایش خضوع است

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفت: ایمان به معاد شرط پیدایش خشوع است. کسی که تنها بداند خدا او را آفریده، اما باور نداشته باشد بازگشت و دیدار دوباره‌ای در کار است، قلبش خاشع نمی‌شود. خشوع زمانی می‌آید که انسان بداند در چرخه‌ی هستی سرانجام به سوی خدا بازخواهد گشت و با او روبه‌رو خواهد شد.

وی افزود: یهودیان می‌گفتند خدا ما را خلق کرد و سپس رها نمود. اما مؤمنان چنین باوری ندارند. ما می‌دانیم خدا ما را آفرید، پرورشمان می‌دهد، تدبیر زندگی‌مان را بر عهده دارد، و در نهایت ما به سوی او بازمی‌گردیم. این باور، سرچشمه‌ی خشوع است. در همین سوره، در آیه‌ی چهارم آمده است:  وبِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ؛ یعنی «به آخرت یقین دارند».   اما در آیه‌ی ۴۶ می‌گوید که الَّذِینَ یَظُنُّونَ، «می‌پندارند ملاقات خواهند کرد».

عضو مجلس خبرگان رهبری با طرح این پرسش که چرا یک جا از یقین سخن گفته و جای دیگر از ظن، ابراز کرد: در روایت از امیرالمؤمنین (ع) آمده است: اینان یقین به معاد دارند ــ یعنی باور دارند دوباره زنده خواهند شد ــ، اما در مورد کیفیت ملاقات با خدا گمان و امید دارند. آنان در مسیر معاد آن‌قدر پیش می‌روند که به مقام قرب الهی می‌رسند و در آنجا گویی خدا را «ملاقات» می‌کنند. برخی مفسران نیز گفته‌اند، منظور از این جمله آن است که خاشعان در حال نماز گمان می‌کنند با خدا دیدار دارند؛ همان‌گونه که قرآن فرمود:  الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ؛ یعنی در نماز خویش، حضور و ملاقات الهی را احساس می‌کنند.

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: بدین ترتیب، دو آیه‌ی ۴۵ و ۴۶ سوره بقره یک نسخه الهی کامل برای آرامش و ثبات در زندگی به ما می‌دهند،   نخست تکیه بر صبر و مقاومت انسانی و دوم ارتباط پیوسته با خدا از طریق نماز همراه با خشوع. اگر چنین کنیم، زندگی‌مان از بی‌ثباتی و تزلزل در امان خواهد ماند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.