امام خامنه‌ای به حق‌الیقین رسیدند

  • کد خبر: ۴۰۰۸۰۳
  • ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۶
امام خامنه‌ای به حق‌الیقین رسیدند
سید عطالله مهاجرانی به یاد رهبر شهید یادداشتی را منتشر کرد.

از دوستان دانشجوی مشهدی ذکر خیر آیت‌ا... خامنه‌ای را شنیده بودم. در تابستان سال۱۳۵۳ برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودیم. به مسجدی که آیت‌ا... خامنه‌ای سخنرانی می‌کردند، رفتیم. ماه رمضان بود. ما هم نیت ده‌روزه کرده بودیم. سخنرانی پس از نماز ظهر بود.

آیت‌ا... خامنه‌ای سی‌وپنج‌ساله بودند. ایستاده سخنرانی می‌کردند. درست مانند سخنرانی‌های همیشه ایشان، برگه‌های یادداشت در دستشان بود. درباره مرکزیت قرآن مجید در اندیشه اسلامی سخن گفتند.

تبیین ریشه نام قرآن، اشاره به «قرأ» و «قرن» قرآن به‌عنوان کتاب خواندنی یا کتابی جمع‌آوری‌شده یا کتابی که اجزا و آیات آن با هم هماهنگی و هارمونی دارد. اشاره کردند که ما سه گونه قرآن می‌خوانیم؛ یا با قرآن مواجه می‌شویم. خواندن ظاهری آیات و نسبت با ظاهر و الفاظ آیات. دوم، خواندن با تدبر و تعمق و تعقل در آیات؛ و سوم خواندن با قلب خویش.

قرآن در این وجه سوم با روح و روان ما آمیخته می‌شود. این بیت حافظ را به‌عنوان شاهد ذکر کردند:

دیدن روی تو را دیده جان‌بین باید / این کجا مرتبه چشم جهان بین من است

ما با چشم ظاهر جهان را می‌بینیم، اما با دیده جان‌بین جان جهان را نگاه می‌کنیم. به تقابل و نسبت «چشم» و «دیده» و «جهان» و «جان» اشاره کردند.

من در همان سفر جلد نخست تفسیر عیاشی را در کتابخانه مسجد گوهرشاد دیده بودم؛ جلد سخت صورتی با عطف نخودی‌رنگ.

از امام‌صادق (ع) روایت شده بود که قرآن عبارات و اشارات و لطایف و دقایق دارد. روایت، این دسته‌بندی چهارگانه را تبیین کرده بود: انسان‌های معمولی با عبارت آشنا می‌شوند، انسان‌های اهل‌دانش اشارات را می‌یابند، اولیای خداوند لطایف را درک می‌کنند و انبیا به دقایق می‌رسند.

در ذهنم بود که این پله‌های نردبان شناخت و فهم قرآن مجید ممکن است به گونه‌ای تفسیر شود که انسان فهم پیامبرانه پیدا کند.

پس از سخنرانی آیت‌ا... خامنه‌ای حلقه‌ای در اطراف ایشان تشکیل شد. ایشان متوجه شدند که دوست دانشجویم و من چهره‌های تازه هستیم. با ما گرم احوال‌پرسی کردند. گفتیم از اصفهان آمده‌ایم و دانشجو هستیم. به روایت امام‌صادق (ع) اشاره کردم. «چشم جهان‌بین جهان ظاهر و الفاظ قرآن را می‌بیند و دیده جان‌بین لطایف و دقایق را.» با لطف بسیار توجه و تشویق کردند. پرسیدند روایت را کجا دیده‌اید؟ گفتم در تفسیر عیاشی در کتابخانه مسجد گوهرشاد. صبح‌ها تا ظهر به آنجا می‌روم.

آن آشنایی و آن لذت حضور و عطر تفسیر قرآن و آن بیت حافظ برای همیشه در ذهنم باقی ماند. هر وقت سخنان یا نوشته‌های آیت‌ا... خامنه‌ای را می‌دیدم، در کمیسیون دفاع مجلس اول که مجال گفت‌و‌گو فراهم می‌شد و خطبه‌های نمازجمعه تهران، همیشه همان نگین آیات قرآنی با لطافت و تبیینی که ویژه ایشان بود، در ذهنم پل می‌زد تا آن سخنرانی نخست آشنایی. به این استنتاج رسیده بودم که آیت‌ا... خامنه‌ای سبک و سلوکی قرآنی دارند.

اگر بخواهم مهم‌ترین جنبه تشخص ایشان و گوهر سعه وجودی ایشان را تفسیر کنم، همین نکته است. با قرآن مجید زندگی می‌کردند. آیات بر ذهن و زبان و زندگی ایشان پرتو انداخته بود. این جلوه را در خرداد سال۱۳۶۸، هنگامی که به‌عنوان رهبر انقلاب و رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده بودند، بار دیگر با روشنایی تمام دیدم.

با هیئت‌دولت به‌اتفاق نخست‌وزیر وقت، شبانه به دفتر آیت‌ا... خامنه‌ای در ریاست‌جمهوری رفتیم. یک روز از انتخاب ایشان گذشته بود. در همان نگاه نخست احساس کردم ایشان با وقار و طمأنینه دیگری ظاهر شده‌اند. با جمع ما به‌گرمی احوال‌پرسی کردند. نگاهشان را به زمین انداختند. سرشان را پایین گرفته بودند. گفتند: «این مسئولیت بار سنگینی است که بر من شانه من نهاده‌اند. شانه‌های نحیف من تحمل چنین باری را نداشت. به لطف و عنایت خداوند باور دارم. خداوند متعال فرموده است: یا یَحْیی خُذِ الکتابَ بِقُوّة» (مریم:۱۲)

پیدا بود این آیه قرآن مجید تکیه‌گاه اندیشه و باور آیت‌ا... خامنه‌ای بود. ایشان در جلسه خبرگان با صراحت و حتی با انکار در برابر پیشنهاد رهبری ایستاده بودند، اما وقتی بار مسئولیت و عهد را بر دوششان نهادند، با توکل به خداوند و با قوت مسئولیت را پذیرفتند. این گرایش، یعنی از پنجره و زاویه قرآن مجید به مسائل و وظایف نگریستن، برای آیت‌ا... خامنه‌ای تبدیل به ملکه شده بود.

در سخت‌ترین وضعیت ایشان به آیات قرآنی تمسک می‌کردند. به تحقق آیات ایمان و امید داشتند. می‌دانستند آرمانشان با ایمان و امید با عبور از دریا‌های آکنده از طوفان به ساحل نجات می‌رسد، که رسید.

درباره سید شهیدان، امام خامنه‌ای، بایست بسیار نوشت. برای من که نخستین دیدار و خاطره‌ام از ایشان به ۵۲ سال پیش به مشهد و دیدار در مسجد کرامت در چهارراه نادری (شهدا) بازمی‌گردد، با دریای مواجی از خاطرات روبه‌رو هستم که تنها می‌توان از ساحل از پس پرده اشک نگریست...

به‌عنوان سخن نخست این حسب حال (که بی‌حضور این‌جهانی او، حالمان دگرگون شده است) به این نکته توجه کنید:

انسان‌هایی که از تخته‌بند تن و پیوند‌های زمانمندی و مکانمندی آزاد و رها می‌شوند، به گونه‌ای دیگر زندگی می‌کنند. چنان‌که وقتی ابوالعلاء معرّی به دیدار سید و سرور و نقیب شیعیان در بغداد، شریف مرتضی، رفته بود، هنگامی که از ابوالعلاء پرسیدند شریف مرتضی را چگونه دیدی، گفته بود:

«رأیته و رأیت الناس فی رجل/ والدهر فی ساعة و الارض فی الدار»؛ «او را دیدم. همه مردم را در یک شخص و روح زمانه را در ساعتی و جهان را در خانه‌ای مشاهده کردم.»

سعه وجودی انسان می‌تواند به چنین گستره حیرت‌انگیزی بینجامد؛ مثل گستره بهشت! در قرآن مجید درباره گستره بهشت خداوند متعال فرموده است. قرآن، چنان‌که میناگری کار اوست، با دو تعبیر متفاوت این تشبیه را مطرح کرده است:

«وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ» آل‌عمران: ١٣٣

«وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ»  الحدید: ٢١

و بهشتی که گستره آن آسمان‌ها و زمین است. بهشتی که گستره آن مانند گستره آسمان و زمین است.

واژه «عرض» در این آیات مفهوم مشهور عرض در برابر طول نیست، به معنای گستره و ساحت است. انسان می‌تواند مانند بهشت چنین گستره‌ای بیابد! مانند گستره وجودی شریف مرتضی از نگاه هنرمندانه و ژرف ابوالعلاء معری. انسان به روح زمان پیوند می‌خورد و دیگر عمر او با سال سنجیده نمی‌شود.

مگر ما عمر مسیح (ع) را ۳۳ سال می‌دانیم؟ او زنده است. زندگی او با استناد به هر دو روایت مسیحیان و مسلمانان، فراتر از زندگی بسیار محدود این‌جهانی او بوده است. مگر می‌توان عمر امام‌خمینی (ره) و آیت‌ا... خامنه‌ای (قدس سره) را با عدد سنجید؟ آنها از زنجیره و پای‌بست زمان رها شده و به دهر، بلکه به سرمد پیوسته‌اند؛ عمری که از خاک برمی‌خیزد و به خدا می‌پیوندد و جلوه و صبغه و عطر الهی می‌گیرد؛ انسان‌هایی که در فرصت عمر این‌جهانی از خود شخصیتی فراتر از زمان و مکان می‌سازند. برای ما دیدن حقیقت شخصیت و سعه وجودی چنین افرادی دشوار است. مگر می‌توان رسول‌اکرم (ص) یا امام‌علی (ع) را چنان که بایست شناخت؟!

به روایت شهریار: «متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را!» ما سر بر آستانه حیرت فرود می‌آوریم.

این افراد ازجمله امام خامنه‌ای به حق‌الیقین رسیدند. از جنس آرمان شدند. آرمان در بند «زمان» و «زمین» اسیر نمی‌ماند. از بند تعلق آزاد می‌شود. مثل آذرباد به جهانی دیگر بال می‌گشاید؛ همان گستره تمام آسمان‌ها و زمین. مثل شهید که:

«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ «کسانى را که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده مپندار، بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند.» «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ‌یَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ «از فضیلتى که خدا نصیبشان کرده است، شادمان‌اند؛ و براى آنها که در پى‌شان هستند و هنوز به آنها نپیوسته‌اند، خوشدل‌اند که بیمى بر آنها نیست و اندوهگین نمى‌شوند.»  (آل عمران: ١٧٠- ۱۶۹)

آیات، سرشار از معانی ژرف و زیبایی، بلکه شیدایی است. ما در پرده پندار نگاه می‌کنیم. آیه با تعبیر «وَ لا تَحْسَبَنَّ» با نون ثقیله تأکید به ما بیدارباش و هشدار می‌دهد که شما از پرده پندار بیرون بیایید و با نگاهی دیگر به شهادت و شهیدان نگاه کنید. به نظرم خواجه حافظ از همین آیه الهام گرفته و اقتباس کرده است:

دیدن روی تو را دیده جان‌بین باید / این کجا مرتبه چشم جهان‌بین من است

تقابل دیده و چشم و جان و جهان از همان میناگری‌های قرآنی حافظ است. ما با چشم ظاهر می‌بینیم که شهید خامنه‌ای دیگر در میان ما نیست و دیگر صدایش را نمی‌شنویم. اما دیده جان‌بین به ما می‌گوید افق هستی او فراتر از زمان و زمین گسترش یافته است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.